صرافی گاندی صرافی نیاوران
● خانه ● تبادل نظر پرنیان ● سفارش آگهی ● تماس با ما ● فیلترشکن ● عضویت در سایت
مستند انفرادی؛ بخش دوازدهم: زنان و کابوس تجاوز در سلول انفرادی مستند انفرادی؛ بخش دوازدهم: زنان و کابوس تجاوز در سلول انفرادی

‌چهارشنبه 31 اكتبر 2012 - 10 آبان 1391

● مقالات
+ 68
رای دهید
- 104

مستند انفرادی؛ بخش دوازدهم: زنان و کابوس تجاوز در سلول انفرادی

طرح: کتاب «یادنگاره های زندان» اثر سودابه اردوان زندانی سیاسی دهه ۶۰

وحید پوراستاد

انفرادی داستان زندانیان سیاسی است. داستان انسان‌هایی که بعد از انقلاب اسلامی تا به امروز، روز‌ها و شب‌های بسیاری را در سلول‌های کوچک انفرادی گذراندند. زندانیان سیاسی که روح و جسم شان با دیوارهای به هم فشرده سلول‌ها مبارزه می‌کرد، تا بتوانند فضای کوچک انفرادی‌ها و یا مکان‌هایی شبیه به قبر را تحمل کنند. درون این چهاردیواری‌ها رمز و رازهای بسیاری نهفته است.
 
در بخش « دوازدهم» برنامه مستند رادیویی «انفرادی»  شما را به درون این چهاردیواری و یا شبه قبر‌ها می بریم همراه با زنان زندانی سیاسی تا آنان نیز از تجربیات خود از « حضور در بازداشتگاه های مردانه و کابوس تجاوز» بگویند.
 
زندانبان، زندانی زن را به داخل سلول هل می‌دهد و در را پشت سرش قفل می‌کند.
 
زن چشم بندش را بر می‌دارد و به گوشه‌ای پرت می‌کند. نگاهی به اطراف سلول می‌کند. اولین چیزی که درون سلول خودنمایی می‌کند لکه‌های استفراغ و قطره‌هایی از خون خشک شده است.
 
شایسته وطن دوست، زندانی سیاسی دهه ۶۰ و ۷۰ خورشیدی با مجموع ۱۸ سال زندان که نزدیک به دو سال آن در انفرادی بوده، می‌گوید: «سخت گیری زندانبانان نسبت به زنان به نوع نگاهی است که نسبت به مبارزات سیاسی زنان وجود دارد.»
 
خانم وطن دوست تاکید می کند: «زنی که وارد عرصه مبارزه می‌شود خودش را همپای یک مرد می‌داند. یعنی دیگر به جنسیت اش فکر نمی‌کند. این‌‌ همان چیزی بود که رژیم نسبت به آن احساس تحقیر می‌کرد و بیشترین فشار را سعی می‌کرد روی زن‌ها بیاورد. ولی دیدیم که در این مسیر خیلی زن‌ها بیشتر از خیلی مرد‌ها فشار‌ها را تحمل می‌کردند.»
 زندانی به در سلول می‌زند. زندانبان پنجره کوچک بالای سلول را باز می‌کند و زندانی تقاضای نوار بهداشتی می‌کند. زندانبان با پوزخند پنجره سلول انفرادی را به شدت می‌بندد.
 
زندانی پس از دقایقی باز هم به در می‌زند. اما زندانبان هیچ اعتنایی نمی‌کند. زندانی این بار با مشت به در می‌کوبد. زندانبان پنجره سلول را باز می‌کند و با تحقیر و توهین پنجره سلول را به شدت به هم می‌کوبد. زندانی در حالی که صورتش از اشک خیس شده، به ناچار آستین لباس‌اش را به سختی تکه تکه می‌کند و از آن به عنوان نوار بهداشتی استفاده می‌کند.
 

منیره برادران


 ​​منیره برادران، زندانی سیاسی دهه ۶۰ با ۹ سال سابقه زندان که شش ماه از این مدت را درون سلول انفرادی به سر برده می گوید: «یکی از چیزهایی که عامل فشار بر روی زنان می‌شود مسئله عادت ماهانه زنان است که زندانبان‌ها از دادن نوار بهداشتی خودداری می‌کنند و زندانی باید مدام بگوید و درخواست کند. من دوره‌های زیادی در زندان داشتم که به ما نوار بهداشتی نمی‌دادند.»
 
فریبا داودی مهاجر از فعالان سیاسی و مدنی در سال ۷۹ به مدت ۴۰ روز در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه عشرت آباد سپاه بود. بازداشتگاهی که خانم داودی مهاجر می گوید:‌ «تمام زندانبانان این زندان مرد بودند.»
 
فریبا داوودی مهاجر با اشاره به اینکه در حالی که نیاز مبرم به نوار بهداشتی داشته، او را تا چند روز در وضعیتی غیر بهداشتی نگه داشته‌اند و توجهی به درخواست‌های نمی‌کرده‌اند می گوید: «خانم‌ها یک سری نیازهای بهداشتی دارند که نمی‌توانند به مرد‌ها بگویند که ما چه نیازهایی داریم و من ساعت‌ها کف سلول نشسته بودم و چادرم را پهن کرده بودم دورم. آن‌ها مرا در این شرایط قرار داده بودند تا مرا تحقیر کنند. من ساعت‌ها نشسته بودم و نمی‌توانستم از سلول بیرون بیایم. به آن‌ها می‌گفتم باید بروید و یک زن بیاورید.
 بالاخره آن قدر نرفتم بازجویی تا یک زن برایم آوردند و من هرگز آن زن را فراموش نمی‌کنم. چون او وقتی وضعیت مرا دید و وسایلی که می‌خواستم را در یک کیسه به من داد. دیدم که برای من در کیسه مقداری پسته گذاشته است و من خیلی شرایط تغذیه‌ای بدی داشتم. به من گفت حتما این را بخور.»
 
زندانی از بیرون سلول صدای یک زندانبان مرد را می‌شنود. ترس تمام وجودش را فرا گرفته است. او پس از چند روز فهمیده که در بازداشتگاهی به سر می‌برد که تمام کارکنان آن مرد هستند. زندانبان، بازجو و حتی زندانیان سلول‌های اطرافش.
 

 

فریبا داودی مهاجر


 ​​​فریبا داوودی مهاجر، با تجربه چهل روز سلول انفرادی در بازداشتگاهی که تمام پرسنل و زندانیان آن مرد بودند می گوید: «حمامی که می‌رفتیم نگهبان به من می‌گفت که برو حمام ولی حق نداری در آن را ببندی. ولی تصور اینکه من به حمامی بروم که نتوانم در آن را ببندم برای من قابل تصور نبود گر چه او می‌گفت که نگاهت نمی‌کنم.»
 
خانم داودی مهاجر همچنین تاکید می کند: «ادبیات انفرادی‌ها کاملا مردانه بود. تنها چیزی که زندانبانان هر صبح در مورد آن حرف می‌زدند در مورد احتیاجات زندانیان مرد بود که آن قدر برای من آزار دهنده بود که گاهی فکر می‌کردم این‌ها به قصد این کلمات را به کار می‌برند تا مرا آزار بدهند.»
 
فریبا داودی مهاجر با اشاره به اینکه «به کار بردن اسامی مواد بهداشتی مخصوص مردان برایم ناخوشایند بود» می گوید: «بدون شرم در مورد این مسائل با هم حرف می‌زدند و یا بلند داد می‌زدند که "اگر دیشب این اتفاق برایت افتاده پس بیا برو حمام" شنیدن این جمله‌ها برایم خیلی آزار دهنده بود.»
 
​فرشته قاضی، روزنامه نگاری است  که  در سال ۸۳ در پرونده موسوم به وبلاگ نویسان ۴۰ روز در بازداشت بود. او ۳۸ روز از این مدت را در انفرادی بود. فرشته قاضی ۳۰ روز از این مدت را در یک بازداشتگاه مخفی به سر برد.
 

فرشته قاضی


 ​​فرشته قاضی با اشاره به اینکه «شب‌های سلول انفرادی را در بازداشتگاه مخفی با کابوس تجاوز از سوی زندانبان و یا بازجو به صبح می‌رسانده» می گوید: «احساس نا‌امنی خیلی بدی داشتم به این دلیل که بار‌ها از سوی بازجو تهدید به تجاوز شده بودم و در اصل بیش از هر چیزی در آن سلول، نه تنهایی بلکه یک نوع ناامنی بود که آزارم می‌داد.»
 
فرشته قاضی تاکید می کند: «بازجوی من یک بار هم آمده بود و درب سلول را باز کرده بود و از‌‌ همان جا با من صحبت کرده بود و برگه داده بود که این‌ها که گفتیم را باید بنویسی وگرنه تهدیدهایی که کردیم را عملی خواهیم کرد. این ترس همیشه با من بود. هر بار که صدای در می‌آمد این ترس با من بود که مبادا بخواهد بیاید داخل سلول و آن وقت من باید چکار می‌کردم؟»
 
زندانبان مرد شب‌ها پنجره و در سلول را باز می‌کند و برای دقایقی طولانی به زندانی زن که در گوشه سلول نشسته خیره می‌شود. زندانی هر بار که زندانبان به او نگاه می‌کند تمام وجودش را ترس و وحشت فرا می‌گیرد.
 
فریبا داوودی مهاجر درباره چنین تجربه می گوید: «نیمه شب‌ها نگهبان می‌آمد و دریچه‌ای که آن بالا بود را باز می‌کرد و یک ساعتی مرا تماشا می‌کرد. من پایم را مثل چوب خیمه می‌گذاشتم به شکلی که مبادا او یک قسمتی از حتی شانه مرا ببیند و احساس‌‌ همان تجاوز را من با نگاه خیره او می‌کردم.»
 
در دهه‌های مختلف کابوس زنان از تجاوز در سلول‌های انفرادی در مواردی تنها در حد کابوس نماند و رنگ حقیقت به خود گرفت.
 
سعیده سیابی در سال ۶۱ به اتهام همکاری با یک گروه سیاسی به همراه همسر و فرزند چهار ماهه‌اش بازداشت شد.
 
او تا پایان سال ۶۱ در زندان‌های اردبیل و تبریز به سر برد. سعیده سیابی در بخشی از کتاب عقوبت بدون جنایت که توسط سازمان «عدالت برای ایران»  منتشر شده است درباره تجربه خود از دوران زندان می‌گوید که بار‌ها و بار‌ها در مقابل چشم بچه چهار ماهه‌اش مورد تجاوز قرار گرفت.
 
سعیده سیابی به وب سایت «عدالت برای ایران» می گوید: «یک بار یکی از پاسدار‌ها با برنامه قبلی که ریخته بود وارد سلول من شد. او تمام سلول‌ها را خالی کرده بود و فقط من آنجا بودم. کلید همه جا را داشت و حتی نگهبان شب هم که قرار بود آنجا باشد، در آنجا نبود. دو روز در میان نگهبان‌ها دو شب زن و یک شب مرد بودند. یک شب قرار بود که نگهبان مرد باشد. یک مرد میانسالی بود که آمد در سلول را باز کرد و گفت که اگر هم جیغ بزنی هیچ کس اینجا نیست که به دادت برسد. بعد از آن بود که او به من تجاوز کرد.»
 
چه افرادی که مورد تجاوز قرار گرفتند و چه کسانی که با کابوس آن، روز‌ها و شب‌های سلول انفرادی را تحمل کردند، هنوز هم پس از سال‌ها آزادیشان ، از فکر آن رهایی نیافته‌اند.
 
فریبا داوودی مهاجر معتقد است: «تمام حریم زنانگی آدم مورد تجاوز قرار می‌گیرد. همه‌اش فکر می‌کنی هر آن ممکن است یک اتفاق برایت بیافتد و هیچ کس هم از تو خبردار نمی‌شود و فضای جامعه تو به شکلی است که اگر هم آزاد بشوی هرگز نمی‌توانی راجع به اتفاقی که افتاده است با کسی صحبت کنی.
 این برای من خیلی سخت بود. فکر می‌کردم چرا باید اتفاقی برای من بیافتد که من نتوانم راجع به آن حرف بزنم. این خیلی سخت بود. از این رو  من بعد از آزادی از همه مردهای ریشو و از همه آدم‌هایی که ریش داشتند می‌ترسیدم. و هنوز هم من از این آدم‌ها می‌ترسم.»
 
زندانی هیچ شبی را با آرامش نخوابیده است. او شب‌ها از ترس زندانبانان مرد و یا نگاه‌های خیره نگهبان به درون سلولش، هوشیار می‌خوابد.
 
چشمانش را روی هم می‌گذارد ولی ذهنش همیشه بیدار است. با کوچک‌ترین صدایی ناخودآگاه تمام چادرش را دور خودش می‌پیچاند. نیمه شب از بیرون سلول صدای قدم زدن یک نفر را می‌شنود. صدا به سلول او نزدیک‌تر می‌شود. قفل در سلولش باز می‌شود و زندانی در حالی که از اضطراب خیس شده به یک باره با دیدن این کابوس از خواب بیدار می‌شود.

لینکهای مرتبط :

مستند انفرادی؛ بخش یک: سلول‌های بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین

مستند انفرادی؛ بخش دوم: تاریکخانه اشباح در بندهای سپاه

مستند انفرادی؛ بخش سوم: سلول های انفرادی در بازداشتگاه مخفی؛ اینجا غذا هم سفید است

مستند انفرادی، بخش چهارم: سلول های انفرادی با بیش از ۲۰ زندانی

مستند انفرادی؛ بخش پنجم: تابوت‌ها تجربه‌ای فراتر از سلول انفرادی

مستند انفرادی؛ بخش ششم: تابوت‌ها، خط باریک بین مرگ و زندگی

مستند انفرادی؛ بخش هفتم: واحد مسکونی، تجربه‌ای فرا‌تر از تابوت‌ها

مستند انفرادی؛ بخش هشتم: بازگشت سیاه جامگان از واحد مسکونی

مستند انفرادی؛ بخش نهم: مقاومت در سلول انفرادی

مستند انفرادی؛ بخش دهم: مقاومت در سلول انفرادی

مستند انفرادی؛ بخش یازدهم: تغذیه و اعتصاب غذا در سلول انفرادی

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.
+ 68
- 104
به جمع دنبال کنندگان وب سایت خبری سرگرمی رایان در فیس بوک بپیوندید:
Tabesh - شفیلد - انگلیس
دوستان عزیز لطفا به مطالبی که باید دیده و خوانده شوند مثبت بدید. هر چند آن مطلب تلخ و دردناک باشه. ممنون
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 11:23
ardalan shams - فرانکفورت - آلمان
امیدوارم با سرعت جلوی این حرکت احمقانه و توهین آمیز گرفته بشه.
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 13:10
منگوله مشهدی - مشهد - ایران
هر جا مذهب به حکومتی متصل شد، ارزش های آدمی به توده ای پسماند حیوانی بدل شد و بزرگ ترین مردمان به اسارت انگل ها در آمدند. قدرت سیاسی برای دین، قدرت مذهبی برای سیاست، عینیت جنایت در حق بشره و باید چنین شیوه ای رو برای همیشه از زمین برداشت. برداشت با همه طرفدارانش و رشد کردگانش و همه معتقدانش. از دم، بی هیچ رحمی.
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 13:56
اینترنت ندیده - کرمان - ایران
امیدوارم بشر به دست بشر اسیر نشه
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 14:37
prinsipal - میلان - ایتالیا
ای آتیش به اون گورت بیفته خمینی که هر چی مصیبت و بدبختیه از گوره توئه .
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 19:12
jhanatan - تهران - ایران
ای خدا زن بودن هم عجب دردیست.
‌چهارشنبه 10 آبان 1391 - 22:58
Facebook Twitter Contact us RSS
www.IranianUK.com
دویچه وله
تحصیل در انگلستان - آمریکا

جدیدترین مطالب سایت
دیدنی ها و شنیدنی های روز
داغ ترین و پربیننده ترین مطالب
اخبار ایران و جهان
اخبار ورزشی
اخبار سینما و موسیقی
اخبار ایرانیان خارج از کشور
حوادث
عکسهای دیدنی
ویدیو کلیپ
دانلود فیلم
دانلود موزیک
فیلم ایرانی
دختران پسران و مسائل جنسی
پزشکی و سلامتی
علمی و دانستنیها
مقالات
داستان
روانشناسی
خانواده و زندگی زناشویی
تاریخی فرهنگی و هنری
زنان
مد آرایش و زییایی
تغذیه رژیم و گیاهان داروئی
آشپزی
مذهب و عرفان
طنز و جوک
کتاب و شعر فارسی
ایران سرای من
انواع فال طالع بینی و تعبیر خواب
روزنامه ها و مجلات
کامپیوتر و دانلود نرم افزار
رنگارنگ
راهنمای زندگی در خارج از کشور
تحصیل در خارج از کشور
مهاجرت
کودکان
امکانات
خانه
تبادل نظر پرنیان
سفارش آگهی
تماس با ما
فیلترشکن
عضویت در سایت
RSS
آگهی های متنی
عکس - ویدیو - سرگرمی
تحصيل در آمريكا
ادامه تحصیل در انگلستان
کالج های زبان در انگلستان
طراحی حرفه ای وب سایت
کنترل پنل کاربران
عضویت در سایت
تغییر کلمه عبور
تغییر دیگر مشخصات
جستجو در ایرانیان انگلستان
عضویت در خبرنامه
ایمیل :
جهت سفارش آگهی کلیک کنید
صرافی سمیانی
صرافی کاسپین
رایان یوکی
صرافی اطلس
صرافی موج
صرافی پرآرا
صرافی سیمرغ
دویچه وله فارسی
ادامه تحصیل در انگلستان
طراح وب سایت
راهنمای مشاغل ایرانیان
کتاب فروشی نما
صرافی گاندی
فیسبوک رایان یوکی
رایان یوکی
اين سايت هيچ گونه مسئوليتي را در قبال آگهي ها نمي پذيرد
جدیدترین مطالب سایت
بازیکنان تیم پرسپولیس پاداش «سیاسی» را رد کردند
مجری کانادایی ایرانی‌تبار رسما به خشونت جنسی متهم شد
رابطه قلعه نویی- فردوسی پور تیره تر می شود
آملی لاریجانی کاهش سانتریفیوژها را به معنای عقب‌نشینی هسته‌ای دانست
بسیج در انتظار مجوز روحانی برای فعالیت اقتصادی است
سرطان در کدام نقاط دنیا مرگبارتر است؟.
خاتمی: نمایندگانی با ۱۰ درصد آراء خواسته‌های خود را بر مردم تحمیل می‌کنند
دو برادر بریتانیایی به جرم شرکت در آموزش نظامی پیکارجویان سوریه به زندان محکوم شدند
همه هنرمندان جوانمرگ ایران در دهه‌های اخیر
۳۵ سالگی تاسیس بسیج؛ سرآغاز نظامی کردن "مملکت اسلامی".
راز جنین مرده در زیرزمین میدان فردوسی
مجلس رضایت داد؛ محمد فرهادی وزیر علوم شد.
دولت ایران گرانی ۳۰ درصدی نان را 'فعلا به تعویق انداخت'
رحیم پور ازغدی: به مسجد جمکران می پردازند تا رونق حرم امام خمینی را کاهش دهند
فرشته قاضی: بازجوی من یک بیمار جنسی بود
۹۰۰ میلیون دلار دیگر از دارایی های مسدود شده ایران آزاد شد
کفش پاشنه‌بلند زنان از مردان "جنتلمن" می‌سازد.
ادامه تحصیل در انگلستان
کشته شدن سه مأمور نیروی انتظامی در زهک سیستان بلوچستان
بررسی روزنامه های صبح تهران؛ چهارشنبه پنجم آذر
اسید، عشق و موتور
راهنمای گام به گام پناهجویی (طنز) - فصل نهم - نایت کلاب
محسن بنگر:آرش را عمدا زدم/به بچه ها گفتم استقلالی ها را بزنید اخراج شدید با من!
صدای «شادی» در ابهام مرداب جا ماند
مخالفت وزارت ورزش با سرمربیگری کرانچار در تیم ملی امید
چـیزکیک لـیوانی
درباره خمیر مرغ چه می دانید؟
«شربت ذرت» از قنادی‌ها حذف شود
دانشگاه آمریکایی تکزاس آرشیو ادبی مارکز را خریداری کرد
کاسپرسکی: کامپیوترهای دفتر ریاست جمهوری کشوری در خاورمیانه به رجین آلوده است
ادامه ...
دیدنی ها و شنیدنی های روز
اعتراض برهنه به شرایط زندگی نهنگ‌ها در پارک‌های آبی “سی‌وُرلد”
رقص یک دختر ایرانی در متروی تهران
'شوخی کردم' - ' اینجا یکی از بزرگترین و مجهزترین بیمارستانهای دنیاست'
فیلمی درباره دخترهای بیست و پنج ساله ای که به صیغه مردان شصت ساله در می آیند!
یک راننده , تظاهر کنندگان فرگوسن آمریکا را زیر گرفت و فرار کرد
نخستین فیلم از شیطان سیاه دریا
زن رهگذر , با نجات سگ زخمی , نشان داد که انسانیت هنوز نمرده
سعید مرتضوی؛ "مرد هزار چهره".
وقتی دانشجویان ژاپنی قصد تقلب در امتحانات را داشته باشند - تقلب پابه پای تکنولوژی
حکایت متفاوت "خواهران بسیجی".
فرهنگ و هنر نقش یک ایرانی در بنای تالار عظیم بتهوون در شهر بن.
سونیتا علیزاده و رپ "دختر فروشی"
شعر طنز «بحر طویل» اثری از استاد عالی پیام - هالو
برترین صحنه های حوادث خنده دار در روسیه - 1
زورآزمایی سرباز کانادایی و سرباز آمریکایی
ادامه ...
داغ ترین و پربیننده ترین مطالب
شعر طنز «بحر طویل» اثری از استاد عالی پیام - هالو (247+)
سونیتا علیزاده و رپ "دختر فروشی" (184+)
عکس روز : وقتی فهمید عکس می گیرم به سرعت صورتش را پوشاند (181+)
تجاوز به دختر 15 ساله ای که بالای درخت زندگی می‌کرد (166+)
علی مطهری: عده‌ای می خواهند از خامنه‌ای "بت" بسازند و دورش بچرخند. (151+)
پرنسس هاموش، شاهزاده خانم ایرانی درگذشت (122+)
فرشته قاضی: بازجوی من یک بیمار جنسی بود (118+)
همه هنرمندان جوانمرگ ایران در دهه‌های اخیر (110+)
زن رهگذر , با نجات سگ زخمی , نشان داد که انسانیت هنوز نمرده (106+)
مرگ یک جوان ۲۵ ساله در تهران به دلیل تزریق آنتی بیوتیک (101+)
رقص یک دختر ایرانی در متروی تهران (85+)
"تجاوز در بستر زناشویی" و سکوت قانون (80+)
یک معلم در میرجاوه دانش آموزش را با "شیلنگ گاز" تنبیه و روانه بیمارستان کرد (78+)
زورآزمایی سرباز کانادایی و سرباز آمریکایی (77+)
چشم ها ی نگران درسرنوشت سوخته (75+)
ادامه ...
● خانه ● تبادل نظر پرنیان ● سفارش آگهی ● تماس با ما ● فیلترشکن ● عضویت در سایت
Copyright 2004 - 2014 © IranianUK.com , All rights reserved.