توضيح دلايل اصلي استعفاي در دستخط نامه خيلي محرمانه موسوي
در سال ۶۷ به خامنه اي

توضيح نشريه انقلاب اسلامي در هجرت: نامه آقاي موسوي به آقاي خامنه اي در مهر ماه سال ۱۳۶۷ در نشريه انقلاب اسلامي چاپ شده است. از آنجا كه اخيرا آقاي موسوي تهديد كرده است كه علل استعفاي خود را افشا خواهد كرد از آنجا نشريه انقلاب اسلامي در هجرت همان زمان اين نامه را انتشار داده است، جهت اطلاع نسل حاضر دوباره آنرا منتشر ميكنيم. يادآور ميشود در آنزمان آقاي هاشمي رفسنجاني رياست مجلس را بعهده داشت.
بسمه تعالي
مقام محترم رياست جمهوري
براي آنكه دشمنان اسلام و كشور نتوانند سوء استفاده نمايند، اينجانب در استعفانامه خود كه براي رسانه ها نيز ارسال گرديده است، دلايل را ذكر نكردم. با اين نيت كه ذكر آنها انشالله در آينده براي كشورمان و دولتهاي بعدي مفيد باشد، بصورت خيلي خلاصه به بيان آنها مي پردازم:
۱ ـ مسلوب الختيار شدن دولت در سياست خارجي. امروز امور افغانستان و عراق و لبنان در دست جنابعالي است. نامه هائي به عنوان كشورهاي مختلف نوشته ميشود بي آنكه دولت از آنها خبري داشته باشد. (اينجانب به عنوان نخست وزير از اين نامه ها جز در موارد استثنائي و آنهم بطور اتفاقي بيخبرم).
نخست وزير ژاپن براي رياست محترم مجلس و رياست محترم مجلس براي نخست وزير ژاپن نامه مينويسد و اينجانب در يك مراسم عمومي و مردمي از اين ماجرا و متن نامه با خبر ميشود.
آقاي لاريجاني در جايي ميگيود از پنج كانال با آمريكا تماس گرفته ميشود و بنده بعنوان رئيس هيئت وزيران از اين كانالها اطلاعي ندارم.
همه جا صحبت از سياستهاي خارجي دولت جمهوري اسلامي است. بدون آنكه دولت از اين سياستها كه در همه جاي كشور و جهان بيان ميشود، خبر داشته باشد.
۲ ـ عمليات برون مرزي كه بدون اطلاع و دستور دولت صورت ميگيرد. شما بهتر ميدانيد كه تاكنون فاجعه آفريني و اثر نامطلوب آنها براي كشور چقدر بوده است. بعد از آنكه هواپيمايي ربوده ميشود، از آن باخبر ميشويم. وقتي مسلسلي در يكي از خيابانهاي لبنان گشوده ميشود و صداي آن در همه جا ميپيچد، متوجه قضيه ميشويم. پس از كشف مواد منفجره از حجاج ما در جده، اينجانب از اين امر آگاه ميشوم. متاسفانه و عليرغم همه ضرر و زياني كه اين حركت متوجه كشور كرده است، هنوز نظير اين عمليات ميتواند هر لحظه و هر ساعت بنام دولت صورت گيرد.
۳ ـ تجزيه سازمان برنامه و بودجه از نخست وزيري كه به دلايل سياسي صورت گرفت، از همان اول ضايعه آفرين بوده و ادامه آن در شرايط نوسازي كشور فاجعه بار خواهد بود. متاسفانه اين مشكل و مشكل وزراي مشاور، عليرغم طرح در شوراي تشخيص مصلحت، به تاخير افكنده شده و حل نگرديده است هر چند كه بهرحال حق شوراي تشخيص مصلحت است و اينجانب انتظاري در اين خصوص ندارم.
۴ ـ تجزيه اقتدار مشروع و قانوني دولت و مسئوليت دولت و وزرا توسط شوراهاي گوناگون.
۵ ـ عدم قدرت اينجانب به پاسخگويي در مقابل اعضا هيات دولت و نمايندگان محترم مجلس در مورد كارهائي كه بدون اطلاع دولت، ولي بنام دولت، صورت ميگيرد.
۶ ـ در خاتمه لازم ميدانم بار ديگر يادآور شوم كه اين استعفا، العياذ بالله، بمعناي قهر اينجانب از نظام و دولت جمهوري اسلامي و مسئولين انقلابي آن نيست كه اگر هم بود، با توجه به عظمت انقلاب و ناچيزي اينجانب، يقينا نميتوانست هيچ تاثيري در روند رشد و توسعه انقلاب اسلامي داشته باشد. اين استعفا دليل ناتواني اينجانب براي كار بدليل همين ناتواني است و درست بدليل همين ناتواني است كه اينجانب مسئوليت را از خود ساقط مي بينم.
ميرحسين موسوي
۱۴ شهريور ۱۳۶۷


