IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

شيخ فضل الله نـــــوري از زباني ديگر
شيخ فضل الله نـــــوري از زباني ديگر

شنبه 09 می 2009 - 19 اردیبهشت 1388
درتاریخ برخی بحق و برخی بناحق تبدیل به اسطوره شدند. شیخ فضل الله نوری یکی از همین اسطورها ست.
این تحقیق حاصل زحمات دکتر الموتی است.

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك

 
 

شيخ فضل الله نـــــوري از زباني ديگر

درتاريخ برخي بحق و برخي بناحق تبديل به اسطوره شدند. شيخ فضل الله نوري يكي از همين اسطورها ست.
اين تحقيق حاصل زحمات دكتر الموتي است.

..  از جمله كسانى كه در تاريخ مشروطيت و تنظيم قانون اساسى و همچنين در به توپ بستن مجلس شورايملى نقش مهمى داشته شيخ فضل الله نورى مى باشد كه از علماى طراز اول بود كه پيشنهاد پنج نفر از مجتهدين در مجلس شورايملى به توسط او تهيه و در قانون اساسى گنجانيده شد.
هنگام تشكيل دوره اول مجلس در كنار آيت الله طباطبائى، آيت الله بهبهانى جزو علماى طراز اول نشسته بود. بعداً جزو مشاورين و نزديكان محمد عليشاه شد.
مهدى بامداد مى نويسد: حاج شيخ فضل الله نورى فرزند ملاعباس كجورى در دوم ذيحجه ۱۲۵۹ قمرى متولد شد و پس از پايان تحصيلات مقدماتى به عراق رفت و از شاگردان درجه اول ميرزامحمد حسين شيرازى مجتهد معروف بود. در اوائل ورودش به ايران كارش رونق گرفت و مرجعيت تام يافت ولى با اعمالى كه از او سر زد از وجهه اش كاسته شد. از جمله اين كه روس ها قصد داشتند شعبه بانك روس را در بازار داير كنند و محلى را در بازار كفاش ها در نظر گرفتند كه موقوفه بود. هيچكس حاضر نبود به روس ها محلى بدهد ولى شيخ فضل الله اراضى موقوفه را به مبلغ ۷۵۰ تومان با عنوان تبديل احسن به روس ها فروخت. عمل ديگر اين كه عمل طلاق شكوه الدوله دختر ششم مظفرالدينشاه را از موقرالسلطنه بدون رضايت شوهر انجام داد. وقتى براى طلاق به سيدعبدالله بهبهانى مراجعه شد گفت چون شوهر خانم موقرالسلطنه زندانى است تا آزاد نشود و رضايت ندهد خلاف شرع است ولى شيخ فضل الله بر اثر تقاضاى شاه و وليعهد اين كار را انجام داد و بعد خانم را به عقد سيدابوالقاسم امام جمعه درآورد. مردم اين شعر را ساختند:
حـــقا امام جمــــعه در ديـــن يقــــين ندارد
اين كار كار عشق است ربطى به دين ندارد
در اوائل مشروطيت با سيدعبدالله بهبهانى و ساير مشروطه خواهان همراه بود ولى رقابت بين روحانيون بين او و آنها جدائى افكند. شيخ فضل الله از نظر مدارج علمى بر سايرين برترى داشت.
ادوارد براون هم مى نويسد: شيخ فضل الله از نظر علمى مقام ارجمندى داشت ولى از محمدعليشاه كمك مالى مى گرفت و آخوندها را عليه مشروطيت مجهز مى ساخت.
حاج ميرزا يحيى دولت آبادى مى نويسد: به علت تحريكات شيخ فضل الله گروهى از اوباش عنايت الله نام از مشروطه خواهان را كشته و پسر نقيب زاده شيرازى با قلمتراش چشم هاى او را از حدقه بيرون مى آورد.
شيخ فضل الله به تحريكات محمدعليشاه و ضديت شخصى با سيدعبدالله بهبهانى با اين كه دخترش عروس بهبهانى بود بر سر رياست علم مخالفت بلند كرد و وقتى مجلس به توپ بسته شد شيخ فضل الله شخص اول مملكت و دربار شاه بود و پس از خلع محمدعليشاه در دادگاه انقلابى محكوم به اعدام گرديد.
مورخين درباره او چنين مى نويسند:
وقتى محمدعليشاه مجلس را به توپ بست شيخ فضل الله همراه عده اى از تجار و علماى مرتجع به دربار رفت و به شاه تبريك گفت و مشير و مشار شاه شد و هر روز با كالسكه سلطنتى به دربار مى رفت و يك روز هم در مراجعت از دربار گفت: (كار مشروطه تمام شد و قهوه آن را هم خورديم.)
وقتى محمدعليشاه به سفارت روس پناهنده شد مجاهدين شيخ فضل الله و ملامحمدعلى آملى و حاج على اكبر بروجردى را دستگير و آنها را از ميدان توپخانه عبور داده كه صنيع حضرت را بر دار كشيده بودند. اين ميدان همان محلى است كه شيخ فضل الله و اتباعش گاه بر منبر رفته و گاه بر توپ سوار شده حكم كرده بود كه ميرزا عنايت بيچاره را پاره پاره كردند. فرقى كه امسال با پارسال داشت در اين است كه آن وقت صنيع حضرت به حكم شيخ فضل الله بى تقصيران را مى كشت و امسال در همانجا صنيع حضرت را به دار زده اند.
همكارى شيخ فضل الله نورى با مستبدين موجب شد كه مراجع بزرگ تقليد ميرزاحسين، ميرزا خليل، آخوند ملامحمد كاظم خراسانى چنين فتوا دادند (چون نورى مخل آسايش و مفسد است تصرفش در امور حرام مى باشد.)
ناظم الاسلام مى نويسد: دادستان دادگاه يكى از روحانيون معتبر و آزاديخواه بود كه به علت علاقه به آزادى و مشروطيت به هيچوجه جنبه روحانيت شيخ را در نظر نگرفت و با كمال شجاعت ادعانامه را تنظيم كرد و خواهان مجازات اعدام شد.
شيخ ابراهيم زنجانى در نجف از شاگردان آخوندملامحمد كاظم خراسانى و شيخ محمد لاهيجى بود كه ادعانامه صادره او چنين صراحت داشت:
وقتى شدت ظلم و جور مقتدرين وعالم نمايان به احكام ناسخ و منسوخ و ناحق خود و تعطيل احكام اسلام و هرج و مرج امور خاص و عام در ايران به نهايت شدت رسيد عموم خلق علاج را به مشروطيت ديدند. مظفرالدين شاه و بعد از او محمدعليشاه مخلوع اين استدعاى ملت را قبول كرده قانون و عهدنامه اساسى را امضاء كردند و جنابعالى هم با چند نفر از معروفترين علماء در استحكام اين اساس دخالت داشته و زياده از هشت ماه خودتان حاضر مجلس شورا بوديد و با حضور شما و جمعى ديگر مواد قانون اساسى نوشته شد و با تصحيح شما انجام گرديد. چه شد كه ناگهان علم مخالفت بلند كرده جمعى از اشرار را به دور خود جمع كرده و علت اوليه خونريزى پنجاه هزار نفر نفوس بيگناه گرديديد.
اگر اين عنوان حرام بود چرا خود ۸ ماه در استحكام آن كوشيدى و اگر حلال و واجب بود چرا با آن شدت مخالفت كردى؟ در حضرت عبدالعظيم هر مجمع فساد كه شد شما رئيس آن بوديد. جمعى از اوباش مفتخوار را از چند هزار تومان تا چند دينار خرج مى داديد. اگر از خود مى داديد جنابعالى مثل من در عتبات در حال فلاكت بوديد. اين پول را از كدام تجارت و صناعت و يا كسب گرد آورديد؟ به چه دليل در پيش چشم خودت فقرا و ضعفا و ايتام با كمال عسرت معيشت مى كردند و تو اين اموال فقرا را ضبط كرده زياده از عيش با وسعت در چنين مقام به اشرار مى دادى؟ اگر شما مشروطيت را حرام دانستيد و ديديد كه عموم علماء و مراجع تقليد عتبات و ساير بلاد جز چند رياست طلب دنيا پرست همه آن را واجب دانسته و اقلاً نه عشر مردم ايران در طلب آن جان مى دادند. بعد از آن كه مقدار پول ها كه گرفتيد در حضرت عبدالعظيم به مصرف فساد رسانيديد نمى دانم چقدر ذخيره كرديد؟ زيرا شما تابع اشارات بوديد. در واقعه ميدان توپخانه نمى دانم و چه مأخوذى به چه كثرت بود كه به آن شدت اقدامات وحشيانه و متجاهرانه نموديد؟ خود را رئيس اسلام ناميده با مهتر و قاطرچى و ساربان و كلاه نمدى هاى محلات و اشرار همدست شده چادر در ميدان زده در حضور مبارك شما اين اشرار مستانه فرياد (ماچاى و پلو خواهيم- مشروطه نمى خواهيم) بلند كرده و همه قسم فحاشى و رذالت كرديد و چند نفر بيگناه را كشتند و به اشاره شما از درخت آويخته چشم مقتول را با خنجر در حضور عالى درآوردند. بعد از آن كه فساد ميدان توپخانه نتيجه مطلوبى حاصل نكرد، با دست هاى مخفى كه هشياران مى ديدند در همه قسم فساد و هرج و مرج در اجتماعات و انجمن ها و مغشوش كردن ذهن محمدعلى ميرزا از شهر به باغشاه و ترتيب مقدمات تخريب مجلس شورايملى را به دست شاپشال يهودى و صنيع حضرت و مجدالدوله و حاج اسمعيل مغازه و امثال ايشان سر سلسله شما بوديد و اكثر دستورالعمل ها را شما داديد. آيا در شكستن قسم و عهد و توپ بستن به خانه ملت و قتل نفوس و هتك قرآن و زدن افترا و بهتان به وكلاى مردم بى تقصير و كشتن آن جمع بى تقصير، محمدعلى ميرزا را مصاب مى دانستيد با مخطى… اگر مخطى مى دانستيد چرا نهى نكرديد و اگر قدرت نداشتيد چرا مثل ملت علم مخالفت و اعتراض و تحصن به حضرت عبدالعظيم و جمع كردن مردم جلوگيرى از منكر و رفع فساد نكرديد؟ پامال كردن اسلحه قورخانه و تقويت فرستادن عليه شهر معتبر ايران تبريز كه چند هزار ضعفا و عجزه و اطفال و نسوان دارد و در خانه خود نشستند هجوم بر كسى نمى كردند بلكه در مقابل زور آنها از خود دفاع مى كردند. اين فرستادن توپ ها و امثال رحيم خان ها و بستن راه آذوقه بر مردم يك شهر و تخريب و غارت دهات آذربايجان و هتك نسوان… آيا سلطنت مشروعه عبارت از اينگونه كارها است و اينها را شرعى و مصاب مى دانستيد؟
در اين استبداد صغير چه پول ها از مردم براى احكام و توسط و نصب حكام و اعطاى مناصب گرفتيد و چه پول ها از مال ملت از دست محمدعلى ميرزا گرفتيد؟ اگر راست بگوئيد بايد بيش از صد هزار تومان از ميان برده باشيد.
تلگرافات و مكتوبات شما را همه در دست دارند كه القاء فساد كرده خون ها ريخته و خانه ها بر باد داده ايد و آتش به دودمان ها زديد كه هنوز دود آن فضا را تيره كرده مگر اين مردم بيچاره به شما چه كرده اند. مگر از بركت مال و خدمت ايشان محترم و مكرم و صدرنشين و معبود و مسجود و نافذالكلمه و صاحب مال و عيش و پارك نشديد؟ آيا جزاى خدمات اين مردم بيچاره اين بود؟ آيا مجدالدوله، اميربهادر، ارشدالدوله را بهتر از مرحوم حاج ميرزاحسين و آقاى خراسانى و آقاى مازندرانى تصور مى كرديد؟ چرا خود و امثال خودتان از ملاهاى رشوه گير براى سختگيرى به مردم و اذيت آنها اقدام مى نموديد؟ آزاد حرف مى زديد و هر كجا مى رفتيد. اما بندگان خدا را از اجتماع و مراوده با يكديگر و گفتن حرف منع مى كرديد. در اين سيزده ماه چقدر سرباز و قزاق مسلح در هر معبر گماشته و هر نوع اهانت و خوارى به مردم كرديد؟ شما كه خود را از رؤساى اسلام ناميده و مى گوئيد نهى از منكر مى كرديد آيا چرا ساير منكرات را رد نمى كرديد؟ آيا اين حبس ها و زجرها و گوش بريدن ها و دهانه توپ گذاردن و مهارت كردن و جريمه ها و رشوه ها و تعرض به مسلمانان و چوب بستن و شلاق زدن و شكنجه كردن و داغ نمودن منكرات نيستند؟
شما گفتيد مشروطه خواه واجب القتل است و كافر… آيا تمام رعاياى عثمانى و نه عشر ايرانى و تمام مسلمانان هند و قفقاز و مصر و آفريقا، تونس، الجزاير و تركستان و ساير بلاد كه شب و روز براى آزادى از قيد عبوديت كوشش مى كنند همه كفار و واجب القتل هستند؟ اينها به يك طرف بدترين جنايات اين كه نقشه قتل و دستگيرى را در مقام حضرت عبدالعظيم كشيديد و شبانه ريختند بيچاره ميرزا مصطفى آشتيانى و ميرزاغلامحسين و رفيقان ايشان را با موحش ترين وضعى به قتل رسانديد.
چرا بالاتر از همه جنايت ها طرح و نقشه ريختيد كه بلاد اسلام را به دست خارجه بدهيد و ديگران را بر ايرانيان حكمروا سازيد. در باطن امر اجانب را دعوت به مملكت كرديد و با كمال بشاشت و خرمى اظهار و انتشار داديد كه سالدات چنين و قزاق چنان مثل اين كه برادران عزيز خود را به ميهمانى خوانده ايد. تو بزرگوار دويست تفنگ گرفته بدست اشرار داده و در خانه خود سنگر بندى كردى كه ملت را بكشى. چرا تو با همدستان معينت و محمدعلى ميرزا در آخر وقت دعوت نكردى كه لامحاله شرف يك دودمان سلطنت را نبرده پناه به دولت اجنبى نبرد لامحاله با ملت معيت كند و يا تسليم ملت شود. آيا اين ملت نجيب گمان داشتى با او محترمانه معامله نكند)؟
*
وقتى دادگاه تشكيل شد شيخ ابراهيم زنجانى و ساير اعضاى دادگاه از شيخ فضل الله پرسش هائى كردند كه به هر يك از سئوالات پاسخ داده شده كه قسمتى از آن چنين است:
شيخ ابراهيم زنجانى، جناب شيخ فضل الله شما بر طبق فتوا و حكم حجج اسلام نجف اشرف كه سواد آن در همه ايران منتشر شده (مفسدفى الارض) هستيد و بر طبق قوانين اسلام با شما همان معامله اى را كه خداوند راجع به مفسدفى الارض فرموده خواهيم كرد شما محكوم به اعدام هستيد…
شيخ فضل الله: من مجتهد هستم و بر طبق الهامات قوه اجتهاديه و شم فقاهت راهى را كه مطابق شرع تشخيص دادم پيروى و عمل نمودم.
عميدالسلطان رشتى: شما از بدو مشروطيت با اين اساس موافق بوديد و قانون اساسى هم كه اصول و مقررات مشروطه روى آن استوار است با موافقت خود شما تهيه و به تصويب رسيد و پس از آن هم قانون اساسى تغيير داده نشد كه موجب مخالفت شما باشد.
شيخ فضل الله: چند نفر از دشمنان مشروطه بر ضد من تظاهراتى كردند و كار را منحصر به خودشان كرده بودند و مى خواستند من در آن راهى نداشته باشم و كنار بروم تا هر چه بخواهند بهره مند گردند وظيفه من جلوگيرى بود.
ابوالفتح زاده: طبق اقرار صريح صنيع حضرت در محكمه، قتل ميرزا مصطفى آشتيانى در حضرت عبدالعظيم به دستور شما انجام يافته.
شيخ فضل الله: مفاخرالملك و مجلل السلطان عامل آن قتل بودند و من كوچكترين اطلاعى از آن نداشتم آنها خود در باغشاه جلسه داشتند.
ميرزاعلى خان ديوسالار: شما با سفير روس سر و سر محرمانه داشتيد و سعدالدوله هم حضور داشته است.
شيخ فضل الله: ملاقات من با سفرا مخفى نبوده بلكه علنى بوده و جنبه سياسى و مشورتى نداشته.
منتصرالدوله: در نامه اى كه شما به خط خودتان به شيخ الاسلام قزوينى نوشته بوديد و در ميان نوشتجات او به دست آمده به او دستور داده بوديد كه قوائى تهيه كند و با مليون بجنگد…
شيخ فضل الله: شيخ الاسلام به درجه اى با مشروطه دشمن و مخالف بود كه احتياج به تحريك و تشويق من نبود.
ميرزاعلى محمدخان: شما جمعى از اوباش را با تفنگ هائى كه از محمدعليشاه به وسيله كامران ميرزانايب السلطنه گرفتيد مسلح نموده تا آخر با ملت جنگ كرديد و محارب هستيد.
شيخ فضل الله: هر مسلمان طبق اصول دين مكلف است كه از خود دفاع كند من براى دفاع از خود و بستگانم مدافع بودم نه محارب.
نظام السلطان: بنا به تقاضاى شما محمدعليشاه اسماعيل خان سرابى را به دار آويخت.
شيخ فضل الله: من كشتن اسماعيل خان را پس از واقعه مسبوق شدم. در طى سئوالات ديگرى كه از شيخ به عمل آمد او اغلب اتهامات را منكر شد و گفت از اول تاكنون مشروطه خواه بوده و هستم. به او گفته شد پس چرا كتباً مشروطه را تحريم كرديد؟ شيخ اول منكر شد و گفت هرگز من مطلبى كه بر عليه مشروطيت باشد ننوشته ام. در اينجا عين تحريم نامه را در مقابل روى او قرار دادند و توضيح خواستند. شيخ فضل الله كه قبلاً چنان نوشته اى را انكار كرده بود در اين موقع از اداى پاسخ درماند و بعد گفت ديگران اين نوشته را مهر كردند من هم از ترس شاه مهر كردم. سرانجام اعضاء دادگاه به او ثابت كردند كه خود او باعث و مؤسس و مؤثرترين عاملى بوده كه عالماً و عامداً آن نوشته را صادر كرده است. بعد از آن دادستان دادگاه متن ادعانامه يا به تعبير آن روز (ورقه الزاميه) را به دست گرفت و شروع به خواندن كرد و در تمام مدت قرائت ادعانامه شيخ سرش را به عصا تكيه داده به اتهاماتش گوش مى داد.
… كسانى كه شيخ فضل الله را محاكمه كردند عبارت بودند از: شيخ ابراهيم زنجانى، نظام السلطان، منتصرالدوله، ميرزامحمد مدير روزنامه نجات، وحيدالملك شيبانى، جعفر قليخان استانبولى، سالار فاتح، يمين نظام، ميرزا عليمحمدخان عميدالسلطان، نصرالله خان خلعت برى (اعتلاءالملك)، سيدمحمد امامزاده، جعفر قلى خان بختيارى، احمدخان مجاهد و ميرزامحمد مجاهد.
در نشريات مختلف هست كه روز ۱۳ رجب ۱۳۲۷ قمرى شيخ فضل الله نورى را براى اعدام به ميدان توپخانه آوردند. وقتى به پاى دار رسيد عده اى از تجار آنجا ايستاده بودند كه شيخ خطاب به آنها گفت: (ما رفتيم- خداحافظ). آنها دسته جمعى فرياد زدند: به درك اسفل…
در پاى چوبه دار گفت: (خدايا تو خودت شاهد باش كه همه آنچه را بايد بگويم به اين مردم گفتم. خدايا تو خودت شاهد باش كه من براى اين مردم قسم به قرآن خوردم ولى آنها گفتند قوطى سيگار بود. خدايا تو خودت شاهد باش كه در اين دم آخر باز هم به اين مردم مى گويم كه مؤسسين اين اساس لامذهبينى هستند كه مردم را فريب داده اند. اين مخالف اسلام است. محاكمه من و شما بماند پيش رسول اكرم).
وقتى به شيخ گفته شد (شما محكوم به اعدام هستيد) گفت نه من مرتجع بوده ام و نه سيدمحمد و سيدعبدالله مشروطه خواه فقط محض اين بود كه مى خواستند مرا خوار كنند و به كنار بزنند كه زدند و در نزد من و آنها موضوع ارتجاع و مشروطيت در ميان نبود.
وقتى يك نفر از مجاهدين خواست شيخ را به دار بزند. عمامه را از سرش برداشت و طناب دار را به گردنش انداخت. شيخ با دو دست طناب را گرفت چون فكر كردند كه مى خواهد حرفى بزند، قدرى طناب را شل كردند. شيخ گفت: (اگر بار گران بوديم رفتيم- اگر نامهربان بوديم رفتيم). بدون ترس و واهمه گفت چرا معطل هستيد كار خود را بكنيد. آنگاه طناب دار را كشيدند. چند دقيقه دست و پا زد و جان به جان آفرين تسليم نمود. در تاريخ بيدارى ايرانيان نوشته شده كه شيخ فضل الله به دار زده شد و عالمى را آسوده ساخت.
ميدان توپخانه كه مملو بود از تماشاچيان احدى به حالت او ترحم نكرده همه از او بد مى گفتند. اين نبود مگر جزاى اعمالش.
يكى مى گفت فلان حكم را درباره من كرد فلان قدر پول گرفت. ديگرى مى گفت پسر مرا تلف كرد. بارى همه مردم در فرح و سرور و از كشتن او اظهار مسرت و خوشحالى مى كردند. اول شب نعش او را پائين آورده تسليم ورثه او نمودند احدى متعرض لباس ورداى او نشد. فقط عمامه او را كه قيمتى هم نداشت از سرش برداشتند. نوشته اند آقاشيخ مهدى پسر شيخ فضل الله در پاى دار حضور داشته و قتل پدر مستبدش را با اظهار خوشحالى و كف زدن تائيد كرده.
(شيخ مهدى پدر دكتر كيانورى دبيركل حزب توده بود. شيخ مهدى نيز بعداً در تهران ترور شد كه طرفداران شيخ فضل الله گفتند به تير غيب گرفتار شده است.)
على دوانى در كتاب نهضت روحانيت چنين مى نويسد:
وقتى حاج شيخ فضل الله نورى را به دار زدند جنازه را آوردند در حياط نظميه مديرنظام مى گويد جماعت كثيرى ريختند آنجا. مثل مور و ملخ از سر و كول هم بالا مى رفتند. همه مى خواستند به جنازه لگد بزنند. خونابه از سر و صورت و روى و دماغش و همچنين از محاسن او سرازير بود. يكدفعه يكى از سران مجاهدين رسيد و دكمه هاى شلوارش را باز كرد و شرشر شاشيد به سر و صورت آقا… بعداً جنازه را بردند و لخت و لخت فقط با يك شلوار كنار ديوار غربى حياط انداختند. سپس بستگان شيخ رفته جنازه را تحويل گرفته در صحن حضرت معصومه به خاك سپردند.
*
در نشريه اى خواندم: در استبداد صغير كريم دواتكر عضو كميته مجازات تيرى به سوى شيخ فضل الله نورى رها كرد ولى اصابت نكرد. يكى از روزنامه هاى آن روز اين شعر را منتشر ساخت:
شنيده ام كه به ما تحت شيخ تير زدند
نكو زدند حريفان اگر چه دير زدند
در تاريخ بيدارى ايرانيان خواندم كه ميرزامهدى پسرآقا شيخ فضل الله نورى با ۵۰ نفر از طلاب به طرفدارى از مشروطه خواهان به حضرت عبدالعظيم مهاجرت كرد تا باعث ضعف پدرش و امام جمعه تهران گردد. مردى زاهد و با فضل بود. در محله سنگلج نفوذ فراوانى داشت. آزارش به احدى نرسيده بود.
از فرخ دين پارسا (پدر خانم دكتر پارساى) نقل شده كه روز اعدام شيخ فضل الله نورى جزو صاحب منصبان ژاندارمرى در ميدان سپه بوده كه گفته است وقتى شيخ فضل الله پسر ارشد خود ميرزا مهدى را ديد ناراحتى فراوانى به او دست داد و من هم عرق سردى بر پيشانيم نشست.
براى من ديسيپلين نظامى مانع هر عملى جز اشك چشم بود. وقتى طناب دار بالا رفت هوراى ميرزامهدى بيش از هر كس ديگر به گوش مى رسيد و با فرياد شادى او روح از بدن شيخ فضل الله خارج شد.
شيخ فضل الله نورى كه روزى به علت همكارى با آزاديخوهان مورد احترام خاص بود وقتى خود را به دامن محمدعليشاه قلدرو ديكتاتور انداخت به روزى افتاد كه حتى جنازه اش مورد اهانت مجاهدين قرار گرفت و مسلماً اگر زنده بود چنين مى گفت:
كس در كف ايام چو من خوار مباد         محنت زده و غريب و غمخوار مباد
نه روز و نه روزگار و نه يار و نه دل              كافر به چنين روز گرفتار مباد
سيداشراف حسينى مدير روزنامه نسيم شمال درباره شيخ فضل الله شعرى سروده كه چند بيت آن چنين است:
دشمن فرقه احرار منم
قاتل زمره احرار منم
شيخ فضل الله سمسار منم
دين فروشنده به بازار منم
با همه خلق عداوت دارم
دشمنى با همه ملت دارم
از خود شاه وكالت دارم
به حراج از همه دعوت دارم
مى فروشم همه ايران را
عرض و ناموس مسلمانان را
رشت و قزوين و قم و كاشان را
بخريد اين وطن ارزان را
مى دهم تخت كيان را به گرو
مى زنم مسند جم را به (اَلو)
دين به ناچار حراج است، حراج
كو خريدار، حراج است، حراج
عبدالله بهرامى رئيس تأمينات آن زمان در خاطرات خود درباره قتل شيخ مهدى فرزند شيخ فضل الله مى نويسد با زحمات زياد كشف كرديم كه قاتل او (آقاجان) نامى از مريدان شيخ فضل الله و از لوطى هاى گذر تقى خان بوده است كه يكشب شيخ مهدى را گير آورده به او مى گويد (اى نامرد پدرت را به پاى دار رساندى و دست زدى و رقصيدى خدا ذليلت كند.) شيخ مهدى مى گويد برو گمشو ملعون شرابخوار… آقاجان هم از جيبش هفت تير را درآورده به سويش شليك مى كند و وقتى روى زمين مى افتد او را مضروب كرده با همان حال و لباس هاى خونين به خانه رفته اسلحه را مخفى مى كند. تنها شاهد هم بقال محله بوده كه او را هم تهديد مى كند كه اگر موضوع را فاش كنى كشته خواهى شد.
پس از دستگيرى ماجرا را اعتراف كرده و مى گويد من به جهت مذهب و انتقام كشى اين كار را كردم حال مرا به هر مجازاتى مى خواهيد برسانيد. آقاجان در دادگاه به ده سال حبس محكوم شد.
…مجله كاوه چاپ مونيخ مطلبى را از كتاب نقش روحانيت در تاريخ معاصر ايران چنين نقل كرده است: سيدمهدى شريفى همشاگردى آيت الله خمينى مى نويسد: خمينى شيفته شيخ فضل الله نورى بود كه با مادرش هاجر نسبت خانوادگى داشت. خمينى تعريف مى كرد كه پدرش را دهقانان خمين به بهانه بردن آب كشترارهايشان كشتند. پس از قتل شيخ فضل الله نورى بانو هاجر برايش مراسم سوگوارى برگزار كرد و تا موقعى كه زنده بود همه ساله اين مراسم در منزلشان برگزار مى شد.
حجت الاسلام شريفى اظهار مى داشت حتى شيخ مهدى پسر شيخ فضل الله جسد پدرش را به خاطر خيانت هائى كرده بود تحويل نگرفت ولى بانو هاجر مادر آقاي خمينى جسد را تحويل گرفت و در قم دفن كرد و برايش مراسم مفصل هفته و چهلم برگزار كرد.(نيمروز)
منبع : وبلاگ بوستان
bahram1 - ايران - تبريز
جالب بود
پس بعد ها پسر بانو هاجر راه شيخ رو ادامه داد؟!
شنبه 19 ارديبهشت 1388

odin - بلژيك - انتورپن
در تاريخ مشروطه نوشته احمد كسروي ميفرمايد وقتي جنازه شيخ را از دار پائين اوردند در مسير راه اينقدر روي او تف و ادرار كرده بودند كه از چند متري بخاطر بوي تعفن نميشد از كنارش رد شد.
اين سرنوشت همه اخوندهاي جنايتكار و حاميانشان است. حتا اونها كه جانماز اب ميكشن و اينروزها رنگ عوض كردن و مثلآ خاتمي چي و اصلاحاتي شدن. بيخبر از اينكه مردم علت طولاني تر شدن عمر رژيم را در فريبهاي خاتمي ميبينن.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

sara-j - سويد - استگهلم
اينم يكي از چهرهاي منفور تاريخ مشروطه هست
شنبه 19 ارديبهشت 1388

razmandeh - سوئد - استكهلم
در تمامی‌ طول تاریخ تنها قوم و دستهٔ که هرگز در میان خودشان توافق وجود نداشت .آخوندها بودند و هرگز توافق بین آنان نخواهد بود .خأنین به ملت و کشور . بیخود نمیگفتن شیخ فضل الله نوری انقلابی زوری
شنبه 19 ارديبهشت 1388

IRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
ايجاست كه بايد بكوم الله اكبر.گدام الله و گدام اكبر.تاريخ ايران از دوره امدن تازيها از اين جنايتها خيلي ديده.در دوره صفوريه خرافات مهدي بازي و صوفي بازي به حد نهائي رسيد.در دوره قاجار هم كه اين ملاها سنگ تمام گذاشتند و كساني هم كه در حال تعقير دادن بودن سرشان را زير اب كردند.تا رسيديم به رضا خان كه دست پاي اين ملا ها را جمع كرد و بعد پسرش محمد رضا شاه.چون خودش احتياج به پشتي باني انها داشت و به عباس بي دست خيلي متقد بود كاري نداشت.اگر هم به فيصيه قم حمله كرد فقط براي ترساندن انها بود.چرا خميني را اعدام نگرد و او را تبعيد كرد تا همين ملا ها كارش را بوسيله مردم گشته و مرده اسلام او را از ايران بيرون كردند.اقا را با صلواط راهي كردند.در همان روز هاي اول اعدامها در پشت بان مدرسهاي كه او در ان زندگي مي كرد اغاز شد و بعد خلخالي و ديگران تا امروز خودتان بهتر مي دانيد در اين 30 سال بر مردم چه گذشت.
انهائي كه اسلام و اسلام راه انداخته اند.از ورود تازيها تا به امروز بجز خيانت اين ملاها به مردم و ملكت چيز ديگري ديده اند.يا پايشان در سفارت روس بود يا انگليس.
شما فالانژ هاي اسلامي با گفتن دروغهاي شاخدار با ان علي گدا و بعداز ان بايد نا بود شويد باي شما ها را از روي گره خاكي محو كرد.براي اين ملت بجاي عشق و دوستي ومهر محبت. سنكسار.اعدام درخيابانه تجاوز در زندانه و مراگز دولتي سو استفادهاي ناموسي يز ديگري اورده ايد.خاك بر سرتان شما رفتني هستيد.نابود باد اين حكومت اسهالي بهمراه يگايك هوادارانش.هر كسي كه اسم اسلام را بر دوش مي كشد.كه مجاهدين خلق هم از اين قماش هستند.اخوند بدون عمامه.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

mlowes - آمريكا - واشينگتن-دي سي
درود بر اين پژوهش بي نقص.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

آذربهدخت - امريكا - بوستن
بعدها هم نوه اش - نورياني - رييس حزب توده شد. چه خانواده خدمتگزاري !
بوستن
شنبه 19 ارديبهشت 1388

bluestar - ايران - تهران
شیخ فضل الله یکی از آخوندهای سلطنتی و ضد مشروطه بود که با تحریف سعی در پاکسازی شخصیت او شد. ولی کسانی هم که به جنازه شخص ظالم و فرومایه .....و یا با آن عمل موافقند در ...از همان جنازه سبقت گرفته اند.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

persisch - آلمان - بن
آذربهدخت - امريكا - بوستن
بله بعد همين كيا نوري رئيس حزب توده در زندان جمهوري اسلامي شد مفسر قران. چقدر كمونيست به اسلام مخصوصا شيعه نزديك هستش
شنبه 19 ارديبهشت 1388

ashoor - ایران - تهران
bluestar - ايران - تهران
این نوشته از تو باور کردنی نیست . اولین باری ایست که با تو موافقم.
محاکمه عادلانه و اعدام اون خائن یکی از افتخارات جنبش مشروطه است. با اعدام شیخ فضل الله نوری قداست آخوندها ریخته شد اما رفتارهای بعدی که با جسد او شده با هیچ منطقی قابل توجیه نیست. من متاسفانه در زمان انقلاب شاهد توحشی به مراتب بدتر از این در مورد پرسنل شهربانی آن موقع بودم. باور کردنی نیست که در میان ما ادمهایی به مراتب وحشی تر از هر حیوان وحشی هست که فقط منتظر فرصت هستند تا با کوچکترین امکانی توحشی نشان دهند که هیچ جانوری قادر به آن نیست.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

مهدی313 - ایران - رشت
خدا رحمت کند شیخ فضل الله نوری را .خدا بر درجاتش بیفزاید .
متاسفانه اکثریت بشریت جاهل هستند در بیشتر زمانها از زمان ادم تا حالا.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

مهدی313 - ایران - رشت
IRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
خدا لعنتت کند ای ....خدا تو را با ابی سفیان محشور کند ان شائ الله . کارت به جایی رسیده به مقدسات هم حمله ور شده ای. خدا لعنت کند تو را ای....
شنبه 19 ارديبهشت 1388

ukguy4u - بریتانیا - لندن
این مرد قبرستان قدیمی تهران رو به روسها فروخت تا اونها در اونجا بانک استقراضی رو ساختند.این مرد یک بی شرف و وظن فروش و مزدور روس بود .
شنبه 19 ارديبهشت 1388

ramtin80 - بلزیک - بروکسل
مهدی313 - ایران - رشت
پیا برو بمیر چه مقدساتی جمعکن کاسه کوزتو ما به کی باید این اراجیف مقدس نیست.دمت گرمIRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
شنبه 19 ارديبهشت 1388

odin - بلژيك - انتورپن
ashoor - ایران - تهران
بشنو، بخون و باور نكن .انتخاباته و هر جور حقه اي ميزنن. البته منهم از خدامه كه اينها قبل از دستگيري توبه كنن و بيان در راه منافع ملت و اكثريت حرف بزنن. اما اگر صادق باشن قبل از هر چيز اعتراف به جنايات و معرفي اونها كه هنوز در خط دشمني با مردم و چاقو زدن به دانشجوها هستن ميكنن.
شنبه 19 ارديبهشت 1388

bluestar - ايران - تهران
ashoor - ایران - تهران
من فقط نظر شخصي خودم رو نوشتم. انقدر تهمت زديد بلوستار بسيجي و آخوند و مزدور و.... كه خودتان هم باورتان شد. از قديم الايام شاهان و آخوندها سر يك سفره با هم شريك بودند. حتي زمان پادشاهان ساساني و موبدان زرتشتي. روحاني آيت الله بود و شاه ظل الله. آقاي شيخ فضل الله هم ميدونست اگر شاه وجهه ظل اللهي خودش رو از دست بده يواش يواش خودش هم بايد با آيت اللهي خداحافظي كنه.
odin - بلژيك - انتورپن
تو فرض كن من دارم حقه مي زنم . تو كه حقه نمي زني. تو اگه خيلي آدم آب كشيده اي هستي چرا:
اولا ادرار كردن به جنازه يك آدم هرچند ظالم را تاييد و با خوشحالي نقل ميكني؟
دوما به كاربري كه نميشناسي تهمتهايي مثل جنايت و دشمني با مردم و چاقو زدن به دانشجوها ميزني؟
ميدوني چند درصد از دانشجوها مثل من طرفدار اصلاحات و خاتمي و ميرحسين هستند؟ ميدوني چند درصد از دانشجوها خداپرست و مسلمان هستند و از خدانشناس هاي كافري مثل تو متنفر؟
((كافر همه را به كيش خود پندارد - ...ز همه را به ريش خود پندارد))
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
مرگ بر هر ملائي كه جاني باشد... اسلام ننگين ملائي خوب نداشته و اخوند اسلامي خوب//اخوند.مرده/// در زمان قبل از اسلام هم 2 نقطه ي تاريك قتل عام مزدكيان و مانويان كه عامل ان ملايان زردشتي بودند...در مسيحيت 2 نوع ملا تعدادي جنايتكار و برخلاف شخصيت افسانه اي مسيح. و تعدادي انسانهاي والا چون مادر ترزا كه عمر خود را صرف خدمت به ديگران مي كنند..در يهوديت خاخام ها نيز قدرتي ندارند و تورات و موسي كو چكترين دخالتي در امور كشوري ندارند و اگر در اسلام سياه مي تواند انسانهاي را در كسوت يك انسان رواني جنايتكار بيافريند//كه البته در تعدادي از انسانها همچون پدران و مادران اكثر ما اين سياهي به كناري ميرود و كار نفرت انگيزي انجام نمي دهند و خوبي ذاتي خود را به حساب اين دين جهل و جنون مي گذارند كه مبارزه با انها مد نظر نيست///در يهوديت روي شايد 1 در صد اثر مي گذارد كه سر خود را چون ديوانگان بر ديوار كوفتي ندبه مي كوبند.
ولي كار شرم اوري كه نسل انقلاب انجام داد اين بود.ملتي كه 100 سال پيش اين ملاي مشروعه طلب را اعدام كرد در سال 1357 او را با نام خميني از قبر بيرون كشيد و با ورود نحسش اين همه سيه روزي ملت در بند!!!!!!!
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
مسلمانان واقعی را بشناسید //بلو استار// به من تن فروش لقب داد و فاتح همکارش دستور مرگ مرا... این کامنتش در همین سایت باز بگوئید مسلمانان قاتل نیستند ببینید.فاتح - ایران - تهران
ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
اگر یک نفر پیدا بشه و بکشتت باید بهش جایزه داد !!!
شنبه 19 اردیبهشت 1388
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

nasim irani - اتريش - وين
سلام به مسولین سایت...امیدوارم عین این سرنوشت سر تک تک مزدوران بی وطن ایران بیاد.علی شیره ایی درراس آن وبه ترتیب رفیق دوست شارلاتان ومحسن رضایی وبادامچیان وعسگراولادی تازه مسلمان شده و آنقدراین مفت خوران بی وطن بی ناموس زیادهستند که بایدگفت درکل تمام آنهایی که دستشان درخون بی گناهان وطن رنگین شده.به امیدروزی که مجازات این دزدان غافله راایران عزیزم شاهدباشد.این ارزل حکومتی ازهیچ خیانتی علیه ایران کوتاهی نکردند.ننگ بردستگاه ولایت بازان ودرود برزندانیان دربند وبه خاک خفته ایران زمین...
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

فاتح - ايران - تهران
odin - بلژيك - انتورپن
ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
nasim irani - اتريش - وين
خواستم جوابتون رو بدم اما اگر چنين كنم با شما فرقي ندارم .
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
فاتح - ايران - تهران
من به بودا احترام مي گذارم چون به زندگي حيوانات نيز ارزش گذاشته در كتاب 3 سبد خرد نقل از اوست كه كشتن حيوانات انسان را در چرخش سامسارا . قرار مي دهد من انرا افسانه هم بپندارم از كشتن بي زارم و به اين دليل با دينت و خدايت مي جنگم به دليل وجود ايات قتاله در دينت و اگر ايران را به اين روز سياه نمي افكند مرا با اين نفرت چكار؟؟؟ پس انسان باش و بدان نتايج اين سيه دلي دامنگيرت خواهد شد.همين..
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

IRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
مهدی313 - ایران - رشت
بيا برو جلو .بابا حال نداري.مزدور.
گدام مقدسات.
مقدسات كيلوي چند است ....مزدور خرافاتي.باز هم مي كويم.حالم از يگايك شما بهم مي خورد.همه شماها رفتني هستيد .و خودتان و ان الله و اكبرتان را راهي همان چاه مهدي در خواب خواهيم كرد.
ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
دوست عزيز.اينها مانند رهبرشان دهان پر از.....دارند.همينطوري كه خميني كفت ما در دهان اين ملت و دولت مي زنيم.بايد بگويم زمان ان رسيده است كه تو دهان اين فلانژ هاي اسلامي بزنيم.تا يادشان نرود.كه تو دهاني زدن .تو دهاني خواهند خورد.
ramtin80 - بلزیک - بروکسل
از شما دوست عزيز تشگر مي كنم.به اميد روزي كه از دست اين مذهب در سرزمين مادريمان راحت شويم
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

ARTEMIS-SW - سوئد - مالمو
IRAN ZAMEN - نروژ - روگنان
سپاس هم ميهن كه قلبمان زخمي است از ايراني كه اسير ددمنش ترين رژيم جهان است و متاسفانه رژيم ان چنان شستشوي مغزي انجام داده كه اثرات شوم انرا در همين سايت مي بينيم بهر حال درود بر شما.
يكشنبه 20 ارديبهشت 1388

shirmohammadi - ايران - رشت
از جواب هاي كوتاه و شجاعانه شيخ معلوم است حق با او بوده است ولي با تبليغ آدم هاي پست روز را شب جلوه داده بودند. در مورد شيخ مهدي پدر كيانوري هم يكي از هم حجره هاي شيخ خاطره جالبي دارد كه روزي شيخ گريان وارد حجره شد دليلش را پرسيدم فرمود پسرم مهدي عاقبت بخير نمي شود با تعجب سوال كردم مگر چه شده است؟ فرمود مادر مهدي شير نداشت مجبور شدم دايه بگيرم حالا بعد از 10 روز متوجه شدم دايه اي كه به مهدي شير مي داد ناصبي است و پسرم شير ناپاك خورده است براي همين بر عاقبت او سخت نگرانم... گذشت زمان پيش بيني شيخ شهيد را تاييد كرد
(ناصبي ها فرقه اي بودند كه توهين به اهلبيت را ثواب مي دانستند .كه كافر و نجس بودند والحمدلله امروزه منقرض شده اند)
چهار‌شنبه 23 ارديبهشت 1388




تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  دانش آموزان ايراني ديگر انشا نمي نويسند
  n  وزير علوم: دانشگاه مخالف فرهنگ بسيجي با خاك يكسان مي‌شود
  n  ايران بورس اشياي عتيقه راه اندازي مي‌كند
  n  راز شگفت‌انگيز لبخند موناليزا فاش شد
  n  بازداشت حسن اسدي و علي جمالي، دو فعال دانشجويي
  n  تابلوي وان‌گوگ براي چند ساعت در مصر دزديده شد
  n  موزه ملي ايران نمونه‌اي از مديريت جهاني احمدي‌نژاد و مشايي
  n  هند قصد پس‌گرفتن كوه نور و تخت طاوس را از بريتانيا و ايران ندارد
  n  حميد آرش آزاد شاعر و طنزپرداز برجسته درگذشت
  n  رقابت بزرگ در بازار جهاني آموزش عالي
  n  چادر در مدارس راهنمايي و دبيرستان كازرون اجباري شد
  n  ماجراي بركناري رئيس دانشگاه خواجه نصير , روساي دانشگاه ها آماده باشند
  n  اكبر گنجي بعنوان قهرمان آزادي مطبوعات برگزيده شد
  n  نسخه چيني منشور كوروش : ردپاي هخامنشيان در چين پيدا شد
  n  دبيرستانهاي شهري در حومه لندن غذاي حلال سرو مي‌كنند
  n  محدوديت‌هاي تازه وزارت بهداشت براي اعزام دانشجو به خارج از كشور
  n  نتايج كنكور اعلام شد
  n  ثبت بازار تبريز و بقعه صفي‌الدين اردبيلي در فهرست يونسكو
  n  ايرنا زير نظر رياست جمهوري قرار مي گيرد
  n  بهمن محصص، نقاش و مجسمه ساز ايراني در گذشت
  n  پرداخت غرامت به زن كتابفروشي كه زندگي‌اش كتاب شد
  n  سلمان رشدي كتاب سال‌ هاي فتوا را منتشر خواهد كرد
  n  معاون دانشجويي وزير علوم ايران : براي همه دانشجويان ايراني خارج از كشور جا داريم
  n  تعدادي از آثار داوينچي براي نخستين بار در لندن به نمايش در خواهد آمد
  n  عباس ميلاني: هزينه تعطيلي علوم انساني تعطيلي فكر است
  n  ونزوئلا، چين و روسيه؛ مقصدهاي جديد وزارت علوم براي اعزام دانشجو
  n  سقوط آسانسور، نقص بيمارستان امام(ره) و درگذشت كاظم‌ برگ‌نيسي
  n  تيرآهن، محافظ مجسمه جديد ابن‌سينا
  n  اعتراض به اعطاي انحصاري آگهي هاي دولتي به روزنامه ايران + ويديو
  n  بلدوزر به جان مدرسه تاريخي گلشن نيشابور افتاد , تخريب اثر ملي 1300 ساله + عكس
  n  رحيم رضازاده ملك درگذشت
  n  گفتني هاي نويسنده آمريكايي كتاب همه مردان شاه بعد از سفر به ايران : آمريكا خوبه، جرج بوش خيلي بد بود، اوباما يه خرده بهتره
  n  عنايت‌الله رضا، نويسنده ايراني درگذشت
  n  سر جنگجوي بومي استراليا پس از ۱۸۰ سال دفن شد
  n  درگذشت دكتر كارو لوكس , پدر علم روباتيك ايران
  n  بيانيه تشكل‌هاي دانشجويي ايراني خارج از كشور در آستانه ۱۸ تير
  n  اخراج خبرنگار سي‌ان‌ان بخاطر عدم رعايت اصل بيطرفي در برابر فضل‌الله
  n  مشكل حاد بيكاري براي فارغ التحصيلان بريتانيايي
  n  شهرداري تهران به مجسمه سازان: دوباره بسازيد
  n  سازمان سنجش ايران؛ حبس و جريمه براي متقلبان كنكور
  n  نام زبان فارسي در انگليسي : پرشن يا فارسي ؟
  n  ۶ ميليون و ۷۰۰ هزار پوند براي پرتره اليزابت تيلور اثر اندي وارهول
  n  تشكيل جلسه هيأت امناي منتصب احمدي‌نژاد براي دانشگاه آزاد
  n  نگراني از ارسال پيامك هاي تهديدآميز به داوطلبان كنكور در ايران
  n  جعل هويت مفاخر فرهنگي ايران
  n  پايان دوران دكتري كه مميز كتاب بود
  n  چند روز قبل از برگزاري كنكور؛ 140 نفر برتر كنكور 89 معرفي شدند!
  n  مصرف سيگار دردانشگاههاي كشور ممنوع شد : 2 ترم محروميت درانتظارسيگاريها
  n  مجلس به وقف دانشگاه آزاد راي داد
  n  مانا نيستاني برنده جايزه شجاعت شد
  n  در آستانه 18 تير ، كوي دانشگاه به بهانه تعميرات تا 25 تيرماه تعطيل ميشود
  n  مجوز نصب دوربين مدار بسته در مدارس صادر شد
  n  مردها بيشترين خوانندگان كتاب‌هاي فهيمه رحيمي هستند
  n  60 هزار نفر نخبه ايراني در خارج كشور
  n  جمشيد نوايي نويسنده و مترجم ايراني درگذشت
  n  معاون وزارت آموزش و پرورش : كاري به حلال و حرام نداريم، لزومي براي آموزش موسيقي وجود ندارد
  n  هشدار دوباره دولت ايران به دانشگاهيان معترض
  n  كشف مقبره باستاني گمشده ممفيس
  n  ممنوعيت آموزش موسيقي در مدارس ايران
  n  روزنامه‌ي ورزشي گل توقيف شد
  n  تعليق از تحصيل بدحجابان در دانشگاه علامه
  n  استالين دو بار مانع از ترور هيتلر شد
  n  نظارت حوزه علميه بر كتاب هاي درسي؛ آموزشي يا سياسي
  n  نيمي از دانشجويان ايران در پنج رشته تحصيل مي كنند
  n  بورسيه دانشگاهي و فرزندان مسئولان در انگليس
  n  تغييرات جنجالي در محتواي كتاب‌هاي درسي تگزاس
  n  مديركل حراست دانشگاه تهران اعلام كرد : ممنوعيت ورود بدحجاب‌ها به دانشگاه
  n  سرقت ۵ تابلو معروف از موزه هنر مدرن پاريس
  n  مجسمه هاي جديد جايگزين مجسمه هاي سرقت شده‌ها مي شود
  n  گوينده سرشناس راديو از ايران رفت
  n  بازگشت 200 فرزند مسئولان و ديپلماتهاي ايراني به كشور براي ادامه تحصيل
  n  سرقت از موزه مردم شناسي شهر گردشگري شهميرزاد + عكس
  n  همچون آجودان و داماد؛ وزير و سفير شاه
  n  تحصيل فرزندان سفراي ايران در اروپا ممنوع است
  n  غرفه جمعيت دفاع از كودكان كار و خيابان در نمايشگاه كتاب تعطيل شد
  n  جان باختن معلم براي نجات دانش آموز
  n  نه سال و نيم حبس براي يك فعال دانشجويي
  n  شعر سيمين بهبهاني در اعتراض به اعدام ۵ نفر در ايران
  n  شهرداري تهران برداشتن تعدادي از مجسمه ها را تكذيب كرد
  n  چرا كتاب ها از نمايشگاه كتاب جمع مي شود؟
  n  كتيبه سنگي هزار ساله مسجد تاريخي وكيل شيراز به سرقت رفت
  n  حسين شريعتمداري از تمام اتهامات تبرئه شد
  n  افزايش نقش وزارت علوم در انتخاب هيئت علمي دانشگاه هاي ايران
  n  جمع‌آوري كتاب‌هاي هوشنگ گلشيري و فروغ فرخزاد از نمايشگاه كتاب
  n  وزير علوم ايران: فرار مغزها را قبول ندارم
  n  پري بنان : سنگ قبرغلامحسين بنان تخريب نشده است
  n  كتاب‌هاي آيت‌الله منتظري و آيت‌الله صانعي از نمايشگاه كتاب جمع آوري شدند
  n  دشواري روزنامه نگاري در شرايط پس از انتخابات ايران : مصاحبه با افشا كننده خبر سگ‌هاي۶۰۰ ميليوني تيم حفاظت احمدي نژاد
  n  جلوگيري از برپايي غرفه آثار آيت الله بهشتي در نمايشگاه كتاب تهران
  n  دانشمندان اتريشي معجزۀ موتسارت را باطل اعلام كردند
  n  مجسمه برنزي استاد نجات‌الهي نصب نمي‌شود
  n  نمايشگاه كتاب تهران زير نگاه دوربين‌هاي مداربسته آغاز شد
  n  باز هم چاقوكشي، اين بار در دانشگاه علوم پزشكي
  n  پاداش 7 هزار توماني براي دانشجوياني كه گربه بگيرند
  n  محمد بهمن‌بيگي، بنيان‌گذار آموزش عشايري، درگذشت
  n  علي محمد حق شناس، زبان‌شناس و سرپرست فرهنگ هزاره، درگذشت
  n  روزنامه‌هايي كه روزنامه‌نگاران آزاد شده را نمي پذيرند
  n  پروژه تاريخ زدايي همچنان زنده است : دست در دست هم دهيم و تاريخ ايران را محو كنيم
  n  ثبت رويدادهاي اعتراضي سال ۸۸ ايران در تقويم
  n  روزنامه نگاران ايراني برنده جايزه ويژه اي در آلمان شدند


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
238993197
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی


محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.



محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.