IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

فرويد بر تخت روان‌كاوي
فرويد بر تخت روان‌كاوي

چهار‌شنبه 10 اکتبر 2007 - 18 مهر 1386
جورج تابوری، نمایشنامه نویس، کارگردان و استاد تئاتر در 24 ژوئیه ی 2007 در سن 93 سالگی درگذشت. در سطور زیر، ترجمه ی یکی از نوشته‌های کوتاهش رامی خوانید.

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك

 
 

فرويد بر تخت روان‌كاوي

جورج تابوري، نمايشنامه نويس، كارگردان و استاد تئاتر در 24 ژوئيه ي 2007 در سن 93 سالگي درگذشت. در سطور زير، ترجمه ي يكي از نوشته‌هاي كوتاهش را از كتاب
Betrachtungen über das Feigenblatt –
Ein Handbuch für Verliebte und Verrückte
مي خوانيد.
ترجمه: ميترازاهدي

فرويد سر نبش ساختمان تئاترمان، در كوچه‌ي برگ زندگي مي‌كرد. پنجاه سال پيش در لندن پس از احتضاري فرسايشي، فوت كرد. تعجبي نيست كه غافل‌گير شدم، وقتي چند روز پيش او را در مطبش، كه امروز موزه شده است، زنده ملاقات كردم. همان‌طور كه در را باز مي‌كرد و در سيمايش ماليخوليايي موج مي‌زد كه مثل يك شنيتزل خاص وين است،گفت: "بيائيد تو!" وقتي به معبدش وارد شديم، تخت معروفش آن‌جا، ما را به خود دعوت مي‌كرد. انتظار داشتم از من بخواهد، روي تخت دراز بكشم، چيزي كه دو سال اخير در وين شديدا" نيازمندش بودم. اما با شگفتي بسيار ديدم، خودش دراز كشيد، دستانش را به هم قفل نمود و چشمانش را بست و بعد شروع كرد:
" همان‌طور كه احتمالا" مي‌دانيد، تنها آناليزي كه تا به‌ حال داشته‌‌ام، آناليز خودم بوده، يعني هم بيمار بوده‌ام و هم روان‌كاو. تجربه‌اي هرچند ملال‌آور، اما ياري دهنده؛ از اينها گذشته هيچ راه ديگري نداشتم. خدا به درگاه چه كسي مي‌تواند دعا كند؟ خواهش مي‌كنم كبر اين استعاره را خيلي جدي نگيريد. به هر حال وضعيت كنوني مرا شكست مطلق تعيين مي‌كند. ترجيح مي‌دهم، روحم را پيش شما استفراغ كنم، تا پيش خودم. شنيده‌ام شما بيمار بي‌استعدادي نيستيد. نه اين‌كه اعتراف به شكست نگرانم بكند. هميشه در دلم حس مي‌كرده‌ام، شكست خواهم خورد. همه‌ي قهرمانان سابقم ـ كساني كه مي‌خواستند به بشريت خدمت كنند، مثل موسي، مسيح، ماركس و انشتين، فقط براي اين‌كه چند مثال از يهوديان آورده باشم ـ سر آخر همه‌‌شان شكست خورده‌اند. به خاطر بدبيني‌ام هم نمي‌خواهم عذر‌خواهي كنم، شاعر خوش‌بين [راستي من خودم را بيشتر شاعر به حساب مي‌آورم تا دانش‌مند] ـ شاعر خوش‌بين، دروغ‌گوست. به قول يك شاعر جوان و هوش‌مند، انسان، آنطور كه خود را نشان مي‌دهد، كمتر "قلم متفكر پاسكال" است؛ بلكه بيشتر به يك "بهمن متفكر" مي‌ماند، كه به طرف نابودي سقوط مي‌كند، با علم به اين‌كه سقوط به فاجعه را مي‌توان متوقف كرد، اما متوقف نمي‌گردد. همان‌طور كه سال‌ها پيش اين جمله را گفته‌بودم، انسان نمي‌تواند راه را بيابد. نفسش را مجاز كند و بر جهان زيرين فائق آيد؛ به بيان ديگر، انسان نمي‌تواند فراگيرد، هردو را باشد؛ هم خوب و هم سعادت‌مند. ما همه مثل دكتر جكيل و مستر هايد هستيم. بهائي كه براي تمدن‌مان ـ يعني خوب بودن‌مان مي‌پردازيم، بسيار بالاست و نفس سركوب شده‌مان كه تلاش در به مقصود رسيدن، ـ به بيان ديگر ـ كشتن، تجاوز و تخريب دارد، به ما با نيروئي انفجاري، تلافي جويانه حمله مي‌كند. نيروئي كه در هر چيز سركوب شده، موجود است. اما اين نكته‌ي تازه‌اي نيست.
-
نكته‌اي كه امروز مرا بيش از هر چيز ديگر به خود مشغول مي‌دارد، واكنش هم‌چنان قهرآميز و دائمي تمام حقايق من است. آرزويم اين نيست كه خيابان يا مدرسه‌اي به نام من باشد. و حتي تجسم مجسمه‌اي از خودم كه با فضله‌ي كبوتر و نقش‌هاي گرافيتي و ضديهودي پر شده است، لرزه‌اي چندش‌آور به بدنم مي‌اندازد. اما چيزي كه مرا با عميق‌ترين افسردگي رود دانوب ارضاء مي‌كند، دقيقا" شناخت اين نكته است؛ از زماني كه اين شهر را ترك گفته‌ام، هيچ چيز تغيير نكرده‌است. مي‌توان گفت، همان است كه بود. چون همين سماجت تلخ شهروندان ويني است، كه تلاش مي‌كنند، انديشه و قلب را از يكديگر جدا سازند و روح را از پستي بزدايند كه ما را به عصر جنايت و ناشنوائي كشانده است. آدم‌هائي كه نتوانند يا نخواهند گوش فرا دهند، دير يا زود به جنايت‌كار مبدل مي‌شوند. پيش‌گوئي گوته، خوبي را خواستن و همواره بدي كردن، در اين زمانه‌ي انكارِ كشنده‌ي حقيقت، بيشتري به چشم مي‌آيد. شايد به ياد يكي از كشفيات ناقابلم بيفتيد كه از اين شناخت ناشي مي‌شود: حقيقت، در مقاومت بر عليه حقيقت نهفته است. يك راه حل بدون مسئله تقريبا" وجود ندارد. مثلا" انسان به ويژه از همه وقت بيشتر نابخردانه رفتار مي‌كند، وقتي بخواهد تظاهر به عاقل بودن كند. [رجوع شود به ضرب المثل احمقانه‌ي رومي كه دو هزار سال قدمت دارد: در پي صلح آمدم، جنگ كردم * ـ و همين‌طور نمونه‌هاي مبتذل ديگري از خرد] البته آن را بيشتر بايد به حساب رويا گذاشت تا واقعيت پيش و پا افتاده. و چيزي را بايد در شهري كه به آن بازگشته‌ام، ببينم، در شهري كه دلخواهانه با بهترين‌ها، پست‌ترين رفتار مي‌شد: جليقه‌هاي سپيد روي زيرشلواري‌هاي گهي و جمعي از كله‌هاي بدون بدن، در حال عجله به اين طرف و آن طرف. راجع به پائين تنه هنوز كه هنوزه نمي‌توان حرف زد، برگ انجير، ورد گم‌شده‌ي ديوانگي‌مان باقي مي‌ماند.



جورج تابوري و پيتر رادكه بر سر قبر كافكا

-
سودازدگي مرا جاه‌طلبي تلقي مي‌كنيد؟ آيا فكر نمي‌كنيد، بيشتر، آخرين برخورد با واقعيت باشد؟ شايد بتوانيد كمكم كنيد، حس شكستم را به عنوان نوعي مذهب بپذيرم. من دنياي بهتري را تجربه كرده‌ام، دنياي پس از مرگ را مي‌گويم، مي‌توانم به شما اطمينان خاطر دهم كه ملكوت نيز پر از انسان‌هائي است كه به تخت روان‌كاوي نيازمندند. اين يك بدبختي است، اما زماني بود كه هنوز ذره‌اي از اميد برايم باقي بود و چيزي را بر بيمارانم آشكار مي‌كردم كه در نامم نهفته است، و آن شادي بود."
---
-
si vis pacem para bellum *
* Freude به زبان آلماني معني شادي را مي دهد.





تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  داستان كوتاه ارزش نان
  n  عشق واقعي پيرمرد
  n  خراش عشق مادر
  n  داستان كوتاه نوازش از سمت تيز
  n  تاجر ميمون و مردم طماع
  n  فاصله
  n  خيانت مطبوع
  n  معلم ، سيب و توت فرنگي
  n  داستان كوتاه قيمت معجزه
  n  داستان كوتاه خريد شوهر
  n  داستان كوتاه بيمارستان
  n  داستان كوتاه دو گدا
  n  داستان كوتاه چرچيل و راننده تاكسي
  n  افكار ديگران
  n  يك عمر فريب
  n  نوشته اي از عبيد زاكاني : خواب ديدم قيامت شده است
  n  داستان كوتاه تصميم قاطع مديريتي
  n  داستان كوتاه كوهنورد
  n  داستاني كوتاه درباره نقش اساسي بانوان درپيشرفت آقايان
  n  داستان كوتاه مامان مَلي
  n  داستان كوتاه پسر شيخ عرب در آلمان
  n  داستان بيسكويت سوخته
  n  چه كسي واقعا خدا را دوست دارد؟
  n  داستان كوتاه نامه پيرزن به خدا
  n  باغ انار
  n  داستان كوتاه : فرزانگي پيري
  n  داستان كوتاه راه بهشت
  n  BRT (داستان كوتاه طنز)
  n  ماجراي ضرب المثل خر ما از كرگي دم نداشت چيست؟
  n  هرگز زود قضاوت نكن !
  n  زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
  n  شغل پسر كشيش
  n  داستان كوتاه توله هاي فروشي
  n  خاطرات بازداشت چند ساعته، بعد از بازي روز جمعه
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 9
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 8
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 7
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 6
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 5
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 31
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 4
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 3
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 30
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 2
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 1
  n  داستان كوتاه راننده‌ي ماشين جنازه كش
  n  ماجراي لج كردن من با يه دختر خانم چاق
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 29
  n  داستان واقعي بسيار جالبي ازيك معلم و دانش آموز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 28
  n  فراموشي پسورد
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 27
  n  داستان كوتاه انيشتين و راننده اش
  n  داستان كوتاه مرد و پيله كرم ابريشم - به فارسي و انگليسي
  n  مصيبت هاي كادوي اشتباهي
  n  چند داستان كوتاه و جالب
  n  داستان كوتاه ماهي گيري با لباس خواب ابريشمي - به انگليسي و فارسي
  n  داستان كوتاه مهلت خدا براي زندگي - به انگليسي و فارسي
  n  دعوت نامه كاف - داستان
  n  داستان بلوتوث پيژامه آقاي هنرپيشه
  n  داستان كوتاه روستائيان و تاجر ميمون
  n  يك داستان زيبا
  n  داستاني بسيار زيبا و واقعي
  n  ماهي گير ثروتمند
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 26
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 25
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 24
  n  داستان كوتاه صداقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 23
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 22
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 21
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 20
  n  چند داستان كوتاه
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 19
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 18
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 17
  n  داستان كوتاه ماهي گير ثروتمند
  n  دانلود داستان شب خسوف اثر گابريل گارسيا ماركز
  n  دانلود داستان كوتاه شيطان اثر جبران خليل جبران
  n  داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي16
  n  داستاني واقعا جالب به مناسبت سيزده بدر
  n  داستان كوتاه الو مركز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي15
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي14
  n  داستان كوتاه زندگي مانند قهوه است
  n  داستان كوتاه سرباز معلول
  n  داستان كوتاه شكوفه هاي بادام
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي13
  n  داستان كوتاه سرقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي12
  n  داستان كوتاه من و ليلي داستاني بر عليه ايدز به قلم بهرام رادان
  n  داستان كوتاه سفيد بخت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي11
  n  داستان عاشقيت در پاورقي اثر مهسا محب علي - داستان خواني 7
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي10
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي9
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي8
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي7
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي6


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
239001312
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی


محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.



محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.