صرافی گاندی صرافی نیاوران
● خانه ● تبادل نظر پرنیان ● سفارش آگهی ● تماس با ما ● فیلترشکن ● عضویت در سایت

بندیکت فورمان، عکاس آلمانی که برای ایران اشک می‌ریزد

مقصد اصلی سفر بندیکت فورمان، عکاس و مستندساز آلمانی ویتنام بود و او تنها قصد داشت ۶ ماه را به دور از خانه سپری کند. مرز ترکیه با ایران اما همه چیز را تغییر می‌دهد و اقامت دو ساله او را در ایران رقم ‌می‌زند.


به طور قطع آلمانی‌های زیادی پیدا نمی‌شوند که وقتی از ایران حرف می‌زنند، اشک از چشمانشان جاری شود، اما بندیکت فورمان (Benedikt Fuhrmann) روی آخرین ردیف‌های صندلی کلیسای سنت ماکسی میلیان در شهر مونیخ برایم از دیدارش با پیرمردی تنها در روستایی خالی از سکنه، در گوشه‌ای دور افتاده از ایران تعریف می‌کند و قطرات اشکی را که حین روایتش بر گونه‌هایش جاری می‌شوند، با دست پاک می‌کند.
 

چندین بار برای این‌که نتوانسته خود را کنترل کند و میان مصاحبه گریه کرده،‌ عذرخواهی می‌کند، اما از همان میانه گفت‌وگویمان وقتی جواب‌هایش به سئوالاتم همراه با بغض‌هایی می‌شدند که فرو می‌خورد، انتظار جاری شدن اشک‌هایی را داشتم که این عکاس و مستندساز ۳۵ ساله در تمام مدت سعی در پس زدنشان داشت.

وقتی بندیکت فورمان به همراه دوستش در سال ۲۰۰۵ وسائل سفر ۶ ماهه از مونیخ به مقصد ویتنام را آماده می‌کرد، ایران برایش تنها کشوری در میانه راه بود که بایست از آن گذر کرد. این دو سوار بر خودرویی که نزدیک به ۴۰ کیلو تجهیزات فیلمبرداری و عکاسی بارش شده بود، عازم می‌شوند.

مرز ایران و ترکیه نخستین مرز واقعی برای این دو اروپایی بود که بایستی با مرزبانان روبرو می‌شدند و مدارکشان را ارائه می‌دادند. ترس از برخورد سربازان، ضبط وسائل فیلمبرداری و عکاسی و در نهایت خواباندن ماشین با نزدیک شدن به مرز ایران در بندیکت شدت می‌گرفت. پنج دقیقه بعد این ترس‌ها همگی در استکان چایی که بندیکت در اتاقک مرزبانی با سرباز کنجکاو ایرانی می‌نوشید، حل شده بودند؛ در آن لحظه برای این عکاس آلمانی مسجل شده بود که به جای رفتن به ویتنام، می‌خواهد در ایران بماند.

برای همین دوستش راهی ویتنام می‌شود و بندیکت راهی کشف ایران؛ کشفی که نزدیک به دو سال به طول انجامید.

عشق به انسان‌ها

 بندیکت فورمان تا کنون پروژه‌های عکاسی و فیلم‌های تبلیغاتی متعددی را برای شرکت‌های بزرگ و نامدار نظیر بی ام و، مرسدس بنز و اسکودا انجام داده است، اما به گفته‌ی خودش در ایران با «ریشه‌های این سرزمین» پیوند خورد و تصاویر طبیعت و مردمش را ثبت کرد.

در روزهای اولیه ندانستن زبان مشکل بزرگی برای او نبوده و گاهی حتی او به آلمانی و روستاییان به فارسی حرف می‌زدند و با این حال هر دو منظور همدیگر را می‌فهمیدند. آنجاست که درک می‌کند «برای ارتباط برقرار کردن با مردم لزوما نیازی به زبان نیست.»

 


بندیکت فورمان و پلاکارد نمایشگاهش در مورد ایران. بر روی پلاکار نوشته شده: «بگو سرووس (کلمه رایج برای سلام در نقاطی از آلمان و اروپا) و سلام»

بندیکت در ابتدا تلاش می‌کند تا برای ماندن در ایران ویزای خبرنگاری بگیرد. دوندگی‌ها سرانجام پس از سه ماه جواب می‌دهند، هر چند فضای پر از «بی‌اعتمادی» در ادارات ایرانی نمی‌توانسته این امر را بپذیرد که یک آلمانی صرفا به عکاسی از مناظر و مردم ایران، به خصوص روستاییان علاقمند است. نتیجه این باور نیز به‌زندان‌افتادن‌های گاه و بیگاه بندیکت در ایران بوده که هر بار با توضیح و تفسیر از پشت میله‌ها به در می‌شود.
 

او در مدت اقامت در ایران تجربه‌های فراوانی را با روستاییان پشت سر می‌گذارد. هر چند نام اغلب این روستاهای دور افتاده را که مسیرش به آن‌ها افتاده به یاد نمی‌آورد، اما صحنه‌های رقم‌خورده جایی عمیق در ذهنش ته نشین شده‌اند، تا جایی که هر بار خاطره‌ای را از همین برخوردها نقل می‌کند، لرزش به صدایش باز می‌گردد.

در یکی از همین روستاها تنگی یکی از کوچه‌ها او را مجبور می‌کند تا ماشین را پارک کرده و با پای پیاده به همراه تجهیزات عکاسی‌اش راهی بلندی یکی از تپه‌های اطراف شود. زمانی که سخت مشغول عکاسی بوده، ناگهان متوجه می‌شود که روستاییان از گوشه و کنار برایش چیزی می‌آورند؛ یکی با زیرانداز، دیگری با نان و کره و مقداری آب.

در یزد با یک روحانی در مسجد هم کلام می‌شود و به این ترتیب این روحانی به او اجازه می‌دهد تا به هنگام غروب به پشت بام مسجد برود و به تماشای پایین رفتن خورشید در دل کویر بنشیند.

در کوه‌ها با عشایر زیر یک کرسی می‌نشیند و چای می‌نوشد و متوجه می‌شود که آن فارسی که او در تهران کمی یاد گرفته چه قدر در میان ساکنان این دشت‌ها و کوه‌ها «غریب و بی‌اعتبار» است.

 


بندیکت فورمان: «وقتی این پسربچه روستایی را دیدم، انگار تصویری از کودکی‌ام پیش روی چشمانم قرار گرفت.»

مجموعه عکس‌‌های بندیکت از ایران بیش از همه چهره‌ی مردان و زنان روستایی را در برمی‌گیرد که در برابر دوربین با گشاده‌دستی لبخند می‌زنند. می‌گوید عکاسی نیست که از آدم‌ها بدون اطلاعشان عکس بگیرد. او در جواب من که می‌پرسم آیا قانع کردن مردم در کوه و کمر برای ایستادن جلوی دوربینش کار ساده‌ای بوده یا نه می‌گوید: «من با تمام این آدم‌ها پیش از عکاسی ساعت‌ها وقت صرف کردم. وقتی که انسان سفر می‌کند، انگار خودش را بازمی‌یابد. نگاهی که در چشمان این آدم‌هاست راهی به سوی قلبشان دارد.»

سپس عکس‌پسربچه‌ای روستایی با موهایی کاملا بور و لبخندی رو به دوربین را نشان می‌دهد که وقتی او را دیده انگار «تصویری از کودکی خودش پیش روی چشمانش قرار گرفت.»

بندیکت فورمان عاشق آدم‌هاست و این عشق «روز به روز بیشتر می‌شود.»

زبان "شیرین" فارسی

 بندیکت تهران را شهری بزرگ می‌‌خواند که مردمش مثل تمامی شهر‌های بزرگ جهان در شلوغی‌، هیاهو و استرس در حرکت‌اند. نخستین کلمات زبان فارسی را نه از اشعار حافظ یا سعدی بلکه از متصدی هتلی در جنوب تهران می‌آموزد که هنوز هم بعد از ۶ سال به خوبی به یاد می‌آورد: «دل به تو دادم که بری ناز کنی، دل به تو ندادم که بری جگرکی باز کنی.»

 


این عکاس آلمانی در مدت اقامت در ایران تجربه‌های فراوانی را با روستاییان پشت سر گذاشته است


 
با خنده می‌گوید: «تا ماه‌ها معنی این جمله را نمی‌دانستم تا زمانی که دوستی برایم آن را ترجمه کرد و تازه فهمیدم که خدای من تمام این مدت چه می‌گفتم.»

این عکاس و فیلمساز آلمانی به انسان‌ها و قدرتی که در اختیار دارند، قویا باور دارد، همانطور که به نیروی جادویی خاک و زمین. مثال مورد علاقه‌اش در این باره"سیب" است. می‌گوید، یک سیب‌، سیب است صرفنظر از این‌که در آلمان یا ایران پرورش داده شده باشد. برای این سیب مرزها معنی ندارد زیرا ریشه‌هایش در اعماق خاکی دویده شده که متعلق به زمین و تمام آدمیان است.

بندیکت همان زمان که در ایران سفر می‌کرد، می‌دانست که می‌خواهد عکس‌ها و تصاویری که از ایران ثبت کرده، در آلمان به نمایش بگذارد.

همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان

 پس از بازگشت به وطن بندیکت گمان می‌کرد که گالری‌دارها و موزه‌ها تصاویرش را از ایران «روی دست می‌برند.» اما به زودی برایش نادرست بودن این تصور مسجل شد؛ هیچ گالری یا موزه‌ای حاضر نبود از کشوری که تنها خبر اعدام همجنس‌گرایان، ساخت بمب هسته‌ای‌، خشونت علیه زنان و محدود کردن اقلیت‌های مذهبی از آن به گوش می‌رسد، چنین تصاویری را به نمایش گذارد.

پس از تلاش‌ها و جستجوی فراوان که چند سال به طول انجامید، راینر ماریا شیسلر، کشیش کلیسای سنت ماکسی میلیان مونیخ آمادگی خود را برای در اختیار گذاشتن کلیسایش اعلام می‌کند. از عکس‌این کشیش زاده‌ی بایرن که بر تابلوی ورودی کلیسا چسبانده شده‌، می‌توان حدس زد که نگاهش به دین و دنیا متفاوت از دیگر هم‌کیشان و روحانیون مذاهب دیگر است.

 


پلاکارد نمایشگاه در درستان کشیش راینر ماریا شیسلر. بر روی پلاکار نوشته شده: «بگو سرووس (کلمه رایج برای سلام در نقاطی از آلمان و اروپا) و سلام»

هنگامی که برای گفت‌وگو ردای مذهبی را کنار گذاشته و در کاپشنی چرم با دستمال گردنی مشکی با طرح جمجمه‌های اسکلت ظاهر می‌شود، به یقین در می‌یابید که با کشیشی متفاوت روبرو هستید.

کشیش شیسلر می‌گوید زمانی که بندیکت با ایده‌ی برپایی این نمایشگاه به سراغش می‌رود، هیچ دلیلی برای نه گفتن نمی‌یابد: «نمی‌دانستم چرا باید اصلا نه می‌گفتم.» از مسیح مثال می‌زند که در تمام عمرش با عشق به انسان‌ها، آن‌ها که به حاشیه رانده شده بودند را به مرکز توجه می‌کشاند و در کارهای عکاس آلمانی نیز صحبت از انسان‌های ساده و معمولی ایران است.

این کشیش مسیحی به خوبی به تمامی خبرهای منفی رسیده از کشور اسلامی واقف بوده اما بستن درهای «خانه خدا» به روی تصاویر و نمایشگاه را «غیراخلاقی» می‌دانسته است: «خدا به این ساختمان بزرگ بتونی احتیاجی ندارد‌، مهمترین چیزی که او به آن احتیاج دارد، فضاست. این فضا نیز درون قلب ماست.»

موافقت کشیش شیسلر با این نمایشگاه و برگزاری دعای صلح ادیان در شب افتتاحیه، با واکنش منفی شدید کشیش‌های دیگر روبرو می‌شود. همکاری به او می‌گوید‌: «این امر ناممکن است. چرا ادیان دیگر باید به صحن کلیسا راه یابند؟» انتقادی که راینر ماریا شیسلر نمادی از «ذهنیت عمیق قرون وسطایی» در افکار می‌خواند و با تحکم می‌گوید: «نبایستی از ادیان دیگر ترس داشت و ادیان نیز باید دست از به وحشت انداختن یکدیگر بردارند.»

از او می‌پرسم پیش از برگزاری این نمایشگاه چه تصویری از ایران در ذهن داشته است. با لبخندی بر لب می‌گوید: «ایران و عراق دو کشور هلال حاصلخیز (بخش تاریخی خاورمیانه) هستند که تا کنون به آنجا سفر نکرده‌ام. یک موتور بزرگ مخصوص خریده‌ام و می‌خواهم در اولین فرصت با آن راهی این دو کشور شوم.»

"متشکرم که کشورم را به من بازگرداندی"

بندیکت فورمان اما برای برگزاری این نمایشگاه با نام "نگاهی به ایران" (Ein Blick Iran) با مشکل دیگری هم روبرو بود؛ یافتن حامیان مالی. پس از استقبال سرد نهاد‌ها‌، موزه‌ها و شرکت‌ها، او دست به دامان اینترنت می‌شود و از مردم کمک می‌خواهد؛ در روشی نو و متفاوت با نام "Crowdfunding" که هر کس می‌تواند با اهدای مبلغی هر چند اندک در به راه افتادن این پروژه سهیم باشد.

 


دعای صلح ادیان بخشی از مراسم افتتاحیه نمایشگاه بود


 
بندیکت می‌گوید: «نکته قابل توجه این بود که ایرانی‌های زیادی نسبت به این پروژه بی‌اعتماد بودند و تمایلی به کمک نداشتند.»

دو دقیقه مانده به پایان روز ۱۵ ژوئن، که از پیش به عنوان پایان مهلت کمک‌رسانی در نظر گرفته شده بود، بیش از ۳۰۰ نفر کمک‌های مالی خود را بالغ بر ۵۰ هزار یورو ارسال می‌کنند. "نگاهی به ایران" تا کنون در آلمان بزرگترین پروژه "Crowdfunding" بوده و تا روز ۱۲ اوت ۲۰۱۲ برپاست.

شاهرخ مشکین قلم، هنرمند پرآوازه ایرانی، زمانی که از برگزاری این نمایشگاه باخبر می‌شود، به بندیکت می‌گوید که «چون او در پی ارائه تصویری انسانی از میهنش است» حاضر است بدون دریافت هزینه برای اجرای برنامه در شب افتتاحیه شرکت کند. شماری از خانم‌های ایرانی نیز برای تهیه غذاهای ایرانی به طور داوطلبانه همکاری می‌کنند.
 
رانی ادری، گرافیست اسرائیلی و مبتکر کمیپین "اسرائیل ایران را دوست دارد" نیز وقتی از هدف بندیکت آگاه می‌شود، به او می‌گوید که هر دو در یک راه قدم برداشته‌اند و می‌پذیرد که برای افتتاح نمایشگاه از تل آویو به مونیخ سفر ‌کند.

صندلی‌های پر کلیسای سنت ماکسی میلیان مونیخ در شب افتتاحیه نشان از استقبال گرم آلمانی‌ها و ایرانی‌ها دارد. بانوی سالخورده‌ی ایرانی در میان تشویق گرم حاضران پس از اتمام فیلمی کوتاه از ایران ساخته بندیکت فورمان، او را سخت در آغوش می‌گیرد و می‌گوید: «متشکرم که کشورم را به من بازگرداندی.»

با هم زیستن

 در مجموعه عکس‌های بندیکت تصویری سیاه و سفید از پیرمرد روستایی خندانی دیده ‌می‌شود که خاطره‌ای حک شده در ذهنش به جای گذاشته است.

این پیرمرد تنها ساکن روستایی دور افتاده در ایران بوده که گذر بندیکت به آن می‌افتد. چوپانی با گله‌ای از گوسفند که برای عکاس آلمانی تعریف می‌کند که همه برای یافتن کار به شهر مهاجرت کرده‌اند و اینک او و گوسفندانش تنها ساکنان روستا به شمار می‌آیند. پیرمرد می‌گوید که او عاشق این مکان است و مهم نیست که همه از آنجا رفته‌اند، او تا پایان در اینجا باقی خواهد ماند.

آن دو در سکوت صحرا با یکدیگر چای می‌نوشند و در تمام مدت خنده صورت پر چروک مرد روستایی را ترک نمی‌کند. او از بودن بندیکت غرق خوشحالی بوده و بندیکت نیز از بودن او در این روستای متروکه.

«لحظاتی سرشار از حس عمیق خوشبختی که در آن مرزها کوچکترین معنایی نداشته‌اند و هیچ چیز در آن لحظه نمی‌توانست ما را از یکدیگر جدا کند.»
 
پس از گذشت هفت سال، بازگویی این خاطره چشمان بندیکت را غرق اشک می‌کند.

قابل توجه کاربران محترم:

توجه کنید که درج رای مثبت به مطالب، به معنی تایید مطلب و یا علاقه به محتوای خبر نیست و طبعا درج رای منفی نیز به معنی عدم علاقه به محتوای خبر نخواهد بود. سیستم شمارش آرا کمک میکند تا مطالب مهمتر، به انتخاب کاربران سایت، از دیگر مطالب مجزا شده و در بخش مطالب داغ ظاهر گردند. ممکن است یک خبر ناگوار از ارزش خبری بالایی برخوردار بوده و صحیح تر آن است که کاربران به این خبر رای مثبت داده تا در بخش خبرهای داغ سایت در معرض دید بینندگان بیشتری قرار گیرد. بنابراین درج رای مثبت و یا منفی به معنای مهم بودن خبر و یا بی اهمیت بودن آن است.
+ 309
- 31
به جمع دنبال کنندگان وب سایت خبری سرگرمی رایان در فیس بوک بپیوندید:
hamed1965 - لیستر - انگلستان
عجبا
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 21:46
Yek Doost - منچستر - انگلیس
همه ایران و ایرانی رو دوست دارند بدور از حکومت دیکتاتوری و غاصبش!
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 21:51
STING68 - گنبد - ایران
* همزیستی مسالمت‌آمیز ادیان *................پس هستش. قابل توجه ابرو ببران این کشور که فقط از اعدام و خونریزی بین ادیان میگن.........مثل دولت و بودایی های افراطی برمه که بزرگترین و بی سابقه ترین نسل کشی 100 سال اخیر رو رقم زدن و متاسفانه هولوکاستی واقعی و وحشتناک رو با کشتن و زنده زنده کباب کردن 25000 نفر از زنان و کودکان بی دفاع برمه ای به ثبت رسوندن و صدا از سنگ در امد ولی از رسانه های استکباری و حقوق بشر وسترنی با اون طبل هایی تو خالی در نیومد....................وا مصیبتا و اسفا از نسل کشی مسلمانان استان اراکان برمه............میدونستید اونها تا 80 سال پیش فارسی صحبت میکردن
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 21:45
baran828 - تهران - ایران
روحهای بزرگ این لحظه هارو بهتر درک میکنن.اما آلمانیها هم مردم خاصی هستن روحیات خاصی دارن.نفرین به اونهایی که از ایران چیزهای زشت به دنیا نشون دادن از دولت خودمون تا.....اون سران آمریکا واروپا.
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 22:02
mountainman - استکهلم - سوئد
به امید روزی که انسانیت معیار باشه نه ادیان
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 22:30
Neda02 - اتاوا - کانادا
خیلی خوشحال شدم که تو این دنیا کسی ایران و ایرانی‌ را بدون پیش‌داوری دیده و دوست داشته.
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 22:44
baharrr - وین - اتریش
WOW چه زیبا بود.
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 23:23
Taraneه - کبک - کانادا
۱بار که به یکی‌ از روستاهای ایران رفته بودیم، یادمه برای رفع خستگی‌ نشست بودیم که دیدیم چندتا از روستایی ها، با نون داغ و کره محلی، چایی زیرانداز از راه رسیدن، اون روز رو هیچوقت فراموش نمیکنم خیلی‌ به ما خوش گذشت. واقعا که غریبه نوازی مردم روستاهای ایران هیچوقت از دل‌ نمیره، بدجوری همرو نمکگیر مهربونیشون می‌کنن .بندیکت فورمان ممنونم
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 23:57
tina85 - اشتوتگارت - المان
Neda02 - اتاوا - کانادا من هم خیلی خوشحالم که بالاخره یکی پیدا شد وخصوصیات خوب ایرانی ها رو گفت . خصوصیاتی مثل مهمان نوازی که تقریبا -می توانم بگم در هیچ جا نمی شود مهمان نوازی مثل مهمان نوازی ایرانی ها پیدا کرد
‌چهارشنبه 28 تير 1391 - 23:56
mehrab_alborzi - تهران - ایران
همه ایران و ایرانی را دوست دارند ولی در حد شعار . وقت ویزا دادن که میشه پاسپورت ایرانی ته جدول است و ایرانی تروریست !!!!!!!!!!!!!!!
‌پنجشنبه 29 تير 1391 - 05:50
iran7 - زنجان - ایران
mountainman - استکهلم - سوئد عزیزم باور کن اگه همه بر اساس ادیان خودشون رفتار کنن هیچ جنگی نیس همه رو خدا آفریده و از روحه خودشه دمیده
‌پنجشنبه 29 تير 1391 - 09:51
erfan-iran - تهران - ایران
خدا به این ساختمان بزرگ بتونی احتیاجی ندارد‌، مهمترین چیزی که او به آن احتیاج دارد، فضاست. این فضا نیز درون قلب ماست ..چه جمله زیبایی ! چیزی که در اسلام یک رویاست ! ... STING68 - گنبد - ایران : قبل از اینکه در برمه این اتفاق بیافتد شما این نسل کشی را در ایران انجام دادید .. قبل از آنکه این اتفاق در برمه بیافتد مسلمانان در مالزی و اندونزی وحشیانه ایمانداران مسیحی را برای رفتن به بهشت دروغین خود سلاخی میکردند . و پیشتر مسلمانان .... مردم سودان جنوبی را قتل عام کرده به زنان و ودختران تجاوز میکردند . شما اگر دم از انسانیت نزنید بهتر است که دینتان و اعمال.... زن باره و پدوفیلتان چیز دیگری میگوید . هر چند مخالف وقایع روی داده هستم و جنایت به هر شکل محکوم است اما شمایی که از روند اوضاع و همچنین اختلافات موجود در میانمار آگاه نیستید کاسه داغتر از آش نشوید ! ......................
‌پنجشنبه 29 تير 1391 - 14:48
erfan-iran - تهران - ایران
............... >> با توجه به آشنایی که با دین ... اسلام دارم بی شک این مشکل نشات گرفته از توهین و تحقیر مسلمانان و بی حرمتی ایشان به سایر ادیان است همانگونه که هر خری تحت نام رئیس جمهور و عالم و دانشمند (مثل روانی ) و صدها نمونه دیگر در تریبون های رسمی و غیر رسمی به باورهای دینی و کتاب های مقدس سایر ادیان توهین میکنند ...
‌پنجشنبه 29 تير 1391 - 14:49
morid - بوشهر - ایران
ساندیسخورش کردند.پول گرفته.میخوان بفرستنش حج عمره. خودمونیم سایبری هم هست.
‌پنجشنبه 29 تير 1391 - 20:43
mjan53 - مشهد - ایران
morid - بوشهر - ایران- یک عده ای فقط تو دار دنیا یک کلمه یاد گرفته اند اون هم کلمه ساندیس خوره اگه این کلمه رو ازش بگیری دیگه تا آخر عمر صداش درنمیاد چون کلمه دیگه ای بلد نیست.
جمعه 30 تير 1391 - 07:13
Facebook Twitter Contact us RSS
www.IranianUK.com
دویچه وله
تحصیل در انگلستان - آمریکا

جدیدترین مطالب سایت
دیدنی ها و شنیدنی های روز
داغ ترین و پربیننده ترین مطالب
اخبار ایران و جهان
اخبار ورزشی
اخبار سینما و موسیقی
اخبار ایرانیان خارج از کشور
حوادث
عکسهای دیدنی
ویدیو کلیپ
دانلود فیلم
دانلود موزیک
فیلم ایرانی
دختران پسران و مسائل جنسی
پزشکی و سلامتی
علمی و دانستنیها
مقالات
داستان
روانشناسی
خانواده و زندگی زناشویی
تاریخی فرهنگی و هنری
زنان
مد آرایش و زییایی
تغذیه رژیم و گیاهان داروئی
آشپزی
مذهب و عرفان
طنز و جوک
کتاب و شعر فارسی
ایران سرای من
انواع فال طالع بینی و تعبیر خواب
روزنامه ها و مجلات
کامپیوتر و دانلود نرم افزار
رنگارنگ
راهنمای زندگی در خارج از کشور
تحصیل در خارج از کشور
مهاجرت
کودکان
امکانات
خانه
تبادل نظر پرنیان
سفارش آگهی
تماس با ما
فیلترشکن
عضویت در سایت
RSS
آگهی های متنی
عکس - ویدیو - سرگرمی
تحصيل در آمريكا
ادامه تحصیل در انگلستان
کالج های زبان در انگلستان
طراحی حرفه ای وب سایت
کنترل پنل کاربران
عضویت در سایت
تغییر کلمه عبور
تغییر دیگر مشخصات
جستجو در ایرانیان انگلستان
عضویت در خبرنامه
ایمیل :
جهت سفارش آگهی کلیک کنید
صرافی سمیانی
صرافی کاسپین
رایان یوکی
صرافی اطلس
صرافی موج
صرافی پرآرا
صرافی سیمرغ
دویچه وله فارسی
ادامه تحصیل در انگلستان
طراح وب سایت
راهنمای مشاغل ایرانیان
کتاب فروشی نما
صرافی گاندی
فیسبوک رایان یوکی
رایان یوکی
اين سايت هيچ گونه مسئوليتي را در قبال آگهي ها نمي پذيرد
جدیدترین مطالب سایت
بازگویی اعترافات شکنجه‌گر ستار بهشتی در دومین سالگرد درگذشت او.
تکذیب دخالت «نیروهای حزب‌اللهی و بسیج» در اسیدپاشی
سازمان ملل متحد: موجی از پیکارجویان خارجی به عراق و سوریه رسیده است
شوخی با تابوها و کلیشه‌ها در جهان عرب؛ از خودارضایی تا عشق به دختر یهودی
گفت‌وگو با سارق «جنسیس» ‌سوار :دزدی‌ها را بعد از ورشکستگی شروع کردم
لغو کنسرت مجوزدار در رودسر با دستور فرماندار؛ بنرهای تبلیغاتی را با “داس” پایین کشیدند
"هدف آمریکا بستن همه راه‌های دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای است".
«بیش از ۲۰۰ غیرنظامی قربانی حملات ۱۰ روزه دولت سوریه شده‌اند»
تجمع گروه‌های 'امر به معروف' در میدان امام حسین تهران
فقرا و ثروتمندان ایرانی سالی چقدر هزینه می‌کنند
عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت.
ایران: «کشف خرابکاری» در مخازن انتقال آب سنگین
درخواست دولت آمریکا و خانواده جیسون رضاییان برای آزادی این روزنامه‌نگار
صادقیان با پرسپولیس و هوادارانش خداحافظی کرد
رهبر جمهوری اسلامی: امام حسین سکولار نداریم.
پس از 5 سال , زن متهم به قتل بی‌گناه شناخته شد
هفته سیزدهم لیگ برتر فوتبال، عبور پرسپولیس از پیکان با تک گل نوری
بیسکویت با کاستارد
خوراکی هایی که مغز را معتاد می کنند
بیش از 3 لیوان شیر در روز ننوشید!
داروها را چه‌زمان باید خورد
خانه‌ای که دیوارهایش رشد می‌کنند
'جنگ شد گفتند بمان ماندگار شدم'
فال روز جمعه 31 اکتبر - 9 آبان
تهدید احمد خاتمی به افشاگری درباره موضع هاشمی رفسنجانی
گفت و گو با یک قربانی: پوزخند قاضی بدتر از تجاوز بود
مدیرعامل اپل: همجنسگرا هستم و به آن افتخار می‌کنم
منطقه "دولت اسلامی" بیش از ۲۰۰ سنی را قتل‌عام کرد.
اعدام ۱۰ مقام کره شمالی به جرم مشاهده برنامه تلویزیونی
سخنگوی محمود عباس: بستن مسجدالاقصی به مثابه اعلان جنگ است
ادامه ...
دیدنی ها و شنیدنی های روز
صحنه هایی از گذشت و مهربانی در خیابانهای روسیه
این مرد در حیاط پشتی خانه اش از 6 ببر و 2 شیر نگهداری می کند
روش عجیب درست کردن پاپ کورن توسط یک دستفروش چینی
دانستنیهای جالب در مورد آبجو
تصاویر روز 31 اکتبر - 9 آبان
مرگ تراژیک کاپیتان سلیمانی، تصویرگر شگفتی‌های ایران.
عکس هایی از سوژه های خنده دار وطنی - 9
از شمشیربازی اعراب در رشت تا مسابقه استعداد‌یابی.
چهل‌ سالگی "غرش" محمدعلی کلی، سلطان رینگ.
دوربین مخفی مرده در آسانسور (ورژن کانادایی)
دعوا و کتک کاری دو خرس در حیاط خانه ای در نیوجرسی
پولتیک - برنامه شماره ۶۴( برنامه ای با اجرای کامبیز حسینی ) - مهمان هفته « دکتر جواد امان »
ویدیوی جالبی از شلیک اسلحه های سنگین با دور آهسته
عکس هایی از سوژه های خنده دار وطنی - 8
دنیای وارونه امروزی : ماهی هایی که گربه شکار می کنند
ادامه ...
داغ ترین و پربیننده ترین مطالب
گفت و گو با یک قربانی: پوزخند قاضی بدتر از تجاوز بود (185+)
آرامگاه «کوروش» یا قبر «مادر سلیمان»؟ (137+)
سرپرستی تحقیقات علمی ویروس ابولا توسط دانشمند ایرانی‌تبار (125+)
گفتگو با فردی که عکسش به عنوان اسیدپاش منتشر شد (97+)
آرایشگاهی در لاهور به یاری قربانیان اسیدپاشی آمده است (91+)
عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت. (85+)
عکس هایی از سوژه های خنده دار وطنی - 8 (74+)
مدیرعامل اپل: همجنسگرا هستم و به آن افتخار می‌کنم (65+)
دنیای وارونه امروزی : ماهی هایی که گربه شکار می کنند (64+)
پیشمرگ‌های عراقی 'وارد کوبانی شدند' (63+)
کامیون‌ها، پدر و مادرم را ندیدند... (62+)
پس از 5 سال , زن متهم به قتل بی‌گناه شناخته شد (56+)
انتقام عجیب یک مرد از همسرش به دلیل ارائه درخواست طلاق (48+)
لغو کنسرت مجوزدار در رودسر با دستور فرماندار؛ بنرهای تبلیغاتی را با “داس” پایین کشیدند (48+)
عکس هایی از سوژه های خنده دار وطنی - 9 (45+)
ادامه ...
● خانه ● تبادل نظر پرنیان ● سفارش آگهی ● تماس با ما ● فیلترشکن ● عضویت در سایت
Copyright 2004 - 2014 © IranianUK.com , All rights reserved.