IRANIAN UK . COM صفحه اصليتبادل نظر پرنيانچت رومسفارش آگهيعضويت در سايتتماس با ماجستجوجديدترين مطالبآرشيودسترسی به سایت در ایران

سوسياليسم از منظر انيشتين
سوسياليسم از منظر انيشتين

سه‌شنبه 07 آگوست 2007 - 16 مرداد 1386
آلبرت انیشتین (1879-1955) این مقاله را شش سال قبل از مرگش در سن هفتاد سالگی برای اولین شماره مجله مانتلی ریویو نوشت

نسخه چاپی
ارسال به دوستان
 
 

چرا سوسياليسم؟    

 
اشاره: آلبرت انيشتين (1879-1955) مقاله زير را شش سال قبل از مرگش در سن هفتاد سالگي براي اولين شماره مجله مانتلي ريويو نوشت. در اين هنگام از زماني كه او درجه دكتراي خود را در فيزيك با طرح نظريه نسبيت و برابري ماده و انرژي گذراند 44 سال مي‌گذشت. تئوري نسبيت اينشتين تاثير عظيمي بر علم گذاشت و نتايج جديدي و عميقي را درباره طبيعت و فضا، زمان، حركت، ماده، انرژي و روابطي كه بر آنها حاكم است، عرضه كرد. به زبان ساده، تئوري او از جمله مطرح مي‌كرد كه ميزان حركت ساعت در فضا با افزايش سرعت كاهش مي‌يابد و اينكه انرژي و ماده برابر و قابل تبديل به يكديگرند. اين فرمول فرصتي براي تحقيقات بعدي روي اتم فراهم كرد و سرانجام با انفجار اتم به اثبات رسيد.
اطلاعات به دست آمده از امكان دسترسي هيتلر به بمب اتمي، نگراني زيادي را در آستانه جنگ جهاني دوم ايجاد كرده بود. اينشتين به عنوان يك شهروند آلماني، همراه با عده ديگري از دانشمندان اروپايي از چنگ هيتلر گريخته بود. ترديدي نداشت كه اگر بمب به دست ديكتاتور آلمان بيفتد، براي رسيدن به اهداف خود كوچكترين ترديدي در تخريب جهان به خود راه نخواهد داد. از اين رو وقتي دانشمندان فيزيك مهاجر، نامه‌اي را در مورد استفاده از بمب اتمي به اينشتين دادند و از او خواستند كه وي از شهرت خود استفاده كرده و آن را با امضاي خود براي فرانكلين روزولت رئيس جمهور آمريكا بفرستد، او چنين كرد.
تصور انيشتين اين بود كه ايالات متحده و بريتانيا جوامعي دموكراتيك هستند و دستيابي به بمب اتمي از طرف آنها فقط براي آزادي انسان به كار خواهد رفت. دولت ايالات متحده با استفاده از فيزيكدانان مهاجر و دانشمندان بريتانيايي، طرح محرمانه «مانهاتان» را در سال 1939 پي ريخت و دانشمندان به كار مطالعه و ساخت بمب اتمي پرداختند. سرانجام ايالات متحده در 16 ژوئيه 1945 اولين بمب اتمي را در كشاكش جنگ در صحراي الاموگوردو در نيومكزيكو آزمايش كرد. با انفجار اين بمب، دماي سطح زمين در محل انفجار به صدميليون درجه فارنهايت، يعني سه برابر حرارت داخل خورشيد و ده‌هزار برابر دماي سطح آن، رسيد. تمامي اشكال حيات، از روييدني‌ها تا جانداران، به شعاع 5/1 كيلومتري مركز انفجار كاملا نابود شدند. پس از انفجار، ژنرال لزلي گرووز مدير طرح مانهاتان به معاون خود گفت: «جنگ به پايان رسيد. يك يا دو بمب اتمي كار ژاپن را تمام خواهد كرد.»
پرزيدنت هاري ترومن كه در كنفرانس پتسدام شركت كرده بود، از موفقيت اين انفجار مطلع شد و متعاقب آن به ژاپن اولتيماتوم داد. كمتر از دو ماه بعد، ايالات متحده دو بمب اتمي خود را به ترتيب در روزهاي 6 و 9 اوت در هيروشيما و ناگازاكي منفجر كرد. نتايج دهشتناكي كه اين بمبها به جا گذاشتند تا آن زمان براي بشريت ناشناخته بود.
انفجار بمب با انفجار تصورات خوشبينانه اينشتين نسبت به دولتمردان ايالات متحده و بريتانيا مقارن بود. اينشتين كه شاهد ناديده گرفتن درخواستهاي دانشمندان در مورد عدم استفاده از بمب اتمي عليه ژاپن بود، عميقا دريافت كه اگر دانشمندان به دور و بركنار از فعاليت اجتماعي، تنها به كشفيات علمي خود دل خوش كنند، به ابزار خطرناك و بي اراده اي در دست سياستمداران بي تقوا و بازيگر تبديل خواهند شد. اينشتين از آن پس با همه شهرت جهاني، بيشترين تلاش خود را معطوف به استقرار يك دولت جهاني كرد. او توصيه مي كرد كه نمايندگان اين دولت، مستقيما از طرف ملتها انتخاب شوند و اميدوار بود از طريق چنين سازماني بتوان صلح و امنيت جهان را تامين كرد.
در عين حال وي از اين امر غافل نبود كه حاكميت سرمايه در جهان سرمايه داري،‌كنترل اطلاعات و دخالت تعيين كننده در انتخابات، نهادها و سازمانهاي اجتماعي را به گونه اي شكل مي دهد تا سود بيشتري به دست آورد. و نيز به صور پيچيده اي، به طور مستقيم يا غير مستقيم از آگاه شدن مردم براي استفاده از حقوق طبيعي شان جلوگيري مي كند. در نتيجه فقر، فحشا و فساد را گسترش مي دهد و با نهادينه كردن جهل، به فلج كردن وجدان و آگاهي افراد جامعه مي پردازد.
اينشتين به جز استقرار نظام سوسياليستي، راهي براي نجات انسان از فاجعه نظام سرمايه داري، كه انسان را در تمام سطوح به ابزار بي اراده اي تبديل مي كند، نيافت. از اين رو در سال 1939 در ميان طوفاني از تهمت‌ها و حملاتي كه به اتهام كمونيست بودن در ايالات متحده به وي نسبت داده شد، نظرات خود را شجاعانه درباره سوسياليسم براي اولين شماره مانتلي ريويو نوشت. مقاله زير ترجمه اي از اين نوشته است.
(دكتر رضا رئيسي طوسي، مقدمه اي بر ترجمه اين مقاله در ايران فردا، ش4)
 
* * *
آيا كسي كه متخصص علم اقتصاد و جامعه شناسي نباشد ميتواند در رابطه با سوسياليسم اظهار نظر كند؟ من به دلايل مختلف به اين سؤال جواب مثبت ميدهم.

بگذاريد اول، سؤال را از منظر علمي مورد بررسي قرار دهيم. ممكن است چنين به نظر آيد كه به لحاظ اصول شناسي بين علم نجوم و علم اقتصاد تفاوتهاي بنيادين وجود ندارد. دانشمندان هر دو حوزه علمي تلاششان بر اين است تا در جهت هر چه روشنتر شدن رابطه بين پديده هاي معين به قوانين قابل پذيرش دست يابند. اما در واقعيت اين تفاوتهاي اصولي وجود دارند. و اين به نوبه خود، دستيابي به قوانين اصولي حوزه اقتصاد را مشكل ميسازد. پديده هاي اقتصادي تحت تاثيرعوامل زيادي قرار ميگيرند كه ارزيابي آنها را مشكل مي سازند. علاوه بر اين، تجربه كسب شده از آغاز تاريخ متمدن بشري به مقدار زيادي تحت تاثير عللي كه به هيچ وجه اقتصادي نيستند قرار گرفته است. به عنوان مثال، بيشتر دولتها در طول تاريخ موجوديت و هويت خود را به شيوه غلبه بر ديگران بدست آورده اند. پيروز شده گان هم از لحاظ قانوني و هم از لحاظ اقتصادي طبقه ممتاز را تشكيل ميدادند. مالكيت زمين را در انحصار خود ميگرفتند و هرم قدرت كليسايي را با گماردن كشيشان مورد اعتماد خود تشكيل ميدادند. كشيشها با در اختيار داشتن سيستم آموزشي، جامعه طبقاتي را بطور دايمي نهادينه كردند و چنان سيستم ارزشي ايجاد كردند كه رفتار اجتمايي مردم پس از آن، تا اندازه زيادي ناخودآگاه، در مسير رفتار اجتماعي تعريف شده از سوي كليسا هدايت ميشد.

به لحاظ تاريخي، ما در هيچ كجا نتوانسته ايم از آن مرحله اي كه تورستن وبلن (Turestein Veblen) آنرا «مرحله غارتگر» رشد انساني ناميده است گذر كنيم. واقعيتهاي اقتصادي كنوني به آن مرحله متعلقند و حتي قوانين برگرفته شده از اين واقعيتها در مراحل ديگر امكان كاربردي ندارند. از آنجاييكه هدف سوسياليسم دقيقا غلبه بر «مرحله غارتگر» و گذار از اين مرحله رشد انساني است، علم اقتصاد در موقعيت كنوني خود ميتواند تا حدودي جامعه سوسياليستي آينده را تصوير كند.

دوما، سوسياليسم به سوي هدف اجتماعي-اخلاقي سمتگيري كرده است. علم نميتواند اهداف ايجاد كند، حتي نميتواند اهداف را به انسانها القا كند. علم حداكثر ميتواند ابزاري را در اختيار انسان قرار دهد كه به وسيله آن بتواند به اهداف معين برسد. اما اهداف خود به وسيله افراد، با ايده آلهاي اخلاقي والا خلق ميشوند – اگر اين اهداف در نطفه خفه نشوند و قوي بمانند – به وسيله انسانهاي بيشماري كه تا حدودي نا خودآگاه تكامل تدريجي جامعه را امكانپذير ميسازند پذيرفته ميشوند.

به اين دلايل، وقتي پاي معظلات بشري به ميان مي آيد بايد مراقب بود كه اغراق گويي نشود و نبايد فرض بر اين گذاشته شود كه فقط نخبه ها حق ابراز نظر در مورد مسايل تاثيرگذار بر ساختار جامعه دارند.

بسياري ادعا كرده اند كه جامعه انساني دوران بحراني را از سر ميگذراند و ثبات آن بشدت آسيب ديده است. اين ادعاها در شرايطي ابراز ميشوند كه افراد نسبت به گروهي كه به آن تعلق دارند - چه كوچك و چه بزرگ - بي تفاوت باشند و يا حتي برخورد خصمانه داشته باشند. براي روشن كردن قضيه، بگذاريد مثالي را كه خودم شخصا تجربه كرده ام بياورم. اخيرا ضمن صحبت با فردي روشنفكر و خوش مشرب از خطر وقوع جنگي ديگر ابراز نگراني كردم و گفتم كه به نظر من اين جنگ بشريت را بطور جدي تهديد ميكند و تاكيد كردم كه تنها يك سازمان فرامليتي ميتواند در مقابل چنبن خطري امنيت جامعه جهاني را تضمين كند. ايشان بيدرنگ با خونسردي و آرام به من گفت « چرا تو عميقا مخالف نابودي نوع بشر هستي؟»

مطمئنم كه حداقل در يك اخير هيچكس چنين جمله اي را به راحتي بيان نكرده است. اين جمله از آن كسي است كه تلاش كرده است از پوچي درون خويش رهايي يابد اما مايوس شده است. چنين روحيه اي بيان كننده انزوا و در خود فرو رفتن است كه اين روزها بسياري به آن مبتلا هستند. علت چيست؟ راه برون رفتي وجود دارد؟

طرح چنين سوالهايي آسان، اما پاسخ مستدل دادن به آنها بسيار مشكل است. براي پاسخ دادن به سؤالات مطرح شده من بايد حداكثر سعي خود را بكنم، هر چند كه كاملا متوجه هستم كه احساس و تلاش ما اغلب متناقض و مبهم هستند و نميتوان آنها را به آساني فرموله كرد.

انسان بطور همزمان موجودي فردگرا و اجتماعي است. به عنوان موجودي فردگرا سعي ميكند در جهت ارضاي تمايلات شخصي و تقويت تواناييهاي ذاتي خود و نزديكان خود تلاش كند، به عنوان موجودي اجتماعي، سعي ميكند نظر و محبت ديگران را جلب كند، شريك غم ودرد ديگران باشد و در بهبود شرايط زندگي آنها مؤثر باشد. همين گرايشهاي متفاوت و اكثرا متضاد شخصيت فرد را شكل ميدهند. نسبت معيني از اين گرايشها مشخص ميكند كه آيا فرد ميتواند به تعادل دروني برسد و يا ميتواند در بهبودي اجتماع سهمي داشته باشد يا نه. كاملا محتمل است كه غالب بودن نسبي يكي از اين دو نيروي محركه در كليت ذاتي باشد. اما شخصيتي كه نهايتا شكل ميگيرد به مقدار بسيار زيادي تابع بافت جامه اي كه انسان در آن رشد مي يابد، فرهنگ جاري جامعه و ارزشگذاري جامعه به رفتارهاي خاص انسان مي باشد. براي فرد، مفهوم انتزاعي «جامعه» به معني مجموعه روابط مستقيم و غير مستفيم وي با افراد معاصر خود و همچنين نسلهاي قبل از خود است. فرد قادر است به تنهايي فكر كند، حس كند، تلاش و كار كند، اما وجود فيزيكي، عقلي و احساسي وي آنچنان وابسته به جامعه است كه فكر كردن به وي و يا شناخت وي در خارج ازچارچوب جامعه امكان ناپذير است. اين «جامعه» است كه خوراك، لباس، سرپناه، ابزار كار، زبان، چارچوب فكري، و اغلب مضامين فكري را براي فرد تامين ميكند؛ زندگي وي به خاطر تلاش و دستاوردهاي ميليونها زنده و مرده كه كلمه «جامعه» را ميسازند امكان پذير ميشود.

بنابر اين، وابستگي فرد به جامعه يك واقعيت طبيعي است كه نميتوان آنرا از بين برد درست مثل مورچه ها و زنبورهاي عسل – هر چند كه تمامي پروسه زندگي مورچه ها و زنبورهاي عسل تا جزيي ترين مؤلفه ها به وسيله غرايض طبيعي و جزمي مشخص شده است، اما الگوي زندگي اجتماعي و روابط انسانها متنوع و قابل تغيير هستند. توانايي و خلاقيت انسان در نوآوري و وجود ارتباطات جديد پيشرفتهايي را باعث شده است كه به وسيله نيازهاي بيولوژيكي ديكته نشده اند. اين پيشرفتها در قالب سنتها، نهادها و سازمانها؛ فرهنگ و مطبوعات؛ دستاوردهاي علمي و مهندسي؛ و هنر متجلي ميشوند. چنين نتيجه گيري ميشود كه فرد ميتواند به نوعي زندگي خود را به وسيله رفتار خود تحت تاثير قرار دهد و در اين پروسه، خواستن و آگاهانه فكر كردن نقش ايفا ميكنند.

انسان از بدو تولد بطور ذاتي داراي يك ساختار بيولوژيكي غير قابل تغيير ميباشد كه اين ساختار شامل انگيزه هاي طبيعي تعريف كننده گونه هاي متفاوت بشري است. علاوه بر اين، در طول زندگي، هويت فرهنگي وي با تاثيرپذيري از جامعه شكل ميگيرد. هويت فرهنگي در گذر زمان قابل تغيير است و به نسبت بسيار زيادي رابطه انسان و جامعه را معين ميكند. علم انسان شناسي مدرن با پژوهش در فرهنگهاي گذشته و مقايسه آنها ثابت كرده است كه رفتار اجتماعي انسانها به نسبت بسيار زيادي تابع الگوهاي فرهنگي وتشكيلاتي غالب در جامعه است. به همين علت انگيزه كساني كه در راه بهبودي زندگي انسان تلاش ميكنند اين است كه انسانها به دليل ساختار بيولوژيكي خود محكوم نشده اند كه همديگر را نابود كنند و يا اينكه سرنوشت بيرحم و محتومي در انتظار آنها باشد.

اگر از خود بپرسيم چگونه ساختار جامعه و رفتار فرهنگي تغيير يابند تا زندگي بشر به حداكثر ممكن رضايتبخش گردد، بايد به اين واقعيت آگاه باشيم كه شرايط معيني وجود دارند كه اصلاح آنها از عهده ما خارج است. همانطور كه قبلا هم اشاره شد، طبيعت بيولوژيكي انسان، در عمل قابل تغيير نيست. علاوه بر اين، در چند قرن اخير پيشرفتهاي آماري و تكنولوژيكي شرايط غير قابل تغييري را ايجاد كرده اند. در دنياي نسبتا پر جمعيت امروز و نقش بي بديل كالاها در ادامه زندگي، به يك لشكر عظيم نيروي كار و سيستم متمركز كارآ نياز است. زمان آنكه افراد و يا گروهاي كوچك ميتوانستند خودكفا باشند به سر رسيده است. اغراق آميز نيست اگر گفته شود كه بشر اكنون در حال استقرار يك جامعه جهاني توليد و مصرف ميباشد.

بنا بر آنچه كه گفته شد ميتوان ريشه بحران كنوني را در چگونگي رابطه فرد و جامعه جستجو كرد. فرد بيش از هر زماني به وابستگي خود به جامعه اگاه شده است. اما نه تنها اين وابستگي را يك رابطه مفيد، ارگانيك و حامي خود نميبيند بلكه آنرا تهديدي براي آزاديهاي طبيعي و يا حتي منافع اقتصادي خود ميبيند. علاوه بر اين، حس خود محوري وي تقويت، و حس جامعه گرايانه اش كه بطور طبيعي هم ضعيفتر هست، بشدت تضعيف ميشود. همه انسانها، صرفنظر از موقعيتشان در جامعه از اين روند رنج ميبرند. انسانها - زندانيان خود محوري خود - احساس عدم امنيت، تنهايي و محروم بودن از لذتهاي زندگي ميكنند. انسان، اگر خود را وقف جامعه انساني كند ميتواند به زندگي هر چند كوتاه خود معني ببخشد.

به نظر من منشا همه بديها، هرج و مرج موجود در سيستم اقتصادي جامعه سرمايه داري امروز است. ما در مقابل خود يك جامعه توليدي را نظاره گريم كه اعضاي آن بطور سيري ناپذيري در تلاش محروم كردن يكديگر از ثمره كار جمعي – نه از طريق زور، بلكه از طريق قوانين جاري - هستند. به اين ترتيب، مهم است كه دريابيم كه ابزار توليد مورد نياز براي توليد كالاهاي مصرفي و همچنين كالاهاي مازاد در مالكيت خصوصي افراد قرار دارند.

در بحث جاري من «كارگران» را كساني مينامم كه در مالكيت ابزار توليد شريك نيستند – هر چند كه اين تعريف با مفهوم مرسوم معادل نيست. مالك ابزار توليد در موقعيتي است كه ميتواند نيروي كار كارگر را بخرد. كارگر، با بكارگيري ابزار توليد، كالاهاي جديد توليد ميكند كه در مالكيت سرمايه دار قرار ميگيرد. نكته اصلي رابطه بين ارزش واقعي كالايي است كه كارگر توليد ميكند و ارزش واقعي مزدي كه دريافت ميكند. مزد دريافتي كارگر نه با ارزش واقعي كالايي كه توليد ميكند بلكه با حداقل نياز وي براي ادامه زندگي و ميزان نيروي كار در جستجوي كار تعيين ميشود. مهم اينست كه بدانيم كه حتي در تيوري هم مزد دريافتي كارگر با ارزش كالاي توليد شده تعيين نميشود.

بعلت رقابت بين سرمايه داران، پيشرفت تكنولوژي وافزايش روزافزون اردوي نيروي كار در جهت توليد انبوه با هزينه بسيار كمتر، سرمايه خصوصي در اختيار تعداد محدودي قرار ميگيرد. در نتيجه پيشرفت تكنولوژي چنان اليگارشي سرمايه خصوصي ايجاد ميشود كه قدرت فوق العاده آن حتي توسط دمكراتيك ترين جامعه هم قابل كنترل نيست. و اين يك حقيقت محض است، چونكه اعضاي نهادهاي قانونگذاري توسط احزاب سياسي انتخاب ميشوند، كه به نوبه خود عمدتا توسط سرمايه داران خصوصي حمايت مالي ميشوند و تحت تاثير قرار ميگيرند. اين امر باعث ميشود كه انتخاب كنندگان و انتخاب شوندگان از هم فاصله بگيرند. در نتيجه نمايندگان مردم در حقيقت از منافع اقشار محروم جامعه بطور مؤثر دفاع نميكنند. علاوه بر اين، در شرايط كنوني، مالكان ابزار توليد مستقيم و يا غير مستقيم منابع اصلي اطلاعات (مطبوعات، راديو، آموزش) را در كنترل دارند. بنا بر اين، براي يك شهروند بسيار مشكل و در حقيقت در بيشتر موارد كاملا غير ممكن ميشود كه از حقوق سياسي خود آگاهانه بهره بگيرد.

بنا بر اين، سيستم اقصادي مبتني بر مالكيت خصوصي سرمايه با دو ويژگي مشخص ميشود: اول، ابزار توليد (سرمايه) در مالكيت سرمايه دار است؛ دوم، قرارداد كار بين كارگر و سرمايه دار آزادانه بسته ميشود. مسلما، هيچ جامعه سرمايه داري بطور ناب وجود ندارد. بايد در نظر داشت كه كارگران، طي مبارزات طولاني و پيگير سياسي خود موفق شده اند نوعي از «قرارداد كار آزاد» را براي اقشار معيني از خود تضمين كنند. اما در مجموع، سيستم اقتصادي امروز تفاوت چنداني با سرمايه داري خالص ندارد.

امر توليد به هدف سوداندوزي انجام ميگيرد نه به هدف تامين نيازهاي جامعه. هيچ تضميني وجود ندارد كه همه كساني كه قادرند و مايلند كار كنند بتوانند شاغل شوند؛ تقريبا هميشه يك «لشكر عظيم بيكار» وجود دارد. كارگر هميشه در بيم از دست دادن شغل خود به سر ميبرد. از آنجاييكه كارگران بيكار و كارگران با دستمزد پايين نميتوانند يك بازار سودآوري را براي كالاهاي توليدي ايجاد كنند، توليد كالاهاي مصرفي محدود ميشود و پيامد آن فشار بيشتر بر دوش اقشار كم درآمد جامعه است. پيشرفت تكنولوژيكي غالبا به جاي آسانتر كردن شرايط كار براي همه، باعث بيكاري روزافزون ميشود. انگيزه سوداندوزي و رقابت بين سرمايه داران، عامل بي ثباتي در انباشت و كاربرد سرمايه ميباشد كه خود جامعه را به سوي ركود شديد سوق ميدهد. رقابت لجام گسيخته باعث به هدر رفتن نيروي كار، و فلج كردن آگاهي اجتماعي افراد كه قبلا به ان اشاره شد ميشود.

فلج كردن آگاهي اجتماعي افراد را من مخرب ترين دستاورد سيستم سرمايه داري ميدانم. كليت سيستم آموزشي ما از اين سيماي زشت سرمايه داري رنج ميبرد. به دانش آموز نوعي اخلاق رقابتي اغراق آميز القا ميشود تا دانش اكتسابي خود را تنها براي موفقيت فردي خود در آينده مورد ستايش قرار دهد.

من متقاعد شده ام كه براي از بردن اين سيماي زشت سرمايه داري تنها يك راه وجود دارد، و آن استقراراقتصاد سوسياليستي همراه با يك سيستم آموزشي با اهداف اجتماعي و سوسياليستي ميباشد. در چنين سيستم اقتصادي، ابزار توليد در مالكيت جامعه است و به شيوه برنامه ريزي شده بكار گرفته ميشود. سيستم اقتصاد برنامه اي، توليد را بر اساس نياز جامعه تنظيم ميكند، كار را بين همه كساني كه توانايي كار كردن را دارند تقسيم ميكند و معيشت همه مردان، زنان و كودكان را تضمين ميكند. آموزش فردي، علاوه بر اينكه شكوفايي استعدادهاي ذاتي را تشويق ميكند، تلاش ميكند تا به جاي تكريم و ستايش قدرت و موفقيت فردي، احساس مسؤليت نسبت به ديگر همنوعان در جامعه را ايجاد كند.

اما بايد به ياد داشته باشيم كه اقتصاد برنامه اي هنوز به معني سوسياليسم نيست. اقتصاد برنامه اي به خودي خود ميتواند با استثمار كامل افراد همراه باشد. دستيابي به سوسياليسم مستلزم حل مسايل بغرنج سياسي ـ اقتصادي ميباشد: چگونه ممكن است در سيستم متمركز اقتصادي ـ سياسي از رشد بوروكراسي و عواقب مخرب آن جلوگيري كرد؟ چگونه ميتوان حقوق فردي را پاس داشت و دمكراسي را در مقابل بوروكراسي بيمه كرد؟

شفافيت بخشيدن به اهداف و مشكلات سوسياليسم در دوران گذار حايز اهميت بسيار بالايي است. در شرايطي كه، بحث آزاد در مورد معظلات جامعه بشري به تابويي تبديل شده است، من فكر ميكنم شروع كار اين مجله ميتواند خدمت قابل ملاحظه اي به افكار عمومي باشد.



تحصیل در انگلستان
پذیرش از کالج و دانشگاه های انگلستان
www.UkStudyToday.com
دوره های آیلتس و تافل در انگلستان
دوره های فشرده و طولانی مدت
www.UkStudyToday.com
مشاوره تخصصی تحصیل در انگلستان
همه روزه بجز یکشنبه ها
www.UkStudyToday.com
طراحی حرفه ای وب سایت
وب سایتهای تجاری,خبری,شخصی
www.RoyalWebDesigners.com
محل نمایش آگهی شما
20 میلیون بار نمایش ماهیانه
www.IranianUK.com/feedback.php
تبلیغ رایگان کسب وکار خود؟
آگهی رایگان
www.Iranian118.com




 


ديگر مطالب اين بخش
  n  منصوبان رهبر ايران در مقابل حسن خميني
  n  از غرور ملي تا تحقير شيوخ نفتي ؛ وقتي آنگولا از پارس جنوبي سهم مي برد!
  n  نگاهي ديگر: آيت‌الله خميني در چند پرده - 4 : زنده باد دولت؛ جمهوري تمام عيار
  n  كاهش درآمدهاي نفتي و ركود بازار مسكن ايران
  n  انجمن پادشاهي ايران؛ از ادعا تا واقعيت
  n  خوشه بندي اقتصادي؛ نگراني جديد خانواده ها
  n  نگاهي ديگر: آيت‌الله خميني در چند پرده - 3 : خدا مرده است؛ زنده باد دولت
  n  ترس از مابعد اسلامگرايي
  n  نگراني مشتريان: از ورشكستگي بانك ها تا دغدغه پولشويان
  n  آيا دولت مي تواند به ۴۰ ميليون ايراني ماهي ۲۵ هزارتومان بدهد؟
  n  سياست و اقتصاد در روابط ايران و چين
  n  جامعه شكسته: بريتانيا به كجا مي رود؟
  n  فضاي ملتهب سياسي و تغيير لحن مقامات ايراني
  n  سردي در روابط روسيه - ايران
  n  نگاهي ديگر: آيت‌الله خميني در چند پرده - 2 : زنده باد دولت؛ جمهوري فقهي
  n  نگاهي ديگر: آيت‌الله خميني در چند پرده - 1: زنده باد دولت؛ جمهوري فرانسوي
  n  آمادگي براي افزايش قيمت ها در ايران
  n  اروند رود؛ راهكارهايي براي جلوگيري از اختلاف مرزي
  n  قتل فيزيكدان ايراني: سوالات بيشتر از جواب ها
  n  ايران در آستانه‌ي انقلاب، اما با ترس از انقلاب
  n  پاسخ سهراب روح الاميني به آقاي لاريجاني
  n  تحريم امتحانات: راهي براي توقف سركوب؟
  n  زندگي اينترنتي و نقض حريم خصوصي افراد
  n  برخورد با معترضان و شكاف تازه بين اصولگرايان
  n  حذف يارانه؛ از جيب مبارك تا كيسه خليفه
  n  7ماه تلاش ناكام براي يافتن عوامل بيگانه در معترضين داخلي : شاه مهره سيا و موسادكيست؟
  n  كدام سريعتر: ساعت اتمي يا سياسي؟
  n  خواست‌هاي بهنيه جنبش سبز: گفتن آنچه نهفته ماند
  n  تحليل واشنگتن تايمز از ادامه جنبش سبز ايران : گسترش زيرزميني جنبش مخالفان
  n  مقاله تايمز در مورد ايران : بهت زده از زندگان، بيمناك از مردگان
  n  جنبشي زنانه كه مردانه مي‌شود
  n  مهم‌ترين نياز جنبش نتيجه گيري است، نه مقابله به مثل
  n  موضع رهبري جنبش سبز در دور تازه سركوب ها: موسوي در زمين حكومت بازي نمي كند
  n  وضعيت كسب وكار ايران بسيار نامناسب است، چه بايد كرد؟
  n  در رثاي كسي كه به جاي حكومت بر سرهاي بالاي دار، بر قلب‌هاي مردم حكومت كرد
  n  از استاديوم تبريز تا خيابان‌هاي قم
  n  واقعاً‌ غرامت مي‌خواهيم؟!
  n  اعتراضات ايراني:رنگي از اميد و طنز و اضطراب
  n  تحريف تاريخ و ادعاهاي جعلي در كتاب‌هاي درسي دولت باكو
  n  دورنماي تازه اعتراضات در ايران
  n  اكونوميست: خاكريزهاي رژيم ايران متزلزل است
  n  با حمله شديد و بي‌سابقه وزير اطلاعات به آيت‌الله رفسنجاني : بحران وارد مرحله جديدي مي‌شود
  n  گزينه هاي اوباما در برابر ايران: مذاكره، مهار يا مقابله نظامي؟
  n  ايران توتال را كنار مي گذارد يا توتال ايران را؟
  n  اكبر گنجي : ما اشتباه كرديم !!
  n  دوبي بدهكار و 38 سالگي امارات عربي متحده
  n  اروپا و اسرائيل، تنش زير پوست شهر مقدس
  n  گفت و گوي بي‌بي‌سي فارسي با شيمون پرز
  n  تدبير خود كرده؛ بحران سياسي داخلي و آچمز هسته‌اي ايران
  n  آيا تحريم هاي جديدي در انتظار ايران است؟
  n  سعيد امامي، مردي كه با داروي نظافت خودكشي كرد
  n  جمهوري اسلامي ؛ آزمون تاريخي روحانيت شيعه
  n  پايان زندگي پرماجراي علي كردان
  n  مثلث رابطه ايران- آمريكا و روسيه
  n  با مصوبه اخير مجلس مردم بايد خرج بريزوبپاش دولت را بدهند
  n  اختلاف بر سر يارانه ها؛ دولت و مجلس به دنبال راه حل
  n  خشونت؛ روشي بلندمدت براي مقابله با اعتراض ها؟
  n  نگاهي ديگر: 30 سال جنگ قدرت در ايران 4 (بخش پاياني)
  n  نگاهي ديگر: 30 سال جنگ قدرت در ايران 3
  n  نگاهي ديگر: 30 سال جنگ قدرت در ايران 2
  n  نگاهي ديگر: 30 سال جنگ قدرت در ايران 1
  n  هر "سبز"ي "جنبش سبز" نيست
  n  اكبر اعتماد: غرب دروغ مي گويد، ايران بايد هسته اي شود
  n  سپاه پاسداران از تغيير ساختاري تا آرايش امنيتي
  n  ايران هشت سال ديگر به وارد كننده نفت تبديل مي شود؟
  n  مجادلات تازه در تهران در باره مذاكرات ايران و آمريكا
  n  كلينتون از زير سايه اوباما خارج مي‌شود
  n  ايران و اعضاي تازه شوراي امنيت
  n  تعويق يا تسليم؟ تأخير در انتشار گزارش كميته ويژه مجلس
  n  ناگفته هاي جنبش سبز در مصاحبه با محسن مخملباف - قسمت اول مصاحبه مخملباف
  n  دانشگاه‌هاي ايران، آتش زير خاكستر
  n  صنعت نفت ايران زير چكمه هاي سپاه, اعتراف قرارگاه خاتم به بيكاري ۶۰۰۰ نفر در پارس جنوبي
  n  برداشت متفاوت ايران و غرب از توافقات ژنو
  n  نگراني مقامات اتاق بازرگاني ايران از ظهور بنگاه هاي شبه دولتي
  n  سرزمين‌هاي از دست رفته و حقوق ملي ايران در درياي مازندران
  n  نيويورك تايمز: گزارش محرمانه آژانس درباره ايران
  n  خواب كفن پوشان يا دوگانگي در سياست : از فرار خاتمي به دستشويي تا مذاكره رودروي نماينده احمدي نژاد با آمريكا
  n  مگر دشمن ، ايران را اشغال كرده است؟
  n  مير حسين و آغاز ديكتاتوري
  n  هشدار هاي اوباما به ايران؛ چه اتقافي در انتظار است؟
  n  سي سال در سازمان ملل؛ از پاي برهنه نخست‌وزير تا پيشنهاد رئيس‌جمهوري
  n  بازتاب اعتراضات در گفت وگو هاي خبرگان رهبري
  n  سيستم تازه دفاع موشكي آمريكا و قابليت دفاع از همسايگان ايران
  n  اكونوميست: دولت متزلزل در ايران
  n  چالش مجدد ميان مجلس و دولت با انتصاب معاون اول رياست جمهوري
  n  دور تازه افزايش سانسور در ايران
  n  پيشنهاد جديد ايران: پاسخ به سئوالاتي كه پرسيده نشد
  n  خاطره حملات يازده سپتامبر در آمريكا زنده است
  n  اشك ها و لبخندها: درباره اتهام جاسوسي براي ام آي-۶
  n  هفت دليل براي تاييد نظر طبيعي بودن بيكاري
  n  همراهان چاوز با كفش درحرم
  n  واشنگتن پست : لغو مراسم بزرگ و باسابقه مذهبي در ايران به دليل هراس از شكل گيري يزرگ اعتراضات
  n  زنگ خطر آسيب هاي اجتماعي به صدا درآمده :رشد مصرف مواد مخدر سه برابر نرخ رشد جمعيت
  n  اكونوميست: دانشجويان ايران و ادامه اعتراضات
  n  مقصران كوي و كهريزك: لباس شخصي ها يا نيروهاي رسمي؟
  n  گمانه زني محافل تحقيقاتي - نظامي غرب : ايران چگونه تنگه هرمز را مي بندد؟
  n  سهم دشمن در تحولات داخلي جمهوري اسلامي
  n  كامران دانشجو درباره مدرك دكتراي خود دروغ مي‌گويد
  n  اكونوميست: سپاه نشان مي دهد رئيس كيست
  n  سياست ايران در روزهاي رمضان


  HTML CODE:




بخشهاي ديگر سايت



 
امكانات سايت
  عضويت در خبرنامه
:Email
بخشهاي مختلف سايت :
  تعداد بازديدكنندگان
185814711
 

   Copyright 2006 - 2010 © IranianUK.com , All rights reserved.   

محل نمايش آگهي شما







دوره های کوتاه مدت و بلند مدت زبان انگلیسی در مالزی
محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما
محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.

محل نمايش آگهي شما



محل نمايش آگهي شما

محل نمايش آگهي شما




اين سايت هيچگونه مسئوليتي را در قبال
آگهي ها نمي پذيرد.