IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

داستان دومنيكا اثر پيمان هوشمند زاده - داستان خواني3
داستان دومنيكا اثر پيمان هوشمند زاده - داستان خواني3

پنج‌شنبه 30 آگوست 2007 - 8 شهریور 1386
دختر بچه ای که تازه راه افتاده بالاخره پیدایش می شود. باید همین حالا لا به لای میزها بدود. می دود. و بعد، چند لحظه بعد درست جلوی پای من، باید بیفتد زمین. می دود، می دود و من باید حواسم باشد که سرش به پایه صندلی نخورد.

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
اشتراك در فيس بوك

 
 

داستان دومنيكا اثر پيمان هوشمند زاده - داستان خواني3

3ـ از مجموعه‌ي داستان‌خواني با صداي نويسنده

داستان را با صداي نويسنده از «اينجا» بشنويد.



«دومنيكا*»

دختر بچه اي كه تازه راه افتاده.
دختر بچه اي كه تازه راه افتاده.

دختر بچه اي كه تازه راه افتاده بالاخره پيدايش مي شود. بايد همين حالا لا به لاي ميزها بدود. مي دود. و بعد، چند لحظه بعد درست جلوي پاي من، بايد بيفتد زمين. مي دود، مي دود و من بايد حواسم باشد كه سرش به پايه صندلي نخورد. با اينكه مي دانم نمي توانم بگيرمش، باز حواسم را جمع مي كنم. ولي بالاخره مي افتد. درست جلوي پاي من. بلند مي شود و باز مي دود.

يك مرد ريزه ميزه مو بور؛ با يك كيف چرمي قهوه اي، از پشت سر من بايد بيايد. بايد كمي به شانه من بسابد. يك مرد ريزه ميزه مو بوركه عجله دارد.
: يك مرد ريزه ميزه مو بور.

يك مرد ريزه ميزه مو بور، مي سابد و رد مي شود. بايد به كيف زنانه اي كه به دسته صندلي آويزان است بخورد. مي خورد و كيف مي افتد. من اين لحظه را ديده بودم. مرد با عجله خم مي شود و كيف زن را پس مي دهد. حتماً معذرت مي خواهد و مي رود.
حالا بايد زن برگردد.

برگرد.

: برگرد.

برمي گردد. دستش را بلند مي كند كه گارسون ببيند اش. بايد دستش را تكان بدهد. مي دهد. نه كمتر و نه بيشتر، همه چيز دقيق اجرا مي شود. از روي ميزسيگاري بر مي دارم و به دنبال كبريت جيب هاي كاپشنم را مي گردم. چشم مان به هم مي افتد. گارسون مي رسد و زن همان طور كه نگاهم مي كند سفارش مي دهد. گارسون مي رود ولي زن همچنان خيره مانده. به زبان خودشان، از دور چيزي مي گويد كه نمي فهمم. بلند مي شود و مي آيد به سمتم. حرف هايي مي زند كه نمي فهمم. صندلي اي پيش مي كشد ومي نشيند كنارم. گارسون با يك بسته كبريت مي رسد. زن كبريت را مي گيرد و به من مي دهد. مي گويم كه ايتاليايي نمي دانم. اشاره مي كند كه مي داند ولي باز ادامه مي دهد. ادامه مي دهد. ادامه مي دهد. از دستش زياد استفاده مي كند. شلوار جين سرمه اي تيره اي دارد كه درست روي رانش پاره شده. با هيجان زيادي حرف مي زند. موهاي خرمايي و چشمهاي عسلي اي دارد. به كبريت اشاره مي كند و مي گويد. حالا بايد در باره كيفش بگويد. از روي صندلي بلند مي شود و همان طور كه حرف مي زند، مي رود به سمت ميز خودش. كيفش را بر مي دارد و بر مي گردد. از لاي ميزها رد مي شود و در باره مردي كه رد شد حرف مي زند. بالاي سر من مي ايستد و باز با هيجان در مورد چيزي توضيح مي دهد. مي نشيند و بعد يك دفعه ساكت مي شود. چشم اش روي كبريت خيره مي ماند. چشم من روي پاره گي شلوارش. يك دستش را روي پاره گي مي گذارد، لبخند مي زند و با دست ديگرش به خودش اشاره مي كند و مي گويد: دومنيكا.

به خودم اشاره مي كنم و مي گويم: جمعه.

Domenica * دومنيكا: يك شنبه.

درباره‌ي نويسنده:
---------------------------

متولد: 1348 و فارغ التحصيل رشته عكاسي

كتاب‌ها:
(حذف به قرينه مستي) نوشته هاي كوتاه( 100 نسخه دست نويس) ، تهران1383

(وقت گل ني) مجموعه داستان ، نشر آرويج، تهران1380

(دو تا نقطه) مجموعه داستان ، نشر آرويج، تهران1379

نمايشگاه ها:

برگزاري نمايشگاه هاي گروهي و انفرادي در تهران، بلژيك، دانمارك ، يونان، لبنان، برلين، استراليا، گرجستان ، كويت، نيويورك، پاريس

جوايز:

نفر سوم نهمين دوسالانه عكس ايران، تهران 1383

1378 نفر دوم جشنواره عكس مطبوعات, تهران

1377 برنده مدال طلا درنمايشگاه بين المللي عكس كودك, تهران

1376 نفر دوم مسابقه بين المللي عكس مستند , تهران

1376 برنده مدال برنز فياپ دوسالانه بين المللي عكس , موزه هنرهاي معاصر ايران , تهران




تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
تلفن تهران : 88 900 220 داخلی 760
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com

 












ديگر مطالب اين بخش
  n  داستان كوتاه ارزش نان
  n  عشق واقعي پيرمرد
  n  خراش عشق مادر
  n  داستان كوتاه نوازش از سمت تيز
  n  تاجر ميمون و مردم طماع
  n  فاصله
  n  خيانت مطبوع
  n  معلم ، سيب و توت فرنگي
  n  داستان كوتاه قيمت معجزه
  n  داستان كوتاه خريد شوهر
  n  داستان كوتاه بيمارستان
  n  داستان كوتاه دو گدا
  n  داستان كوتاه چرچيل و راننده تاكسي
  n  افكار ديگران
  n  يك عمر فريب
  n  نوشته اي از عبيد زاكاني : خواب ديدم قيامت شده است
  n  داستان كوتاه تصميم قاطع مديريتي
  n  داستان كوتاه كوهنورد
  n  داستاني كوتاه درباره نقش اساسي بانوان درپيشرفت آقايان
  n  داستان كوتاه مامان مَلي
  n  داستان كوتاه پسر شيخ عرب در آلمان
  n  داستان بيسكويت سوخته
  n  چه كسي واقعا خدا را دوست دارد؟
  n  داستان كوتاه نامه پيرزن به خدا
  n  باغ انار
  n  داستان كوتاه : فرزانگي پيري
  n  داستان كوتاه راه بهشت
  n  BRT (داستان كوتاه طنز)
  n  ماجراي ضرب المثل خر ما از كرگي دم نداشت چيست؟
  n  هرگز زود قضاوت نكن !
  n  زرنگ ترين پير زن دنيا !!!
  n  شغل پسر كشيش
  n  داستان كوتاه توله هاي فروشي
  n  خاطرات بازداشت چند ساعته، بعد از بازي روز جمعه
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 9
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 8
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 7
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 6
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 5
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 31
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 4
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 3
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 30
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 2
  n  خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوي از ايران 1
  n  داستان كوتاه راننده‌ي ماشين جنازه كش
  n  ماجراي لج كردن من با يه دختر خانم چاق
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 29
  n  داستان واقعي بسيار جالبي ازيك معلم و دانش آموز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 28
  n  فراموشي پسورد
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 27
  n  داستان كوتاه انيشتين و راننده اش
  n  داستان كوتاه مرد و پيله كرم ابريشم - به فارسي و انگليسي
  n  مصيبت هاي كادوي اشتباهي
  n  چند داستان كوتاه و جالب
  n  داستان كوتاه ماهي گيري با لباس خواب ابريشمي - به انگليسي و فارسي
  n  داستان كوتاه مهلت خدا براي زندگي - به انگليسي و فارسي
  n  دعوت نامه كاف - داستان
  n  داستان بلوتوث پيژامه آقاي هنرپيشه
  n  داستان كوتاه روستائيان و تاجر ميمون
  n  يك داستان زيبا
  n  داستاني بسيار زيبا و واقعي
  n  ماهي گير ثروتمند
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 26
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 25
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 24
  n  داستان كوتاه صداقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 23
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 22
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 21
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 20
  n  چند داستان كوتاه
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 19
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 18
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي 17
  n  داستان كوتاه ماهي گير ثروتمند
  n  دانلود داستان شب خسوف اثر گابريل گارسيا ماركز
  n  دانلود داستان كوتاه شيطان اثر جبران خليل جبران
  n  داستان كوتاه متشكرم اثر آنتوان چخوف
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي16
  n  داستاني واقعا جالب به مناسبت سيزده بدر
  n  داستان كوتاه الو مركز
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي15
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي14
  n  داستان كوتاه زندگي مانند قهوه است
  n  داستان كوتاه سرباز معلول
  n  داستان كوتاه شكوفه هاي بادام
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي13
  n  داستان كوتاه سرقت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي12
  n  داستان كوتاه من و ليلي داستاني بر عليه ايدز به قلم بهرام رادان
  n  داستان كوتاه سفيد بخت
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي11
  n  داستان عاشقيت در پاورقي اثر مهسا محب علي - داستان خواني 7
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي10
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي9
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي8
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي7
  n  داستان زندگي اشرف پهلوي6


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
239001294
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   





دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی


محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.



محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.