تعريف زمان :
زمان دستوري را ( tense) وغيردستوري را (time) مي نامند .
زمان غير دستوري محيطي است عمومي كه همه وقايع در آن به صورت توالي و يا ظاهراً به توالي رخ مي دهد . وقايع و تغيير اشياء در زمان روي مي دهند و به تعبيري زمان چيزي است كه به سمت آينده حركت مي كند . زمان غير دستوري براي همه بشريت يكسان است .
زمان دستوري ( tense ) عبارت است از قابليت دستوري افعال كه به اشكال و ترتيبهاي متمايز از هم نشان مي دهد كه عمل در چه زماني صورت گرفته ، مي گيرد و يا خواهد گرفت . بنابراين زمان دستوري در زبان هاي مختلف اشكال گوناگون دارد .
غالباً time , tense با يكديگر برابر نيستند . براي مثال افعال در زمان حال مي توانند زمان آينده را هم نشان دهند .
قوانين دستوري به ما نمي گويند كه چه بايد گفت . بلكه به ما مي گويند چگونه چيزها را به طور صحيح بيان كنيم .
تعريف فعل :
كلمهاياست كه زمان انجام كار را نشان مي دهد . فعل مركز گرامرييك جمله است وبعداز فاعل و قبل از هرنوع كامل كننده اي قرارمي گيرد و سه نوع اشتقاق صرفي دارد :-ing , -ed ,-s
افعال فارسي داراي سه زمان است : گذشته- حال – آينده (Time) . اما امروزه بعضي از زبان شناسان افعال فارسي معتقدند كه صورتاً دو زمان بيشتر نداريم : حال و گذشته (tense) . هرگاه فعل در گذشته اتفاق افتد آن را ماضي و اگر در حال روي دهد ، مضارع يا حال و هرگاه در آينده روي دهد آن را مستقبل مي نامند .
افعال به خصوص به دليل معاني مختلف فعل ها نميتوانند در زمان هاي به خصوص استفاده شوند ، ما بايستي قبل از استفاده از فعل در يك زمان راجع به معني آن فعل همچنين معني كل جمله بينديشيم ، در تمام موارد بايستي معني و فرم فعل به هم ربط داشته باشند .
ساختمان جملات انگليسي
الگوي اصلي يك جمله انگليسي به صورت زير است :
|
مفعول
|
فعل
|
فاعل
|
|
A letter
|
write
|
I
|
اگر بخواهيم مكان و زمان انجام كار را ذكر كنيم الگوي فوق به صورت زير خواهد بود :
قيد زمان + قيد مكان + مفعول + فعل + فاعل
Ex: I see ali in school everyday
|
قيد زمان
|
قيد مكان
|
مفعول
|
فعل
|
فاعل
|
|
everyday
|
In school
|
Ali
|
see
|
I
|
لازم به تذكر است كه طرز قرار گرفتن قيود در جمله به صورت زير است :
قيد زمان + قيد مكان + قيد حالت
چنانچه جمله داراي دو مفعول باشد الگوي جمله به صورت زير در مي آيد :
قيد زمان + قيد مكان + مفعول غيرانسان + مفعول انسان + فعل + فاعل
مي توان جاي مفعول انسان را با غير انسان عوض كرد اما بعد از مفعول غير انسان بايد از حرف اضافه to يا for استفاده كرد .
I buy my child a toy every week .
I buy a toy for my child every week .
انواع زمانها
1- زمان حال ساده : Present tense
تعريف : عملي است كه به صورت عادت يوميه (habit) يا رسم و رسوم ( custom ) انجام مي گيرد و به طور دائم به وقوع مي پيوندد .فرمول كلي اين زمان به صورت زير است كه فرم مشابهي مانند مصدر دارد :
مفعول + فعل زمان حال + فاعل
براي منفي و سؤالي كردن اين زمان از دو فعل كمكي do و does استفاده مي كنيم .
Statement : He plays in the yard .
Question : Does he play in the yard ?
Short answer :
Yes , he does .
No , he does not. (doesn’t)
علامت : اگر قيد زمان جمله اي every …. ( day , week , month ) , once a week , on Mondays باشد أن جمله زمان حال ساده است. اگر يكي از قيدهاي تكراري كه عادتي را در زمان حال نشان دهد در جمله وجود داشته باشد آن جمله زمان حال ساده است . قيدهاي تكراري عبارتند از :
Always all of the time
Usually most of the time
Often much of the time
Sometimes some of the time
Seldom almost never
Never not at any time
محل قرارگرفتن قيدهاي تكرار قبل از فعل اصلي و بعد از افعال to be مي باشد .
He always drinks tea . He is always busy .
از علامت هاي ديگر اين زمان :
once a week , on Fridays , on and off , once in a while .
: Spelling Notes
1- افعالي كه به : (z , o , x , ch , sh , ss ) ختم شوند در سوم شخص مفرد es مي گيرند .
Kiss --------------- Kisses watch ------------- Watches
Rush -------------- rushes box ---------------- boxes
Go ----------------- goes buzz --------------- buzzes
2- افعالي كه به y ختم شوند در صورتي كه قبل از y حرف بي صدا باشد y تبديل به I شده و سپس es اضافه مي گردد :
Carry---------------carries
اما اگر قبل از y حرف صدادار باشد فقط s مي گيرد . say ------------- says
يادآوري :
افعال كمكي مانند :
May , might , will , would , can , could , shall , should , must , need , dare , ought to
S نمي گيرند و فعل بعد از آنها نيز s نمي گيرد .
He can go .
درباره فعل Need :
اين فعل در دو معني به كار مي رود . اگر معني ضرورت داشتن بدهد خود اين فعل يك فعل كمكي است و در سوم شخص s نمي گيرد و در جمله مثبت به كار نمي رود :
You needn’t work so much .
لازم نبود لمسم كني . ( اما كردي ) You needn’t ( should , must ) touched me .
اما اگر در معني احتياج داشتن به كار رود بايد با فعل كمكي ديگري سوالي و منفي شود:
I don’t need that pen .
درباره فعل : Have
اگر have فعل كمكي باشد و يا مالكيت را نشان دهد براي منفي كردن آن از مشتقات do استفاده نمي كنيم.
I haven't seen him .
He hasn’t the ability to do that .
اگر فعل have چيزهاي ديگري را به جز مالكيت بيان كند از مشتقات do براي منفي كردن آن استفاده مي شود .
We didn't have any breakfast .
كاربرد زمان حال ساده :
1- رسوم ، عادات ، و تكرار عمل ( customs , Habits , Repeated actions ) :
I drink 2 cups of tea every morning .
He always studies very hard .
2- مطالب حقيقي ( Factual statement ) :
Rain falls from the cloud .
Death comes to everyone sooner or later .
3- مطالب كلي ( General statement ):
zahra prefers coffee to tea .
ali is from shiraz .
4- آينده نزديك ( Future time ) :
عملي كه در آينده نزديك صورت مي گيرد به شرطي كه قيد زمان آينده در جمله ذكر گردد (به ويژه برنامه مسافرت) در اين حالت از افعالي استفاده مي شود كه معني آمدن و رفتن ميدهد . مانند :
come , go , arrive , leave , return
The coffee cart arrives in ten minutes .
My sister leaves tomorrow .
5- براي توصيف صحنه ها و وقايع تاريخي :
The Greeks capture the city .
يونانيها شهر را تسخير مي كنند ( تسخير كردند ).
در اينجا زمان حال ساده انگليسي و مضارع فارسي با هم تطابق دارند .
6- عناوين مطبوعات ( The title of the press ):
براي مهم و ارزشمند جلوه دادن موضوعات عناوين روزنامه ها به صورت زمان حال ساده بيان مي شود اگرچه عمل در گذشته صورت گرفته است .
Italian Army withdraws .
ارتش ايتاليا عقب نشيني مي كند . ( كرد )
7- ضرب المثلها ( The proverbs ) :
بادآورده را باد مي برد . Easy come , Easy go .
8- براي گفتن نمايش يا داستاني مهيج يا يك اپرا و براي گزارش فعاليت هاي ورزشي :
The phone rings . She picks it up and listens carefully , …
9- در جملات شرطي :
If you study hard , you will pass your exam .
چند نكته :
1- شكلهاي گذشته مثل would يا had مي توانند به مفهوم حال ساده به كار روند .
من مي گويم بهتر است صبر كنيم . I would say we had better wait .
2- بعضي افعال هم به شكل حال ساده و هم حال استمراري با تفاوت كمي به كار مي روند .
He is living at home . he lives in shiraz .
3- بعضي از فعلها در خود ماهيت آيندگي دارند .
The prime minister is to visit Canada next month .
نخست وزير قرار است هفته آينده از كانادا ديدار كند .
4- با افعالي كه قرار ملاقات در آينده را نشان مي دهند زمان حال ساده به كار مي رود .( Scheduled event )
I have a doctor’s appointment on Sunday .
5- زمان حال ساده با افعال شروع كردن و تمام كردن به كار مي رود .
begin , start , end , close , finish , conclude , commence
Final exams begin next week .
The film ends in 2 hours .
2 - زمان حال استمراري : Present continuous tense
تعريف : براي بيان انجام كاري كه به صورت استمرار در لحظه حال انجام مي گيرد و هنوز كامل نشده است . براي ساختن آن از فرمول زير استفاده مي كنيم :
اين زمان معمولاً با قيود زماني زير مي آيد :
now , at present , at the moment , for the time being , just now, currently , this week, this period , today , temporarily .
You are working hard now .
I am having a Sandwich now .
براي منفي كردن اين زمان كلمه ( not ) را بعد از فعلto be مي آوريم و براي سوالي كردن آن فعل to be را به اول جمله مي آوريم .
She isn’t driving to work .
Is she driving to work ? Yes , she is . / No , she isn’t .
|
Reading.
|
Am
Are
Is
|
I
You , we , they
He , she , It
|
نكته (1) : اگر ابتداي جمله با وجه امري آغاز شود قسمت ديگر جمله زمان حال استمراري خواهد بود .
Listen ! The teacher is talking . (but) look! I hear again .
نكته (2) : اگر بعد از وجه امري جمله با كلمات here و there آغاز شود بايد به جاي حال استمراري از حال ساده استفاده كرد .
Look ! There goes the bus .
Contractions :
I am ------------ I’m They are ------- They’re
He is ----------- He’s You are -------- You’re
She is ----------- She’s
Spelling Notes :
1- اگر فعلي به e ختم شود هنگام اضافه كردن e , -ing حذف مي شود . come --- coming
2- اگر يك فعل يك سيلابي به يك حرف بي صدا ختم شود و قبل از حرف بي صدا يك vowel (صدادار) قراربگيرد هنگام اضافه كردن –ing آن حرف دوبل مي شود . stop --- stopping
3- اگر فعلي به –ie ختم شود هنگام گرفتن ie , -ing تبديل به y مي شود . die ------- dying
كاربرد زمان حال استمراري
1- عملي كه هم اكنون در حال انجام شدن است اما لازم نيست در اين لحظه گفته شود .
He is learning English .
I am reading a play by Shakespeare .
2- براي توصيف عملي در آينده نزديك :
I am meeting ali tonight.
امشب به ديدار علي مي روم . (خواهم رفت ، مي خواهم بروم )
همان طور كه ملاحظه مي شود در موارد بالا در زبان فارسي به عنوان معادل استمراري انگليسي از مضارع استفاده مي شود .
3- براي بيان حالت استمرار در آينده :
At 9 , she is doing her homework .
ساعت 9 مشغول انجام تكاليفش است (دارد انجام مي دهد) يعني قبل از 9 شروع كرده و در آن ساعت مشغول انجام تكاليفش خواهد بود .
در اين مورد در زبان فارسي از شكل مضارع يا از حال در جريان و يا از شكل آينده استفاده ميشود . حال استمراري در مفهوم فوق مي تواند همراه با حال ساده به كار رود .
They are flying over the desert when one of the engines fails .
آن وقتي كه يكي از موتورها از كار مي افتد ، آنها بر فراز بيابان پرواز مي كنند .
چنانكه مي بينيد در فارسي براي هر دو مورد از شكل مضارع استفاده شده است .
4- براي نشان دادن عملي كه به صورت عادت بكار مي رود و معمولاً با قيد always همراه است .
جمعه ها هميشه كوه مي رود . He is always climbing on Fridays .
افعالي كه در زمان حال استمراري به كار نمي روند :
1 . افعالي كه مربوط به حس ( sense ) هستند .اين گونه افعال بيشتر به صورت ( involuntary ) يعني بدون قصد و اراده به كار مي روند اما اگر اين افعال ( voluntary ) يعني از روي قصد به كار روند يا نشان دهنده دوره طولاني تري باشند استمرار مي شوند اين افعال از اين قرارند :
Ali is feeling the material . I hear voices .
I am smelling this meat . Your soup taste great .
I feel cold air .
نكته (1) : اگر see معني visit يا arrange بدهد و عمل ديدار كردن با قرار قبلي باشد –ing مي گيرد .
Tom is seeing the town .
نكته (2) : اگر hear به معني دريافت خبر يا نامه باشد يا به معني گوش كردن به طور رسمي به چيزي باشد استمرار مي شود .
The court is hearing evidence .
نكته (3) : اگر feel در معني احساس كردن باشد استمرار نمي شود اما اگر به معني لمس كردن باشد و يا در مفهوم پزشكي به كار برود استمرار ميشود .
The court is hearing evidence .
نكته (4) : اگر taste به معني مزه دادن بكار برود استمرار نمي شود اما اگر در معناي چشيدن باشد باشد –ing مي گيرد .
I am tasting the soup .
2 . افعالي كه احساسات و هيجانات را بيان كنند . ( emotion )
desire , like , love , wish , want , hate , detest , care
3 . افعالي كه مربوط به فكر ، عقيده و رفتار باشند . ( think , attitudes , opinions )
appreciate , believe , expect , think ( feel ) , remember , recognize , forget , consider , guess , know , look like , resemble .
4 . افعالي كه مالكيت را نشان دهد . ( possession ) و ( ownership )
belong to , own , possess , have , owe
Ex. The teacher has the tests upstairs .
But : we are having a grammar test today .
She already has 5 children . / but : she is having a baby in june .
نكته (1) : قيد always هنگامي كه دلالت بر يك عمل تصادفي كند در زمان حال استمراري بكار مي رود .
هربارهمينكاررامي كنم . (همين طور مي شود ) I am always doing that
نكته (2) : در فارسي حال استمراري را به صورت ماضي نقلي ترجمه مي كنيم . براي مثال :
او اينجا نشسته است . She is sitting here .
3- زمان گذشته ساده Simple past tense
تعريف : عملي را توصيف مي كند كه در گذشته به وقوع پيوسته و يا عادتي را در گذشته بيان مي كند و اكنون تمام شده است . علامت اين زمان قيد زمان last …. , ago , yesterday مي باشد .
A ) گذشته اي كه با افعال to be ساخته مي شود . Past tense of Be .
|
Absent
|
Was
Were
|
I , he , she , it
You , we , they
|
نحوه منفي و سؤالي كردن :
براي منفي كردن اين زمان كلمه not را بعد از دو فعل was و were مي آوريم .
I was not ( wasn’t ) busy .
They were not ( weren’t ) present .
براي سؤالي كردن آن دو فعل was و were را به اول جمله مي آوريم .
He was right . We were tired .
Was he right ? Yes , he was . Were you tired ? Yes , we were
No , he wasn’t . No , we weren’t .
B ) درنوع دوم گذشته ، افعال دو دسته اند :
1- افعال با قاعده – افعالي هستند كه براي تبديل كردن آنها به گذشته به آنها –ed اضافه ميكنيم .
work ---------- worked play --------------- played
He finished his university at the age of 22 .
: Spelling Notes
1- اگرفعلي به e ختم شده باشد فقط –d مي گيرد . live -------- lived
2- اگر حرف آخر كلمه اي بي صدا و حرف ماقبل آن صدادار باشد هنگام اضافه كردن –ed به فعل حرف آخر دوبل مي شود .
travel --------- traveled stop --------- stopped
3- افعالي كه به y ختم مي شوند اگر حرف ماقبل y بي صدا باشد y تبديل به I ميشود و سپس –ed اضافه مي گردد .
carry ----------- carried
اما اگر حرف ماقبل آخر صدادار باشد تغيير نمي كند . obey --------- obeyed
2 - افعال بي قاعده – افعالي هستند كه بيشتر گذشته و اسم مفعول آنها شكل ديگري دارد ، اين گونه افعال را مي توانيم به چند گروه تقسيم كنيم :
Group (1) – افعالي كه گذشته و اسم مفعول آنها يكي است .
get got got feel felt felt
buy bought bought sit sat sat
build built built make made made
dig dug dug
Group (2) – افعالي كه گذشته و حال و اسم مفعول آنها يكي است .
cut cut cut bet bet bet
put Put Put set set set
let Let Let hit hit hit
shut shut shut cost cost cost
Group (3) – افعالي كه زمان حال و اسم مفعول آنها يكي است .
Become became become
come came come
Group (4) – افعالي كه در هر سه قسمت با هم فرق مي كنند .
Break broke broken choose chose chosen
speak spoke spoken begin began begun
چند مثال :
I found 100 tomans in the street . ( find )
I knew her number . ( know )
كاربرد زمان گذشته ساده :
1- براي بيان عملي درگذشته كه وقت آن معين باشد . I met her yesterday .
اگربخواهيمدربارهزمانانجامگرفتنعملسؤالكنيمميگوييم : When did you see him ?
كي اور را ديديد ؟ (ماضي مطلق) يا : كي اور را ديده ايد (ماضي نقلي )
كجا بوده اي ؟ درمحاوره : كجابودي ؟ Where have you been ?
2- براي بيان عملي كه در يك وقتي انجام گرفته اما وقت آن ذكر نشده است .
The train was 10 minutes late .
3- براي بيان عملي كه دريك دوره معين از زمان گذشته انجام شده و پايان يافته است .
He worked in that bank for 4 years.
او در آن بانك به مدت 4 سال كار مي كرد ( اما او الان كار نمي كند )
- مدت طولاني درآن دانشگاه درس دادم : ( ماضي مطلق ) اما اكنون درس نمي دهم .
- مدتطولانيدرآندانشگاهدرسدادهام (ماضي نقلي) – درسميدادم (ماضي استمراري) .
بنابراين ترجمه جمله بالا بستگي به موقعيتي دارد كه گوينده در آن قرار گرفته است اما در هر صورت منظور هرسه بايستي پايان يافتن عمل درگذشته باشد .
4- براي عادتي در گذشته : ( habitual action )
He always carried a basket .
او هميشه ( عادت داشت ) يك سبد حمل مي كرد .
I saw him every day when I was in Tehran .
وقتي در تهران بودم او را هر روز مي ديدم .
- براي ترجمه اين جمله نمي توان در فارسي از ماضي مطلق استفاده كرد و به جاي آن از ماضي استمراري استفاده مي كنيم .
5- در جملات شرطي نوع دوم :
What would you do if you won a million tomans
6- مطالب كلي در گذشته :
In the Middle Ages people believed that the earth was flat .
7- عملي در گذشته را توصيف مي كند كه زمان كوتاهي اتفاق افتاده .
I met him yesterday , and we talked for a few minutes .
نكته (1) : در مواردي كه ماضي بعيد به كمك after يا before همراه با ماضي مطلق آمده باشد مي توان بجاي ماضي بعيد نيز از ماضي مطلق استفاده كرد .
He ate his lunch after his wife came / had come from shopping .
او ناهارش را بعد از آنكه همسرش از خريد برگشت خورد .
بعد از اينكه همسرش از خريد برگشته بود ناهارش را خورد .
نكته (2) : بعد از اصطلاح : It’s high time (وقتش رسيده است) مي توان ماضي مطلق به كار برد و مراد زمان حال است .
It’s high time we went .
4- زمان گذشته استمراري : past continuous tense
تعريف : اين زمان بيان كننده عملي است كه به صورت استمرار در گذشته در حال انجام گرفتن بوده است و تأكيد روي استمرار عمل كه در گذشته دردوره اي از زمان در حال انجام گرفتن بوده است ، فرمول اين زمان به صورت زير است :
Was , were + v - ing
|
Watching TV.
|
Were
|
We , you , they
|
|
Was
|
I , he , she , it
|
She was talking on the phone for half an hour .
او به مدت نيم ساعت پشت تلفن در حال صحبت كردن بود .
براي سؤالي كردن اين زمان دو فعل كمكي was و were را به اول جمله مي آوريم .
شناسايي اين زمان :
1- قيد when كه بعد از آن گذشته ساده مي آيد .
when I got up this morning , my roommate was preparing breakfast .
هنگامي كه امروز صبح از خواب بلند شدم هم اتاقم مشغول آماده كردن صبحانه بود (يعني دوستم قبل از اين كه من از خواب بلند شوم شروع به آماده كردن صبحانه كرده بود . )
امااگر بگوييم :
When I got up this morning , my roommate prepared breakfast .
يعني دوستم منتظر شد تا اين كه من از خواب بلند شوم .
بنابراين اگر قسمتي از جمله با قيد when گذشته ساده باشد قسمت ديگر جمله يا گذشته استمراري است يا ماضي بعيد و يا گذشته ساده .
we were going to the cinema .
when he came here we had gone to the cinema .
we went to the cinema .
2- while , just as , as كه بعد از آنها گذشته استمراري به كار مي رود .
While I was watering the garden it began to rain .
هنگامي كه داشتم باغ را آب مي دادم باران گرفت .
بنابراين اگر قسمتي از يك جمله گذشته استمراري باشد ، قسمت ديگر يا گذشته است يا گذشته استمراري .
the telephone rang .
While he was playing
I was having a bath .
Ex. Just as we were sitting down to dinner , the phone rang .
3- براي نشان دادن عملي كه در گذشته چندبار اتفاد افتاده كه اكثرا“ با كلمه all ….. مي آيد (long duration) .
The children were playing football all day.
What were you doing all day yesterday .
4- با قيود تكراري : perpetually , constantly , always ( براي نشان دادن تداوم كاري درگذشته ) شكل استمراري فعل هم به كار مي رود .
She was always interfering in other people’s affairs .
He was always ringing me up .
موارد استفاده گذشته استمراري :
1- بدونگفتنزمانيكپيشرفتآهسته وتدريجي رانشان مي دهد . It was getting dark .
2- براي نشان دادن عملي كه در گذشته شروع شده و شايد بعد از آن هم ادامه پيدا كند .
At 8 he was having breakfast .
اين جمله نشان مي دهد كه آن شخص درساعت 8 در وسط خوردن صبحانه اش بوده (يعني خوردن صبحانه را قبل از 8 شروع كرده است ) .
3- در نقل قول غير مستقيم :
He said ; “ I am living in shiraz . “
He said that he was living in shiraz .
4- براي نشان دادن عملي كه بين دو برهه از زمان در گذشته در حال انجام گرفتن بوده است .
Between June of 1965 and Dec . of 1960 , he was writing a novel .
5- براي نشان دادن دو عمل استمرار كه در يك زمان در حال انجام گرفتن بوده است .
I was studying while he was reading .
5- آينده ساده : Simple future tense
عملي را نشان مي دهد كه در آينده اتفاق خواهد افتاد . براي ساختن آن از فرمول زير استفاده مي كنيم .
فعل زمان حال + will ( shall )
I , we Will ( shall )
You , he , she , it , they Will
رايج ترين فعل كمكي زمان آينده will است و shall بيشتر جنبه رسمي و ادبي پيدا كرده است .
علامت اين زمان قيود زماني :
tomorrow , next … , 10 days later , in 2 hours ( in + مدت زمان ) ,
from now on , the following , the day after , soon , before long , in future , from now onward , this coming week – end
من فردا به شما تلفن خواهم زد . I will telephone you tomorrow .
ياد آوري : راه هاي ديگري نيز براي نشان دادن زمان آينده داريم از قبيل :
I meet him tomorrow . ( simple present with time expression . )
I am meeting him . ( present progressive )
I am going to meet him tomorrow . ( be going to )
I will be meeting him tomorrow . ( future progressive )
They are to be here at 10 o’clock . ( be + to + simple v. )
They may go to the cinema tonight . ( aux. + simple v. )
براي سوالي كردن اين زمان فعل كمكي will را به اول جمله مي آوريم .
Will he telephone you next Friday ?
و براي منفي كردن آن بعد از will كلمه not مي آوريم .
Shall not shan’t Will not won’t
I think I will not ( won't ) stay at home this evening
ومنفي وسوالي اين زمان بصورت زيراست :
Will he not work ? ( won’t he work ?)
كاربرد زمان آينده :
1- براي بيان قصد گوينده ، تفكروايده اودرباره آينده كه اكثرا“ باافعال واصطلاحات زيرميآيد.
Think , know , believe , hope, suppose, expect, sure,…. Probably
I shall hope to see you when we return to town.
ازلحاظ معني hope مربوط به حال وsee مربوط به آينده است ودرفارسي مي گوييم :
اميدوارم وقتي به شهربرگرديم ( مضارع التزامي ) شمارا ببينم .
اميدوارم وقتي به شهربرمي گرديم ( مضارع اخباري ) شمارا ببينم .
اميدوارم وقتي به شهربرگشتيم ( ماضي اخباري ) شمارا ببينم .
I am sure that he will come back .
Do you think we'll win the match ?
2- عملي كه بصورت عادت درآينده صورت مي گيرد.
بهاردوباره مي آيد . Spring will come again.
احتمالا“ درامتحان ردمي شوم ( هميشه اينطورمي شود. ) I'll probably fail the quiz
3- درروزنامه ها واخباربراي اعلان وآگاهي ازطرحهاي آينده .
The president will open the new heliport tomorrow.
رئيس جمهور فردافرودگاه جديد هليكوپترراافتتاح خواهد كرد.
4- هنگامي كه هم اكنون تصميم گرفته ايم كاري راانجام دهيم ( arrangement ) يا قصد انجام آن راداشته باشيم will بكارنمي بريم .
I can not meet you tomorrow because my parents are coming to see me . ( not :….will come to see me. )
Ali is playing tennis on Monday . ( not : will play … )
Shall- will :
براي آينده ساده هيچ فرقي بين shall وwill وجود ندارد اما will بيشتراز shall بكارمي رود كه در آن حال آن را ( intensive fu. ) مي گويند . درصبحتها و نوشتارهاي رسمي shall بيشتر به كار ميرود .
will بادوم شخص براي يك پيشنهاد ، تقاضا ويايك دعوت بكارمي رود.
Will you shut the door ?
(asking someone to do ) will you answer the telephone please ?
won’t you please join me for a cup of coffee ?
I need some money . Don’t worry, I’ll lend you some .
هنگامي كه تصميم بگيريم درزمان صحبت كاري انجام بدهيم ( قصد ومنظور) Will بكارميبريم .
I will wait for you .
اما اينگونه جملات رانمي توانيم با زمان حال ساده بيان كنيم .
I'll go and shut it. ( not: I go …..)
اما shall هنگامي بكارمي رود كه قصد ومنظور دركارنباشد .
I shall be 25 next month.
ماه آينده 25 ساله مي شوم ( نشان ميدهد كه عمل درآينده انجام خواهد گرفت بدون اينكه فاعل دخالتي درآن داشته باشد. ازاين رو اينگونه جملات راآينده خالص يا ( pure future ) گويند.
(فعل اصلي ) Will+ main verb همچنين مي تواند باافعالي كه مربوط به حس ، فكر و يا مالكيت باشد بكاررود.
( senses- emotion- thinking – possession )
فرداشمارامي بينم . I ‘ll see you tomorrow.
شماراخواهم بخشيد. I will forgive you.
shall رامي توان براي بيان يك پيشنهاد وياكسب اجازه بكاربرد.
( پيشنهاد ) shall we take a taxi ?
( اجازه ) shall I come in ?
براي موافقت يا امتناع ( refuse ) ازانجام كاري will بكارمي بريم .
The car won't start. ( = the car "refuses " to start )
اگرقول بدهيم كاري راانجام دهيم will بكارمي بريم.
قول مي دهم آنچه راكه گفتي به علي نگويم . I won’t tell Ali what you said . I promise
درسوالات shall I …. يا shall we …..? براي پيشنهاد انجام كاري ديگر will بكارنمي بريم.
Shall I open the window ?
Be going to :
فرم : be going to نشان دهنده اين است كه فاعل آگاهانه ويا ازروي قصد قبلي درآينده قصد انجام كاري رادارد. درحاليكه will ازروي تصميم قبلي نيست بنابراين فرم be going to درموارد زيربكارمي رود :
1- قصد ومنظور ( intention ):
عملي رابيان مي كند كه كارمطمئنا“ ( certainty ) انجام خواهد گرفت . اين تصميم هميشه باقصد قبلي است .
Look at the sky. It's going to be a beautiful day.
اگربخواهيم اطمينان ازانجام كاري رابا will بيان كنيم باافعالي مثل think ,certain , sure , know مي آوريم .
Look at the sky. I’m sure it will be a beautiful day.
يادآوري : گاهي be going to وwill هردودريك موقعيت بجاي هم بكارمي روند.
My parents will arrive ( are going to arrive ) at 8 tonight.
نكته 1: هنگامي كه بخواهيم مقصودمان راتأكيد كنيم عبارت be going to مي تواند همراه يك عبارت زماني استفاده شود.
He is going to be a dentist when he grows up.
نكته 2: معمولا“ فعل go و come رادرعبارت be going to استفاده نمي كنند بلكه بجاي آن ازحال استمراري كمك مي گيرند. بجاي اينكه بگوييم :I am going to go ( come ) مي گوييم :I am coming ./ I am going .
2- پيشگويي (prediction ):
دراين حالت be going to احساس اطمينان گوينده رابيان مي كند كه انتظارمي رود عمل درآينده نزديكي اتفاق افتد ومعمولا“ وقت انجام كارذكرنمي شود.
Look at those clouds . It’s going to rain.
نكته 3 : be going to رامي توان درزمان گذشته نيزبكاربرد درآن صورت عملي را نشان ميدهد كه درگذشته قصد انجام آن راداشتيم اما نتوانستيم آن راانجام دهيم.
I was going to tell you , but he didn't let me
قصدداشتم به شما بگويم اما اجازه نداد.
يادآوري : براي سوالي كردن فرم be going to افعال to be رابه اول جمله مي آوريم .
وبراي منفي كردن آن كلمه not رابعد ازافعال to be مي آوريم .
statement : Akbar is going to read a book.
Question :Is akbar going to read a book?
Akbar is going to read a book . ( what )
What is akbar going to read ?
Negative : akbar isn't going to read a book .
6-حال كامل ( ماضي نقلي ) : present perfect tense
تعريف : عملي است كه درگذشته دروقت نامعلومي انجام گرفته ونتيجه واثرآن تازمان حال باقي است . اين زمان مخلوطي است اززمان حال وگذشته وهميشه ارتباط محكمي بازمان حال دارد . اين زمان مخصوصا“ درمكالمات ، نامه ها ، روزنامه ها وراديو تلويزيون استفاده مي شود . براي ساخت اين زمان ازفرمول زيراستفاده مي كنيم .
Have ,has +past participle (pp.)
|
Finished.
|
Have
Has
|
I ,you, we, they,
he, she
|
براي سوالي كردن اين زمان دوفعل كمكي have و has رابه اول جمله مي آوريم .
كليدم راگم كرده ام . I have lost my key. Have you lost your key?
براي منفي كردن اين زمان بعدازدوفعل كمكي مذكور not مي آوريم :
I haven’t forgotten her name .
He hasn’t seen the movie before.
علائم اين زمان عبارتند از :
just- already- recently- lately- since- for- yet – so far- ever – many times – never – finally-all day- during the past few days – within the past few days- as soon as – now that
توجــه : قيد زماني :
Yesterday, last ….,a minute ago , before ali came دراين زمان بكارنمي روند . براي مثال نمي توانيم بگوييم :
have opened door a minute ago
درآن صورت بايد ازگذشته ساده استفاده كرد .
since – for ( continuative use)
1- since به معني“ از “ نشان دهنده مبدازمان است . ( a point in time )
I haven't seen him since 10 years ago .
Since he changed he has been much happier.
بنابراين since يا باقيد زمان گذشته ويا باعبارتي كه فعل آن گذشته است بكارمي رود.
2-for به معني “ براي “ و “ بمدت “ نشان دهنده طول زمان است . ( quantity of time )
I haven’t seen him for 10 years.
For هم درزمان ماضي نقلي وهم درجملات گذشته بكارمي رود با اين تفاوت كه درجملات گذشته بيان كننده ادامه عمل تازمان حال نيست ، براي مثال در جمله :
I studied for 2 years .
(2 years ) يعني مشخص نيست كه كدام دو سال مثلا“ پنج تاهفت سال پيش ( اما اكنون مطالعه نمي كنم ) اما هنگامي كه مي گوييم :
I have studied for 3 years.
يعني مطالعه من ازسه سال پيش شروع شد ، آن را ادامه دادم و هنوز مشغول مطالعه هستم .
3 - just : به معني تازه ، درست چند لحظه قبل است وبراي بيان عملي است كه بتازگي انجام گرفته ( recent past ). Just بين فعل كمكي وفعل اصلي قرارمي گيرد.
I've just had lunch.
همين الان ناهارخورده ام . ( كه درفارسي مي گوييم : ) همين الان ناهار خوردم .
Our dinner guests have just arrived .
4- already : به معني قبلا“ ، هم اكنون است ومانند just نشان دهنده شكلي است كه درگذشته شروع شده اما اخيرا“ ياخيلي نزديك به زمان حال تمام شده است محل آن بين فعل كمكي وفعل اصلي بعد ازفعل to be وگاهي نيزدرآخرجمله است معادل اين كلمه before است كه درآخرجملات ماضي بكارمي رود.
I have already mailed my package.
He has visited a great number of place already.
already زماني را زودتر از آنچه انتظارمي رود نشان مي دهد ودرموقعيتهاي مثبت بكارمي رود اما بطوراستثنا بعنوان شك وترديد مي تواند درجملات سوالي بكاررود .
He is in shiraz already . (or ) he is already in shiraz.
They know the answer already.
Have they found the thief already?
5- yet بمعني هنوز درجملات منفي وسوالي بكارمي رود وكارزماني ديرترازآنچه انتظارمي رود انجام مي گيرد وگوينده انتظاردارد چيزي اتفاق بيفتد ومعمولا“ درآخرجمله مي آيد.
Ali hasn’t read the book yet.
They aren’t here yet.
Is it stopped raining yet ?
6-so far, up to now بمعني تاكنون درآخرجملات ماضي نقلي بكارمي رود .
We have had no trouble with our television set so far. ( up to now )
ماتاكنون هيچ مشكلي درمورد دستگاه تلويزيونمان نداشته ايم.
We have completed 17 lessons so far .
7-never و ever : به طرز استفاده اين دوكلمه درجملات ماضي نقلي توجه كنيد :
آيا تاكنون درچين بوده ايد ( به چين رفته ايد ؟) Have you ever been to china ?
No , I have never been to china .
بنابراين ever درجملات مثبت وسوالي و never درجملات منفي بكارمي رود.
I have never seen such a film .
تاكنون چنين فيلمي نديده ام ( كه درفارسي مي گوييم ) تاحالا چنين فيلمي نديده بودم.
He has never driven a car before .
8- lately- recently
recently قبل ازفعل اصلي وبعد از have وhas ويا درآخرجمله مي آيد.
She hasn’t written to me recently.
I have been very busy lately.
علامتهاي ديگر :
9- با عبارتهاي : It’s the first time , this is the first time ….. ماضي نقلي بكار ميرود.
This is the first time he has driven a car . ( not: drives )
Is this the first time you've been in hospital ?
10- باكلمات : this week , today , this morning ( evening )….. this term,
هنگامي كه اين دوره هاي زمان درزمان صبحت گوينده تمام نشده باشند ماضي نقلي بكارمي رود.
I’ve smoked 10 cigarettes today.
امروزده نخ سيگاركشيده ام. ( شايد قبل ازاينكه امروزبه آخربرسد سيگاربيشتري بكشم .)
Has Ali had a holiday this year ?
يادآوري : درگفتارروزمره فارسي امروز ماضي نقلي ازنظرتلفظ تدريجا“ به ماضي مطلق نزديك مي شود.
آنها ازاينجا رفته اند . (نقلي ) آنها ازاينجا رفتن ( ماضي مطلق )
نكته 1: درزبان رسمي بعضي مواقع بجاي حال كامل ازحال ساده استفاده ميشود وآن هنگامي است كه به دنبال فعل بعضي ازاصطلاحاتي كه هدف ازانجام كاررابرساند بيايد.
I come to ask your advice.
نكته2 : اگرجمله اي قيد زمان نداشته باشد ماضي نقلي است .
He has put his comb in his pocket.
I have seen this film before.
نكته3: جمله هاي حال كامل براي بيان كارهايي كه ازگذشته تاحال تكرارشده بكارمي رود.
قيدتكرار : some times , never , always ,…..
تعداد دفعات : once ,twice, three, times, several times ,…..
Ail has watched TV every night this week.
علي اين هفته هرشب تلويزيون تماشاكرد.
چندبارازباغ وحش ديدن كرده ام. I have visited the zoo several times.
Maryam has been to England once.
علامتهاي ديگري كه معناي گذشته تاحال رادارند عبارتند از :
so far , up to now, until now , up to the present, as yet , over , for the last.
As yet we haven't made any plans for our holidays.
تاحالا نقشه اي براي تعطيلاتم نكشيده ام .
The car payments have been extended over two- year period.
پرداخت پول ماشين بيش ازدوسال ادامه داشت .
دراين هفت روز اخير for the last week
مدت زمان ازگذشته تاحال
نكته1: الگوي زيربراي بيان مدت زمان ازگذشته تاحال بكارمي رود.
] جمله گذشته ساده ياقيد گذشته since + دوره زمان + حال + IT [
It is 3 years since I saw her . ( since last Friday )
نكته2 : زمان حال كامل درجملات وصفي بعد ازصفات عالي ، اعداد ترتيبي ، the only, the first بكارمي رود دراين حالت جمله اصلي زمان حال است .
This is the first time she has been to shiraz .
اولين باراست كه به شيرازمسافرت كرده .
نكته3: بعد ازاصطلاح would rather درزمان حال مصدر بدون to مي آيد.
I ‘d rather have something to eat.
( حال ( He would rather to learn English .
اوترجيح مي دهد كه انگليسي ياد بگيرد.
اصطلاح فوق درفرمول زيرنيزبكارمي رود.
گذشته +فاعل + Would rather
I’d rather you gave me 10 tomans in notes.
اي كاش شما اسكناس 10 توماني به من مي داديد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 13 بهمن1384ساعت 2:17 توسط علي
7- ماضي بعيد: past perfect tense
تعريف : توصيف كننده عملي است كه درگذشته دورقبل ازيك گذشته ساده بوقوع پيوسته باشد . براي ساختن آن ازفرمول زيراستفاده مي كنيم .
Had + pp.
|
Arrived
|
had
|
I , you , he , she , it, we , they
|
مثال : The lecture didn't begin until every one had arrived
بنابراين ماضي بعيد هميشه همراه يك گذشته ساده بكارمي رود كه اولين عمل ماضي بعيد است ودومين عمل گذشته ساده ماضي بعيد نشان مي دهد كه اولين عمل قبل ازاينكه دومين عمل شروع شود كاملا“ تمام شده است .
when I got home , my roommate had already cleaned the apartment .
امااگر وقت مشخصي درگذشته داده شودSpecific past ) ) فقط ازماضي بعيد درجمله استفاده مي شود.
I had never heard him speak before last week .
علامت شناسايي :
1- after كه بعد ازآن اكثرا“ ماضي بعيد بكارمي رود. مانند :
after he had finished his work , he went home .
بعد ازاينكه كارش راتمام كرده بود به منزل رفت .
ممكن استafter باگذشته ساده هم بكاررود.
After I finished reading the book , I lent it to ali .
نكته : بجاي بكاربردن ( ماضي بعيد + after ) مي توان از ( having + pp.) استفاده كرد وعملي رانشان مي دهد كه دوعمل همزمان صورت نگرفته است .
Having finished my home work , I went to bed .
بعد ازاينكه تكليفم راتمام كردم ( با تمام كردن تكليفم ) به رختخواب رفتم .
2- When چون اين كلمه به تنهائي نمي گويد كدام عمل اول صورت گرفته بنابراين بعد ازآن ماضي بعيد بكارمي رود. وقتي كه دوعمل همزمان اتفاق افتاده باشد.
When he had shut the window , we opened the door of the cage.
هنگامي كه اوپنجره رابسته بود مادرب قفس رابازكرديم ( يعني مامنتظريم كه پنجره كاملا“ بسته شود قبل ازاينكه درب قفس بازشود . ) امااگر دوعمل درگذشته همزمان صورت گرفته باشد تنها ازگذشته ساده استفاده مي شود:
when the doctor gave his lecture , he sat down.
3- before اين كلمه باماضي ساده بكارمي رود.
Before I arrived , the library had closed.
4- scarcely, already, just. :
اين كلمات براي نشان دادن تازگي يك عمل درجملات ماضي بعيد بكارمي روند.
When I arrived , the lecture had just begun .
When I opened it , the person had already left .
I had scarcely pulled the cover over me when the phone rang .
توجه : ماضي بعيد درنقل قول غيرمستقيم درصورتي كه فعل گزارشي جمله گذشته باشد بجاي ماضي مطلق وماضي نقلي بكارمي رود . همچنين ازاين زمان درشرطي نوع سوم استفاده مي شود.
He said that he had known her well.
نكته : افعال : knowing , understanding بطورعادي درماضي بعيد استفاده نمي شوند بجز موقعي كه همراه باتوضيحي بيايد كه يك دوره اززمان راتفكيك كند.
When she had known me for a year she invited me to tea.
8- ماضي بعيد استمراري : Past perfect continuous tens
عملي راتوصيف مي كند كه درزمان گذشته دورقبل ازيك زمان گذشته ساده بصورت استمرار بوقوع پيوسته باشد وتاكيد روي استمرارعمل دارد.
براي ساختن آن ازفرمول زيراستفاده مي كنند :
had been + v. ing
He had been smoking for 30 years when he finally gave it up .
هنگامي كه سرانجام اوسيگاركشيدن راترك كرد مدت 30 سال بود كه مشغول سيگاركشيدن بود.
Had ( = I’d / he'd / she'd , …. )
علامت: حرف اضافه for باطول زمان اغلب همراه ماضي بعيد استمراري مي آيد تاكمك به تأكيد عمل بصورت استمراركند.
When he got home , I had been studying for 2 hours .
وقتي او به خانه رسيد مدت دوساعت بود كه مشغول مطالعه بودم .
When I looked out of the window , it had been raining .
( يعني هنگامي كه من به بيرون نگاه كردم باران نمي آمد ومتوقف شده بود . )
نكته : هنگامي كه زمان انجام كارذكرشود ( number of time ) ديگرازماضي بعيد استمراري استفاده نمي كنيم.
She didn’t go to the movies with shima because she had already seen it three times .
9- آينده استمراري: future continuous tense
تعريف : عملي راتوصيف مي كند كه بصورت استمراردرآينده بوقوع مي پيوندد. درفارسي امروزه چيزي بنام آينده استمراري وجود ندارد. ( ادامه كاري درنقطه زمان آينده با فعل آينده استمراري بيان مي شوديابه عبارتي كارهاي ناتمام آينده )
براي ساختن اين زمان ازفرمول زيراستفاده مي كنيم .
will be + v. –ing
Ex : This time tomorrow I will be studying in the library.
مثال : همين موقع فردامن مشغول مطالعه دركتابخانه خواهم بود.
After the meal , we will be having coffee .
|
Will be having
|
I , you , he, she, it , we , they
|
براي منفي كردن آن بعد ازفعل كمكي will كلمه not مي آوريم .
You wont be hearing from them .
وبراي سوالي كردن آن will رابه اول جمله مي آوريم .
Will you be hearing from them ?
علامت اين زمان :
this time tomorrow, ( next quarter ) , at this time next year, all the day tomorrow , on Friday night , all quarter , soon over the weekend.
كاربرد :
1- آيندهاستمراريعمليرابيان ميكندكهدرنقطهايازآيندهدرحالانجام گرفتن است . ( at a given time )
Don’t call my roommate tonight between 7 and 11 . He will be studying for a test in reading .
This time next term he'll be taking engineering courses .
2- آينده استمراري همچنين عملي رابيان مي كند كه بصورت استمراردرزمانهاي مختلف درآينده اتفاق خواهد افتاد . different times ) )
I’ll be giving surprise quizzes from time to time .
3- آينده استمراي عملي رابيان مي كند كه دريك وقت نامعيني درآينده اتفاق خواهد افتاد .
( unknown time – indefinite time )
I feel that I will be hearing from her soon .
به مقايسه دوجمله زيرتوجه كنيد :
A) : I am seeing ali at the office tomorrow .
B) : I will be seeing ali at the office .
جمله (A ) نشان ميدهد كه گوينده وعلي عمدا“ وقبلا” بايكديگرقرارملاقات گذاشته اند درحاليكه جملهB) ) نشان مي دهد كه گوينده وعلي بطورعادي همديگررامي ببيند وشايد هم همكاريكديگرباشند.
4- اغلب آينده استمراري راموقعي بكارمي بريم كه ازكسي بخواهيم كاري برايمان انجام دهد وياراجع به قصد مردم سئوال كنيم .
Will you be using your bicycle this evening ? no, you can take it .
Will you be pashing the post office when you go out ?
به مقايسه دوجمله زيرتوجه كنيد :
مي شود فردااوراببيند ؟ ( خواهـــش ) will you see him tomorrow ?
ممكن است فردااوراببينيد ؟( احتمالا“) ? will you be seeing him tomorrow
5- بجاي فعل آينده استمراري ازتركيب فعلي زيرنيزمي توان استفاده كرد :
|
am,is, are + going to be + - ing
|
اوتوراتماشاخواهد كرد . He his going to be watching you .
6- جمله هاي آينده هاي استمراري باقيود time, until, till,if , as, while, when درالگوي زيربكارمي روند.
جمله قيدي حال ساده يا حال استمراري ــــــــــــــــــــــــــــــ جمله اصلي ( آينده استمراري )
I'll be coming home while you are getting dinner ready .
10- آينده كامل :future perfect tense
عملي را توصيف مي كند كه درآينده قبل از وقت معيني تمام خواهد شد و يا در يك زمان معيني در آينده تكميل مي شود . انگليس زبانان معمولا”كمتر از اين زمان استفاده مي كنند مگر اين كه كامل شدن عمل روشن باشد . اين زمان صورت نحوي ويژه اي درزبان فارسي ندارد وبراي رساندن مفهوم آن درفارسي ازماضي نقلي استفاده مي كنيم . براي ساختن آن از فرمول زير استفاده ميكنيم .
will + have + pp
علامت شناسايي اين زمان by يا before ويا (in a week , in 2 hours ) است كه همراه اصطلاحات زماني بكارمي رود. مثال :
We 're late , I expect the film will already have started by the time we get on the cinema .
ماديركرده ايم اميدوارم تازماني كه به سينما مي رسيم فيلم بتازگي شروع شده باشد.
درزمان آينده كامل اكثرا“ قيدزمان درابتداي جمله نوشته مي شود.
By tonight , I will have been working for 11 hours without a break .
تا امشب 11 ساعت است كه بدون استراحت كار كرده ام ( ماضي نقلي)
Before he returns, we have finished our homework .
قبل ازاينكه اومراجعت كند ما تكليفمان راتمام كرده ايم .
بنابراين اگربعد از before زمان گذشته ساده نباشد آينده كامل است .