احمد قابل: چهارتا پيرمرد مجلس خبرگان جرات كاري ندارند سكوت رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان درحوادث اخيربرخي ازناظران را به اين گمان انداخته كه وي در جايگاه قانوني خود در پي تذكر به رهبري است. احمد قابل ميگويد، خبرگان كنوني در جايگاهي نيست كه بتواند صلاحيت رهبري را زير سوال ببرد.
برخي اخبار تاييدنشده ميگويند هاشمي رفسنجاني براي رايزني با علماي قم در مورد تذكر به رهبري و زير سوال بردن صلاحيت او به اين شهر رفته است. احمد قابل روحانياي كه خود لباس روحانيت را از تن به در كرده ميگويداينها شايعات خود كودتاچيان براي تغيير مسير قانونياعتراضات است. دويچهوله: جناب آقاي قابل، بعد از سخنراني آيتالله خامنهاي در خطبههاي نماز جمعه تهران در جمعهي گذشته، بعضي از ناظران اين مسئله را مطرح كردند كه چون ايشان رسما از يك جناح و يك گروه خاص طرفداري كرده است، بنابراين شرط عدالت كه براي رهبري در قانون اساسي ذكر شده زير سوال رفته است. آيا به نظر شما جا دارد كه الان مجلس خبرگان به رياست آقاي رفسنجاني تذكري در اين مورد به رهبري بدهد؟ احمد قابل: اين داستان كه تازگي ندارد، ولي طرحش در اين مقطع زماني به نظر من خيلي مشكوك است. به علت اين كه طرف مقابل مردم و شايد بهتر است حداقل بگوييم مردم معترض، اصرار دارد كه شرايط كشور را به گونهاي جلوه بدهد كه گويا معترضين به دنبال اين هستند كه همهي اركان نظام و همهي ارگانهاي رسمي را زير سوال ببرند و به اصطلاح يك «انقلاب مخملي» كنند. در مقابل، امثال آقاي ميرحسين موسوي، آقاي كروبي و آقاي خاتمي مصر هستند كه دارند در چارچوب قوانين فعلي كشور رفتار ميكنند و اصلا درصدد اين نيستند كه بحث صلاحيت رهبري و اين جور چيزها را مطرح كنند. اتهامي هم كه عليه آقاي هاشمي رفسنجاني زده ميشود، ازجانب همان كسانيست كه تصورشان اين است كه با روبرو قراردادن آقاي هاشمي رفسنجاني به خاطر مثلا بازتابهاي منفياي كه در جامعه دارد، توانستهاند انتخابات را در دورهي قبل ببرند و اين دوره هم سعي كردند به همين شكل رفتار كنند و بگويند كه چون مثلا ميزان نفرتي كه از آقاي هاشمي وجود دارد در جامعه بالاست، باعث برد آقاي احمدينژاد شده است. و براي اين كه اين را مشروع جلوه دهند، اين رفتارها و اين حرفها را عليه آقاي هاشمي رفسنجاني جعل ميكنند كه گويا ايشان رفته با آقايان مراجع يا حتا با بعضي اعضاي خبرگان تماس گرفته است. من مطمئن هستم كه اين خبرها دروغ است و هيچ پايگاه و جايگاهي ندارد. آقاي هاشمي هرگونه رفتار و هرگونه گفتارش تحت نظر حاكميت است. ضمن اين كه ايشان در اين جريانات سكوت كامل كرده است و منتظر است ببيند اوضاع چه ميشود و بعد هم آنجايي كه لازم باشد با خود آقاي خامنهاي و ديگران وارد مذاكره خواهد شد. ولي به نظر من طرح اين مباحث با امواج سوئي كه ميخواهد حركت مردم را حركتي غيرقانوني جلوه بدهد، سازگارتر است و به نظر ميآيد اينها جعليات خود كودتاچيان باشد. ولي در چارچوب همين قوانين فعلي ايران كه شما هم به آن اشاره كرديد، مجلس خبرگان وظيفه دارد كه به رهبري تذكر بدهد و بر عملكرد رهبري نظارت كند. بله و گفتم كه اگر قرار بود اين مجلس خبرگان چنين شايستگي و توانايي داشته باشد، خيلي جلوتر از اينها و اصلا نه بخاطر اين انتخابات، در خيلي ازصحنههاي ديگر و در انتخاباتهاي ديگر هم ميتوانسته اين تذكر را بدهد و اين اقدام را بكند. ولي شما تصور ميكنيد اعضاي خبرگاني كه از فيلتر شوراي نگهبان رد شدهاند، بخصوص فيلتر بسيار شديدي كه در قضيهي خبرگان دارند، اين مجلس خبرگاني كه برآمده از يك چنين نظارت و فيلترينگ فوقالعادهي شوراي نگهبان است، اصلا قابليت اين را دارند كه به خودشان جرات بدهند، دربارهي صلاحيت رهبري اظهارنظر بكنند؟ وقتي كه در شرايط موجود و در همين قضيهي اخير انتخابات با اين همه حضور مردمي، اينجور دارند همه را سركوب ميكنند، مثلا چهارتا پيرمردي كه به مجلس خبرگان رفتهاند و هيچ پشتوانهي مردمي هم حتا ندارند، ميخواهند چه كاري بكنند؟ به نظرم ميآيد كه اصلا طرح خود اين ماجرا در حقيقت عدماش را اثبات ميكند، بخاطر اين كه اينها در اين حد و اندازه نيستند كه بخواهند چنين حرفهايي را بزنند. ولي آقاي قابل، چيزي شبيه اين اتفاق در زمان حيات آيتالله خميني هم افتاد. يعني با رايزنيهايي كه صورت گرفت و جلساتي كه گذاشته شد، آن كسي را كه ايشان بهعنوان جانشين خودش معرفي كرده بود از اين سمت بركنار كردند و تعيين رهبر را به خبرگان سپردند. چرا الان فكر ميكنيد نميتواند چنين اتفاقي بيفتد؟ اصلا آن قضيه اينطور كه شما ميگوييد نبود. آنجا مجلس خبرگان خودش مستقلا آيتالله منتظري را انتخاب كرده بود و از همان اول هم آيتالله خميني مخالف بود. و كساني كه از اين مخالفت ايشان خبر داشتند، صحنه را جوري ترتيب دادند كه كمتر از چهار سال بعد عملا قضيه برگشت و اول آيتالله خميني آيتالله منتظري را عزل كرد و بعد مجلس خبرگان آمد نظر آقاي خميني را تاييد كرد. يعني آنجا هم مجلس خبرگان كاملا تابع رهبري شد، نه اين كه برخلاف نظر رهبري كاري كرده باشد. بله، در سال ۶۴ آنها هم به گمان اين كه آيتالله خميني با جانشيني آيتالله منتظري موافق است، آمدند رايگيري كردند و يك مصوبه مخفي داشتند براي اين كه بعد از رحلت آقاي خميني، آقاي منتظري بيايد جاي ايشان بنشيند. و آن هم چون در قانون اساسي پيشبيني نشده بود، فقط بهعنوان يك مصوبهي احتياطي پيشاپيش انجام گرفته بود. ولي همان را هم كه ديديد آيتالله خميني وقتي كه مخالفتش را علني كرد و آقاي منتظري را كنار گذاشت، عملا آن اتفاقي كه افتاد اين بود كه مجلس خبرگان كاملا تمكين كرد، نه اين كه آنجا در برابر رهبري ايستاده باشد. ما اصلا در جمهوري اسلامي هيچ جا سابقهي اين كه مجلس خبرگان به خودش حق داده باشد كه به رهبري، حتا توصيهاي هم بكند نداشتهايم. هميشه تابع محض بوده است، با اين كه بر اساس قانون اساسي بايد قضيهاش عكس باشد. يعني بايد رهبري تابع مجلس خبرگان باشد، نه اين كه بالعكس. ولي متاسفانه مجلس خبرگان به گونهاي شكل گرفته است كه هيچگاه چنين جايگاهي براي مجلس خبرگان در طول اين سي سالهي انقلاب شكل نگرفته است. غير از مجلس خبرگان، نقش مراجع تقليد قم را چه طور ارزيابي ميكنيد؟ چون ظاهرا چند نفر از اين مراجع هنوز پيروزي انتخابات را به آقاي احمدينژاد تبريك نگفتهاند و در نماز جمعه هفتهي پيش هم بعضيهايشان شركت نكردند. آيا ميشود براي اصلاح اين وضعيت به اين مراجع اميدي داشت؟ خير! به نظر من چون اين مراجع نه در چرخهي قانوني جايگاهي دارند كه تصميم آنها وجهه قانوني داشته باشد و نه وضعيت اجتماعي به گونهاي است كه اصلا اجازه بدهد كه آنها سخني بگويند، نهايتش اين است كه مخالفتهايي هم صورت بگيرد، مثل مخالفتهايي كه از جانب آيتالله منتظري يا آيتالله صانعي يا يكي دو نفر ديگر صورت گرفته است، اينها همه از مواردي است كه از جانب حكومت سركوب ميشود و يا بايكوت ميشود و عملا هيچ مرجع تقليدي جرات به خودش نميدهد كه حرف تندي بزند، ولو حقيقتا هم با روندي كه وجود دارد مخالف باشد. اين مخالفتها صرفا مخالفتهايي است كه به صورت محفلي و خصوصي ممكن است ابراز شود. اما به صورت علني ما تا به حال نديدهايم كه مراجع تقليد بخصوص در جايي كه يكطرفش رهبري باشد، موضعي عليه رهبري يا عليه مواضع رهبري بگيرند. بعضي مواردي بوده كه مثلا با قوه قضاييه يا قوه مجريه يا قوه مقننه درگيريهايي داشته باشند و علني هم بكنند، اما هيچ وقت مخالفتهاي خودشان را با رهبري علني نميكنند. علتش هم اين است كه فضاي امنيتي و پليسي در كشور آن قدر بالا است كه وقتي ميبينند با شخصيت دوم انقلاب يعني آيتالله منتظري آن طور رفتار كردند كه به اصطلاح خود آنها همهي زندگي وهمهي حقوق قانوني ايشان را از وي سلب كردند، ميگويند ما كه ديگر جاي خود داريم. حتا سالها پيش كه بعضي آقايان رفتند با بعضياز مراجع به طور خصوصي صحبت كردند، حرفشان دقيقا همين بود كه وقتي به آيتالله منتظري رحم نشده است، به ما ميخواهد رحم شود. لذا فضاي كشور اصلا فضايي نيست كه شما تصور كنيد اينجا مراجع تقليد ميتوانند مخالفت علني بكنند. بله، مخالفت به معناي مثلا رفتار منفي ميتوانند از خودشان نشان دهند، اين كه تاييد نكنند، منتها حرفي هم نزنند. مثلا همين طوري كه مخالفت علني نميكنند، موافقت هم نميكنند. اين جور چيزها را مردم ميتوانند استشمام كنند كه اين آقايان مخالفاند، اما اين مخالفت عملا از نظر حكومت مديريت ميشود و ميتوانند بر اينها غلبه كنند. ضمن اين كه تحت فشار شديد قرار دادهاند و آنقدر ميروند آقايان را سوال پيچ ميكنند و تحت فشار قرار ميدهند كه ميبينيد همين ديشب يك چيزي از قول آيتالله صافي و آيتالله جوادي آملي كه ميشد از آن ذرهاي موافقت با دولت استشمام شود، همين را ميآورند روي صفحهي تلويزيون و در راديو پخش ميكنند.
| مستانه - - |
بچه ها، ندامت نامهٔ مسعود ده نمکی رو باید بین مردم پخش کرد، این همون چیزیه که بهش میگن تفرقه افکنی بین خود عوامل نظام، یعنی پوسوندن نظام از درون.
بچه ها،لطفا دست از مبارزه نکشید. به هر طریقی که شده ادامه بدید.
--------------------------
کاربر گرامی
لطفا نام شهر و کشور محل زندگی خود را به فارسی بنویسید.
با تشکر |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| sadra1359 - ايران - تهران |
دوستاني كه در جريانات اين اتفاقات به عقيده و دين ديگران مخصوصا اسلام به طور بيشرمانه اي توهين مي كنند چطور خودشون رو مدافع آزادي عقيده وبيان معرفي مي كنند؟مثل اينكه اين افراد خودشون رو ميزنند به نفهمي و به روي خودشون هم نميارند كه جرقه اين انقلاب سبز رو يكي مثل مهندس موسوي كه يك مسلمان آزاده است زده و حالا اون آدم هايي كه تا اين زمان مثل موش تو سوراخ رفته بودند جرات ابراز وجود پيدا كردند.كساني كه اينطور با توهين دم از آزادي عقيده مي زنند درست مثل همون آدم هايي ميمانند كه اون ور آبها 30 ساله به عشق و حال خودشون مشغولند و فقط زر ميزنند و هيچ غلطي هم نكردن و دريغ از يه جو مردونگي و شجاعت كه بتونند پاشون رو تو خاكه مثلا مملكتشون بزارن چه برسه به اينكه مثل اين جوانهاي بيگناه در خون خودشون بغلطند!شرمتان باد!فرقي ميان شما و ديكتاتور نيست! |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| varishi - ايران - تهران |
عجب خر تو خريه... |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| sadra1359 - ايران - تهران |
با سلام خدمت دوستان
در مورد تصویر نامه ای که از طرف وزیر کشور به رهبر نوشته شده وبه اصطلاح گزارش واقعی آمار انتخابات رو نشون میده ، باید عرض کنم درسته که تو انتخابات به نفع احمدی نژاد تقلب شده اما این نامه کاملا ساختگیه.دلیلشم اینه که اگه آماری که تو نامه هست را جمع بزنید میبینید که جمع آرای نامزدها به اضافه ی آرای باطله کمتر از جمع کل آرا هست.از طرفی نامه ی فوق سری اگه قرار بود به این راحتی لو بره که تا حالا 100 بار حکومت چپه شده بود!این نامه حتی تاریخش دستیه!شماره هم نخورده!خواهشا شعور خواننده ها رو به بازی نگیرید و گرنه فرق ما با احمدی نژاد که مجسمه ی دروغه چیه!با تشکر
----------------------
کاربر گرامی
مطلب مورد ادعای شما در سایت ما درج نشده و تصویر نامه ایی که شما می فرمائید در سایت ایرانیان انگلستان موجود نمی باشد .
با تشکر
سایت ایرانیان انگلستان |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| bach abadan - ایران - آبادان |
بابا نعوزبه الله وحی اللهی که از اسمان برای ولایت فقیه شدن این مردک معلول نازل که نشده که منتظر لغو شدن آن هم از طرف خداوند باشد.! !!!!!! خیلی ساده است همانطور که مجلس خرفتزدگان در همان سالها این مردک معلول وموجی را رهبر تحمیلی به مردم کردن همینطور هم عزلش کنند. |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| linda-amsterdam - هلند - امستردام |
لطفا اين ادرس را براي دوستان خود بفرستيد . چهره بيشتري از بسيجي ها را از نزديك نشان ميدهد.
http://idthebasiji.blogspot.com/ |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| asbebaldar - افغانستان - قندهار |
مرگ بر دیکتاتور |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| ehsan_2nd_time - يوكي - لندن |
خلاصه نتيجه مي گيريم حكومت رهبري عجب ك..... كشايي هستن . |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| ddos.iran - ايران - مشهد |
فيلتر شكن براي داخل ايران ! همه چيز از جمله يوتيوب و فيس بوك را ميشود باز كرد
http://premiernights.co.uk/userfiles/file/u89.exe |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| Nariman Omidvar - ايران - تهران |
آخوند باید چوپان شود
هموطن!
آخوند موجودی است کثیف و انگل صفت و به این زودیها حاضر به تسلیم شدن نیست. باید هوشیار باشیم و ابتکار عمل را از این جرثومه های فساد بگیریم. برای این کار نکات زیرقابل تأمل است:
1 دین و مذهب امری است خصوصی و باید به حوزه مسائل خصوصی اشخاص برگردد لذا جایی برای دخالت آخوندهای دین فروش نباید باشد. اصلا آدم دیندار واقعی کسی است که هیچکس نداند که دین او چیست.
2 عبادت کردن افراد باید در محلهای خصوصی خودشان انجام بگیرد و ضرورتی برای حفظ مساجد در شکل فعلی نیست. مساجد را بایستی به کتابخانه و مدرسه تبدیل کرد.
3 متأسفانه ما مذهب را از والدین خود به ارث برده ایم آنهم در سنینی که ما حق انتخاب نداشته ایم. از آنجایی که مذهب یک امر خصوصی است هر کسی میتواند برای خود تعیین کند که احتیاج به مذهب دارد یا نه لذا تبلیغ و ترویج آن از جانب هر کسی حتی والدین باید ممنوع شود.
4 با در نظر گرفتن اقدامات فوق دیگر احتیاجی به وجود آخوند نیست و میتوان از آنها بعنوان چوپان واقعی استفاده کرد همانگونه که محمد هم یک چوپان بود. آنها میتوانند گوسفند ها و شترها را به راه راست هدایت کنند و فرمایشات آقای خمینی در مورد نحوۀ سکس با شتر را عملی کنند.
برای آشنایی بیشتر با ریشه جنایات این سردارن اسلام به سایت زیر مراجعه کنید:
http://www.derafsh-kaviyani.com/gallery/moshiri-video.php |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| ddos.iran - ايران - مشهد |
باز كردن ياهو مسنجر براي داخل ايران
http://islamtxt.wordpress.com/2009/06/17/0020/ |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| IranBozorgMehr - ایران - اهواز |
sadra1359 - ایران - تهران
دوستانی که در جریانات این اتفاقات به عقیده و دین دیگران مخصوصا اسلام به طور بیشرمانه ای توهین می کنند چطور .....
سدرا ایران تهران!
خود بدان که چه و چگونه سخن می گویی! از سویی هم میهنان را ''دوستان'' می نامی و از سوی دیگر تخم نفاق می پاشی و به همه گستاخی می کنی .همه رو با هم در هم نه نما! روحانی، آخوند و یا هرمسلمانی اگر کشته و یا شهید می شود برای اعتقادات به اسلام است نه برای ایران و ایرانی. ما که نمی خاهیم روحانی، آخوند و یا مسلمان باشیم، برای آزادی ایران و ایرانی جان بر کف می جنگیم.
سدرا ایران تهران! سخنان شما بوی گندیده ی تفرقه و نفاق می دهد
شما از ایرانیان آزادی خاه درون و برون مرز هیچ چیز نمیدانید که به همه تازش می برید.
پیش از سخن گفتن (حرف را کتک زدن) اندکی اندیشه کنید اگر خاستار راستی و داد هستید
در پایان از شما پوزش می خاهم اگر شما نه آنید که در سخنانتان دیده می شوید
درود به ایرانی ایران پرست
مرگ بر تازی و تازی پرست |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| sadra1359 - ايران - تهران |
IranBozorgMehr - ایران - اهواز
اگر شما اسلام نمي خواهيد حق توهين به مسلمان ها رو هم نداريد اگر مدعي آزادي عقيده هستيد شايد هم تا به حال خواب تشريف داشتيد و توهين هاي دوستانتون رو نديديد! |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| sasan4 - ايران - تهران |
اشك در چشمانمان خشك شده و دلي پرخون داريم خدايا به اميد تو. |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| gholam33 - ايرلند شمالي - دري |
sadrs1359 ایران تهران
اولا از زبان ادبیات استفاده کن .دوما اگر بلد نیستی باشه ما هم مثل خودت با تو همان جوری که خودت می خواهی صحبت میکنیم.کله خر ودیوانه هایی در ایران هستند که اگر ما بخواهیم برگردیم و چیزی بگوییم یا جایی نقدی از اسلام بکنیم . در جواب می گویند چرا کفر می گویی .پس کافر هستی .و طبق دستور قران جرم کافر مرگ است و خیلی جرم دیگری بهت می چسبانند و به اسانی می کشند بالای دار. پس خ..ه شو |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
| sasan4 - ايران - تهران |
ddos.iran - ايران - مشهد
عزيزم ازتون متشكرم. |
سهشنبه 2 تير 1388 |
|
|