جنايت فجيع در تركيه: بچه نامشروع را در باربكيو پختند زوج جوان بي رحمي كه فرزند نامشروعشان را كشتند و در باربكيو سوزاندند بعد از دو سال با يك ايميل ناشناس در چنگال قانون گرفتار شدند.
"مسعود باشاران" 24 ساله و "آسلي كوران" 25 ساله هنگامي كه در دانشگاه تراكياي "كئركلار الي" تحصيل مي كردند باهم آشنا شدند، بدون ازدواج باهم زندگي كردند و رابطه داشتند. هنگامي كه "آسلي" فهميد حامله شده است براي سقط جنين بسيار دير شده بود. آنها در 24 آگوست از رابطه نامشروعشان صاحب يك فرزند پسر شدند. هنگامي كه دو خانواده از متولد شدن فرزند مطلع شدند موضوع ازدواج دختر و پسر به ميان آمد. پسر با اين تفكر كه "آسلي" بخاطر ازدواج با او بچه دار شده است از ازدواج امتناع مي كند و به دنبال خلاصي از دست بچه متولد شده مي گردد. چند روز بعد اثري از پسربچه متولد شده كه نام "ييگيت آردا" را براي او برمي گزينند تيست. دو جوان مي گويند كه بچه شان را در كنار ساحل توپقاپي استانبول رها كرده اند و به زندگي عادي خود ادامه مي دهند. تا زماني كه در ماه آخر سال 2006 يك ايميل به اداره امنيت استانبول مي رسد... اداره امنيت استانبول يك ايميل دريافت مي كند راز جنايت فجيع در 19 دسامبر سال 2006 با ايميلي كه به اداره امنيت استانبول مي رسد به تدريج فاش مي شود. يكي از نزديكان " مسعود باشاران" بدون ذكر نام خود در ايميل چنين مي نويسد: " مسعود باشاران كه در سال 2004 صاحب يك فرزند نامشروع شده است براي ازدواج نكردن، ادعا كرده است كه فرزندش را گم كرده است. آيا فرزند را به كسي داده است، آيا آنر كشته است؟ معلوم نيست. 2 سال است كه خبري از فرزندشان نيست. اگر بلائي به سر فرزندشان آورده باشد خواستار مجازات وي هستم." پدر اتهامات را قبول نمي كند 9 ژوئن 2007: پليس با شروع تحقيقات خود، بعد از 5 ماه "مسعود باشاران" را پيدا كرده و از او بازجويي مي كند. وي كه دانشجوي دانشگاه "كئركلار الي" است مي گويد: "با برخي از دوست دخترهايم رابطه جنسي داشته ام. اما هربار با آگاهي و به شكلي جلوگيري كرده ايم. هيچ وقت مسأله اي به نام حاملگي در ميان نبود. اتهامات را قبول ندارم." پليس اين سخنان باشاران را به قاضي كشيك منتقل مي كند و باشاران آزاد مي شود. فرستنده ايميل به اداره امنيت مي آيد 11 ژوئن 2007: در اين تاريخ، فردي كه ايميل را به طور ناشناس فرستاده بود شخصا به اداره امنيت مي آيد و براي بار دوم از پليس مي خواهد چنانچه بلايي بر سر نوزاد آمده باشد مجرم يا مجرمان مجازات شوند. خواهر بزرگ متهم: اسم نوزاد را "ييگيت آردا" گذاشتيم! 18 ژوئن 2007: ك. باشاران، خواهر بزرگ مسعود باشاران مي گويد " براي آنكه خانواده دختر (آسلي) از جريان باخبر نشوند او را براي زايمان به شهر سيرت برديم. بعد آنها به استانبول آمدند و در خانه ما ماندند. دو روز بعد براي قانع كردن خانواده آسلي به منزل آنها رفتند. برادرم مدتي بعد تنها به خانه آمد. وقتي كه سراغ بچه را از او گرفتم گفت شما دخالت نكنيد، نمي دانم! آ.باشاران خواهر ديگر اين پدر بيرحم نيز گفت: " در خانواده قرار شد كه براي مسعود و آسلي جشن ازدواج بگيريم. حتي روي نوزاد اسم هم گذاشتيم: "ييگيت آردا"! دو روز بعد، براي صحبت با خانواده دختر با فرزندشان بيرون رفتند. بعد از آن ديگر هيچ وقت آسلي و فرزندش را نديدم.وقتي از برادرم سراغ پسرش را گرفتم گفت: من از آسلي جدا شدم، بچه هم بچه ماست. هركاري كه بخواهيم بكنيم انجام مي دهيم. شما دخالت نكنيد. زوج تحت نظر گرفته شدند 5 ژوئيه 2007: بعد از صحبتهاي خواهران، در روز پنجم ژوئيه مسعود باشاران براي بار دوم بازداشت مي شود. مسعود باشاران در زمينه اتهام هيچ اعترافي نمي كند، به همين دليل پليس از دستگاه قضايي يك روز ديگر براي بازداشت اجازه مي گيرد. در همان روز، آسلي كوران نيز به اداره امنيت فراخوانده مي شود. وي مي گويد: " مسعود به من گفت نوزاد را به يك خانواده داده است. هنگامي كه اصرار كردم بدون اطلاع من چنين كاري نمي تواني بكني گفت بچه را كنار ساحل رها كرده است. با پدرم براي پيدا كردن بچه به كنار ساحل رفتيم ولي نتيجه نگرفتيم.مسعود هيچ وقت نگفت بچه كجاست. از اين واقعه خيلي متأثر شدم. از سوي ديگر 6-7 ماه قبل با شخص ديگري ازدواج كرده ام و تشكيل خانواده داده ام. شوهرم از جريانات من و مسعود خبر ندارد. اگر اين موضوع را بفهمد، زندگي ام از هم خواهد پاشيد. آسلي بعد از بازجويي آزاد مي شود و به خانه بر مي گردد. و به جنايت اعتراف كردند 6 ژوئيه 2007: مسعود باشاران روز دوم بازداشت با اعلام پشيماني اش تمام ابعاد جنايت را مو به مو براي پليس تشريح مي كند. بعد از گفته هاي مسعود، پليس دوباره آسلي را بازداشت مي كند. آسلي كه قبل از آن گفته بود از سرنوشت فرزند نامشروع هيچ خبري ندارد اين بار مي گويد: " من هم از مسعود كه نوزادم را كشت، او را سوزاند و مرا هم تهديد كرد شكايت دارم." بعد از آن آسلي به بيمارستان فرستاده مي شود و گواهي مبني بر اينكه وي قبلا فرزندي به دنيا آورده است از طرف بيمارستان صادر مي شود. زوج جوان كه به درخواست دادگاه جمهوريت شعبه ايوب به محكمه آمده بودند بعد از اعتراف دوباره به جرم، روانه زندان شدند. درخواست حبس ابد با اعمال شاقه براي مجرمان بعد از 4 ماه تحقيقات، دادگاه براي دو مجرم جوان به جرم " قتل عمد نوزاد خودشان" درخواست حبس ابد با اعمال شاقه نمود. منبع : وبلاگ خبرهايي از كشور همسايه - ترجمه اخبار تركيه
| افشين - ايران - سنندج |
جنايت تكان دهنده اي است. اوج بي رحمي يك انسان را نشان مي دهد كه حاضر شده با فرزند دلبند خود چنين كار حيوان گونه اي را بكند. واي به حال دشمنان اين حيوان. |
جمعه 25 آبان 1386 |
|
| بتول - امريكا - نشويل |
يكي در حسرت بچه دار شدن مي سوزه اونوقت يكي ديگه ببين با يك طفل بيگناه چيكار مي كنه. |
جمعه 25 آبان 1386 |
|
| عادله - انگليس - گلاسگو |
خدا لعنت كنه هر چي آدم زنا كارو بي غيرتو.سالهاست كه در حسرت داشتن يك بچه پرسه ميزنم اونوقت اين بي دينا با اون بچه بي گناه اونجور بي رحمانه عمل كردند.به نظرم بايد با هردوشون مثل خود اون بچه عمل كنند.و قصاص كنند. |
جمعه 25 آبان 1386 |
|
| تارا - ايران - تهران |
بعضي وقتها فكر مي كنم توي جنگل بزرگ و پر از گرگهاي درنده و روباههاي مكار دارم زندگي مي كنم . جنگلي به وسعت تمام دنيا |
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| محسن - ايران - تهران |
عاقبت اعمال شيطاني بهتر از اين نمي شه . واي به عاقبت چنين افرادي . |
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| بهاره - ايران - اهواز |
من با نظر خانم عادله موافقم بايد همونطوري كه بچه بيگناه رو كشتند قصاص بشند |
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| ليلا - ايران - شيراز |
عادله جون اين كه غصه نداره خود من حاضرم بچه ات بشم.به خدا خيلي دلم مامان مي خواد. |
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| مجتبي - ايران - شيراز |
وقتي يه روز تو خيابان به يه نفر كمك مي كنم ميدونم يه نفر به من كمك مي كنه وقتي فكر مي كنم متوجه ميشم اينا قصاص كارشون ميدن تن مي لرزه
|
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| دریا - ايران - تهران |
تو رو خدا اين خبرا رو نذاريد به حد كافي روحيه مردم ما خراب هست |
شنبه 26 آبان 1386 |
|
| منصور - ايران - تهران |
اين حركات حيواني واقعا از انسان بعيد است كه به يك طفل پاك و معصوم چنين رفتاري بشود آن بيچاره كه گناه نكرده خداوند امر كرده از طريق عمل مقاربت زن صاحب فرزند بشه حال مشروع يا غير مشروع بودن در آن قيد نشده خاك بر سر آن مادر كه از سگ رپيس جمهور كه 600 ميليون مي ارزد كمتر است |
دوشنبه 28 آبان 1386 |
|
| هلن - ايران - تهران |
هر روز خبر هاي عجيبي از تركيه مي شنويم! چه خبره اونجا ؟!! |
دوشنبه 28 آبان 1386 |
|
| مغرور بزرگ - ايران - همدان |
اخ اخ عجب چيزي ولي شايد اگه يكي از شما هم جاي اون زن بويدن اينقدر راحت خواستار قصاص يه ادم رو نمي كردين نمي گم كارش درسته واقعا گناهه كبيره است ولي به نظرم خدا فقط بايد خودش حسابسري كنه نه شما مردوم زميني |
چهارشنبه 30 آبان 1386 |
|
|